زهرا موسوی
مقدمه
آنچه در پی میآید، محصول بررسی، بازبینی، راستیآزمایی، ترجمه و تطبیق دهها منبع از مستندات و منابع موثق در بارهی «صغرا کریمی»1 ملقب به «صحرا کریمی»، رئیس پیشین «افغان فیلم» در حکومت اشرفغنی احمدزی است. این گزارش تحقیقی در پی فراخوان بیپاسخ مناظرهی علنیای است که بهتاریخ ۱۲ نوامبر ۲۰۲۴ میلادی و بهمنظور روشن شدن اتهامات و ادعاهای مستمر اخلاقی به آدرس نویسنده از سوی صحرا کریمی، نوشته شده است. این گزارش تحقیقی اقدامی برای بسته شدن پروندهی باز یک فیگور فرهنگی است و از مواردی چون زورگویی، خشونتگری، جعل واقعیت، سفیدشویی، تخریب، ترور شخصیت، تهدید و در یک کلام «تبهکاری» در فضای فرهنگی افغانستان معاصر رونمایی میکند.

صحرا کریمی طی سالهای متمادی، بدون هیچ پیامدی با «هرزهنکوهی» زنان فعال و فرهنگی در فضای عمومی و با شایعهسازی جنسی و اتهامات اخلاقی، خشونت زبانی و روانی مضاعفی را بر این فعالان از جمله نویسندهی این گزارش تحمیل کرده است. وی بارها در حوزهی عمومی، برنامههای رسانهای و فضاهای خصوصی، زنان را با القابی چون «روسپی»، «هرزه»، «فمینیست افغانی»، «شوی/شوهر دزد»، «خانهخرابکن»، «فعال مدنی و زدنی»، «لنده»، «فعال حقوق سگ و گربه و مورچه»، «زناکار»، «غارتگر عاطفه» و… خوانده و در معرض نفرتپراکنی و خشونت عمومی قرار داده است.
این گزارش تحقیقی برای روشن شدن حقیقت در بارهی یک لُمپن در فضای فرهنگی معاصر افغانستان است که از آدرس یک بهاصطلاح زن قربانی، همواره با فرافکنی و اشغال فضا، واقعیت را جعل کرده و اذهان عمومی را فریب داده است. اذعان این نکته الزامی است که این افشاگری نه بهمنظور قضاوت و قیاس اخلاقی در بارهی رفتار جنسی و زندگی خصوصی صحرا کریمی یا برائت و روشنی در بارهی هیچ بخش از اتهاماتی که به نویسنده وارد کرده که برای پایان دادن به فرهنگ تزویر، تخاصم و ترور از آدرس مسئولان و متصدیان صاحب قدرت است. صحرا کریمی از آدرس یک مسئول فرهنگی بارها بهواسطهی پنهان کردن و تحریف واقعیت زندگی شخصی و رسمی، پیرو رویکرد ارتجاعی مسلط در بستر جنسیتی و استبدادی افغانستان، آگاهانه ادبیات و گفتمان سرکوب جنسیتی را بازتولید و با تبلیغ الگوها و اسلوبهای مردسالارانهای چون ادعای «پاکدامنی» و «قدیسگی»، در نقش «زن خوب» و «مطلوب» در تثبیت و عادیسازی کلیشههای جنسیتی و خشونت جنسی نقش داشته است. وی بارها با «اهریمن»ی نامیدن آزادی و عاملیت زنان، همارز طالبان در جامعه علیه اقلیت مستقل کوچکی از زنان «هراس اخلاقی» و «ناامنی روانی» ایجاد کرده است.
تمرکز این گزارش تحقیقی بر این مساله معطوف است که بهصورت مستند و مستدل ثابت کند که هیاهوگری و هوچیگری وی – در بیش از پانزده سال حضور در فضای فرهنگی- ذیل هرزهنکوهی و اتهامهای اخلاقی مکرر به آدرس زنان فعال و بهویژه نویسندهی این تحقیق در بارهی آنچه «شوهر/شویدزدی» و «خانهخرابی» و… میخواند، حربهای برای مصادرهی مطلوب، شهرتطلبی و منفعتگرایی شخصی بوده است و کمترین ارتباطی با واقعیت زندگی وی ندارد. هدف این گزارش آگاه کردن و اطلاعرسانی افکار عمومی و بیداری وجدان جمعی بهویژه جامعهی زنان، جامعهی رسانهای و فرهنگی در بارهی ماهیت و شخصیت اصلی یک خشونتگر ضدزن و ضدفرهنگ در لباس مبدل است.
این تحقیق افزون بر روشنگری در بارهی اتهامات مکرر اخلاقی وی در فضای عمومی به راستیآزمایی زندگینامهی صحرا کریمی بهعنوان یک فیگور فرهنگی میپردازد و مشمول پیشینهی خانوادگی، وضعیت مدنی، کارنامهی تحصیلی، فعالیتهای دانشگاهی، پیشینهی شغلی، کارنامهی سینمایی و… است.
در این گزارش با مراجعه به اسناد رسمی و دادههای مستند و میدانی تثبیت میشود که هر آنچه دربارهی شخصیت عمومی صحرا کریمی از سوی وی ساخته و پرداخته شده، دستکم در سه جغرافیای سیاسی و بستر زبانی متفاوت: منابع اسلواکی، منابع فارسی و منابع انگلیسی از سه هویت متضاد و متناقض رونمایی میکند. افزون بر این، این گزارش تحقیقی نشان میدهد که صحرا کریمی همواره با «سیاست حمله و هتاکیِ اخلاقی» خطاب به چهرههای فعال و مستقل جامعهی زنان افغانستان، بهمنظور پیشگیری از هرگونه اقدام به افشاگری و دادخواهی آنان را با قلدری و تهدید جانی و روانی، مسکوت و مرعوب میکند.
زندگینامه: صغرا یا صحرا؟ چند روایت و چند واقعیت
جستوجو ذیل نامهای صحرا کریمی، Sahraa Karimi ،Sahrou Karimi ،2Sahray Karimi نشان میدهد که بر اساس زندگینامههای موجود به نقل از خود وی ــ مشمول رزومه و مصاحبه ــ، صحرا کریمی دستکم در سه جغرافیای سیاسی و بستر زبانی ایران و افغانستان (مراجع فارسیزبان)، منابع اسلواکی و مراجع انگلیسیزبان، سه شخصیت مجزا با سه پیشینه و زندگینامهی مختلف را ساخته و پرداخته است.
راستیآزمایی سال و محل تولد صحرا کریمی در منابع اسلواکی و انگلیسی
صحرا کریمی در منابع اسلواکیزبان، متولد ۲۰ ماه اپریل سال ۱۹۸۱ میلادی در شهر کابل، پایتخت افغانستان است. با اینحال سال تولد وی در این منابع در بازه-زمانی سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳ میان تاریخهای ۱۹۸۱ ـ ۱۹۸۳ و ۱۹۸۵ در نوسان است. نکتهی جالب توجه اینجا است که هرچه منابع به سالهای نخست مهاجرت وی به اسلواکی نزدیکتر، سن وی نیز بیشتر و هرچه تاریخ انتشار این منابع از تاریخ مهاجرت وی به اسلواکی دورتر است، سن وی کمتر میشود. بررسیها در این تحقیق، دستکم تفاوت سن چهار ساله ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ را در زندگینامههای رسمی وی ثابت میکند.
برای مستند کردن این ادعاها، بریده مصاحبههای وی در منابع اسلواکی به ترتیب زمانی انتخاب شده که تناقضات در ادعاها در بارهی سال و محل تولدش را در منابع رسمی آشکار میسازد.
در مطلبی زیر نام «در آشپزخانه با صحرا کریمی، دانشجوی مستندسازی»3 نوشتهی اِوا آندریچ اکوا در نشریهی «SME» منتشر شده، آمده است:
«Sahraa Karimi sa narodila v roku 1981 v afganskom Kábule. Počas vojny v Afganistane sa s rodinou presťahovala do Iránu, kde dva a pol roka študovala stavebníctvo a architektúru…»4 (SME, Dec 3, 2005)
ترجمه به فارسی:
«صحرا کریمی در سال ۱۹۸۱ میلادی در کابل افغانستان متولد شد. در جریان جنگ در افغانستان، او به همراه خانوادهاش به ایران مهاجرت کرد، جایی که به مدت دو سال و نیم در رشتهی ساختمان و معماری تحصیل کرد…» در گزارش دیگری که نشریهی اسلواکی اسپکتاتور ( Spectator) به زبان انگلیسی با عنوان «صحرا کیست»؟ توسط زوزانا ها شودووا (Zuzana Habšudová) در سال ۲۰۰۲ به نقل از وی نوشته است:
«Sahraa was born in Afghanistan but lived most of her life in Iran…»5 (9. December 2002,)
ترجمه به فارسی:
«صحرا در افغانستان متولد شده اما بیشتر عمر خود را در ایران گذرانده است…»
در مصاحبهی دیگری که زیر نام «خوشحالم که اشتباه کردهام»6 در نشریهی پراودا به قلم یِنا اوپولدو سووا منتشر شده، از قول صحرا کریمی چنین آمده است:
«Narodila sa v Kábule 20. apríla 1982 v bohatej a vzdelanej rodine. Otec, profesor matematiky a fyziky, však chcel, aby išla skôr do školy, tak do rodného listu napísal rok 1981….»7 (Pravda, 04.12.2008)
ترجمه به فارسی:
«او [صحرا کریمی] در ۲۰ آوریل ۱۹۸۲ در کابل در یک خانوادهی ثروتمند و تحصیلکرده به دنیا آمد. پدرش که استاد ریاضیات و فیزیک بود، میخواست او زودتر به مدرسه برود، بنابراین در شناسنامهاش سال تولد وی را ۱۹۸۱میلادی ثبت کرد…»
چنانچه گفته شد در منابع و زندگینامههای مختلف، سن صحرا کریمی بهنقل از خود وی، در میان سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۵ در نوسان است. برای نمونه در بیوگرافی وی که در برنامهای با عنوان «چشمانمان را به روی هستی بگشاییم» (Apriamo gli occhi all’esistenza) در ویبسایت فستیوال فیلم مستقل رم (RIFF – Rome Independent Film Festival) منتشر شده، آمده است:
«Born in 1985, Sahraa Karimi comes from the second generation of Afghan refugees in Iran. At the age of fifteen, she played as an actress in two Iranian films which brought her to study cinema in Slovakia and graduated with a PHD of directing.»8 (RIFF)
ترجمه به فارسی:
«صحرا کریمی، متولد ۱۹۸۵، از نسل دوم پناهجویان افغان در ایران است. او در پانزدهسالگی در دو فیلم ایرانی بهعنوان بازیگر نقشآفرینی کرد که همین تجربه او را به تحصیل سینما در کشور اسلواکی سوق داد و در نهایت موفق به دریافت دکترای کارگردانی شد.»
راستیآزمایی نام، سال و محل تولد صحرا کریمی در منابع فارسیزبان
زندگینامههای صحرا کریمی مشمول سال، محل تولد و پیشینهی خانوادگی که بهنقل از خود وی در منابع معتبر فارسی آمده، کمترین نسبت و مشابهتی با منابع اسلواکی ندارد: با اینحال در بعضی از این منابع محل تولد وی شهر ری است، در شماری قرچک-ورامین و در بسیاری دیگر تهران آمده است. نکتهی قابل توجه در این است که صحرا کریمی در منابع فارسیزبان بر خلاف تمام منابع اسلواکیزبان محل و کشور تولد خود را نه افغانستان که ایران معرفی میکند. همچنان نام وی نیز از ایران به اسلواکی، از صغرا به صحرا تغییر مییابد.
برای نمونه و بر اساس پوسترهای منتشر شدهی فیلمهای سینمایی ایرانی «خواب سفید» و «دختران خورشید» که وی در سالهای زندگی در ایران و درخلال سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۱ در آن نقش بازی کرده، در بخش نام، صغرا کریمی درج شده است. محل تولد وی در این اسناد به نقل از خود وی، مناطق حومهی تهران آمده و سال تولد نیز در میان سالهای ۱۳۶۰ هـ.ش برابر با ۱۹۸۰م تا ۱۳۶۴ برابر با ۱۹۸۵ م در تغییر است. برای نمونه وی در گفتوگو با آرمانشهر در سال ۲۰۱۴ میگوید:
«من صحرا کریمی، بهار ۱۳۶۲ در ایران، در شهر ری در یک خانواده مهاجر که به دلیل جنگها مهاجر شده بود، متولد شدم….»9
در گفتوگوی دیگری که بهمناسبت روز مهاجرت با «ژورنال هفته» زیر عنوان «خدا ما را فراموش کرده است» توسط فرنگیس شکیبا انجام شده، بهنقل از صحرا کریمی آمده است:
«پدر و مادرم تقریبا چهل سال پیش به ایران مهاجرت کردند و من هم چون هزاران کودک مهاجر افغانستانی در غربت بهدنیا آمدم در سی و یکم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۲. زادگاهام کشور ایران است…»10
در مصاحبهای که با ویبسایت «آی فیلم» به تاریخ ۸ سرطان سال ۱۳۹۸ منتشر شده، بهنقل از صحرا کریمی آمده است:
«من از نسل دوم مهاجرت هستم و در ایران متولد شدم. تا سن ۱۶ سالگی در تهران بودم و در رشتهی ریاضی فیزیک درس خواندم…»11
در گفتوگویی دیگر که زیر عنوان «صحرا کریمی: در حال حاضر ۴ کارگردان زن فعال در افغانستان داریم»، در ویبسایت خبری تحلیلی «عصر ایران» بهتاریخ ۱۳۹۸ نشر شده، چنین آمده است:
«صحرا کریمی در ایران به دنیا آمده، بزرگ شده، تحصیل کرده و به گفتهی خودش از نسل دوم مهاجران افغان به ایران است. او در اسلواکی رشتهی سینما خوانده و دکترای کارگردانی دارد…»12
راستیآزمایی پیشینهی خانوادگی صحرا کریمی در منابع اسلواکی و انگلیسیزبان
در منابع اسلواکی صحرا کریمی از پدر و مادر روشنفکر و دانشگاهی و در خانوادهای متمول در کابل متولد شده است. بر اساس نقلقولهای مستقیم از زبان وی، پس از تسلط طالبان در دور اول (۱۹۹۶)، به دلیل محدودیت تحصیل و ریسک موقعیت سیاسی پدر (استاد دانشگاه کابل که در روسیه تحصیل کرده)، در سن پانزدهسالگی به ایران و نزد خانوادهی کاکایش فرستاده میشود. در این سناریو، مادر فارغالتحصیل رشتهی ادبیات و پدر استاد رشتهی ریاضیات و فیزیک در دانشگاه کابل است. مادر در دانشگاه با پدر آشنا میشود، با وی ازدواج میکند و صحرا کریمی ثمرهی این زندگی عاشقانه است. در این منابع، پیشینهی خانوادگی صحرا کریمی یک درام تمامعیار تراژیک است: پدر به دلایل سیاسی از جمله نزدیکی به حکومت پیشین کمونیستی توسط طالبان در دور اول کشته میشود؛ مادر، خواهر و خودش آواره و تنها برادرش نیز مفقود میگردد. برای نمونه، برشهایی از مصاحبههای وی با نشریات مختلف اسلواکیزبان در سالهای نخست پناهندگیاش را در این مورد مرور میکنیم.

صحرا کریمی در مطلبی زیر نام «هیچ تهدیدی از سوی جنبش فمینیستی در افغانستان وجود ندارد»13 در گفتوگو با سیلویا پنی چکوا (Silvia Pňačková) در سال ۲۰۰۸ گفته است:
«Sahrin otec, univerzitný profesor, bol komunista. Nadhľad získal práve počas štúdií v Moskve. Dnes už nežije, zomrel pod rukou Talibanu.»14 (SME,Oct 5, 2008, Silvia Pňačková)
ترجمه به فارسی:
«پدر صحرا استاد دانشگاه و یک کمونیست بود. او در دوران تحصیلاش در مسکو به این نگرش دست یافت. [وی] امروز دیگر در قید حیات نیست، زیرا به دست طالبان [در دور اول طالبان] کشته شد.»
همچنان به نقل از صحرا کریمی در مطلبی زیر نام «صحرا کریمی: من زندگی سختی داشتم»15 از میلادا چکوا در سال ۲۰۰۲ آمده است:
«Afganka Sahraa Karimi, ktorej Slovensko poskytlo azyl, nevie, čo sa stalo s jej rodinou. Vie len že otca pred piatimi rokmi zavraždili prívrženci Talibanu. V dvadsiatich rokoch je sirotou v cudzej krajine. Nemá ani len fotografiu svojich blízkych. Táto snímka je z ulíc starej Bratislavy, kde našla druhý domov.»16 (SME,Nov 1, 2002)
ترجمه به فارسی:
«صحرا کریمی، زن افغانی است که اسلواکی به او پناهندگی داده است. وی نمیداند چه بر سر خانوادهاش آمده است. تنها میداند که پنج سال پیش پدرش توسط طالبان به قتل رسید. او در بیستسالگی یتیمی در کشوری بیگانه است و حتا یک عکس از عزیزانش ندارد. این تصویر [اینجا] از خیابانهای قدیمی براتیسلاوا گرفته شده است، جایی که او خانهی دوم خود را یافته است.»
در مصاحبهی دیگری که زیر نام «خوشحالم که اشتباه کردهام»17 در نشریهی پراودا به قلم یِنا اوپولدو سووا منتشر شده، از قول صحرا کریمی چنین آمده است:
«Narodila sa v Kábule 20. apríla 1982 v bohatej a vzdelanej rodine. Otec, profesor matematiky a fyziky, však chcel, aby išla skôr do školy, tak do rodného listu napísal rok 1981. Keď mala trinásť, prišiel do Kábulu Taliban. Nemohla chodiť do školy, tak ju učil otec doma. V pätnástich ju poslal do Iránu, aby mohla dokončiť strednú škola a študovať ďalej. Žila v Teheráne u strýka. „Keď som raz išla zo školy, zastavilo pri mne auto…»18 (Pravda, 04.12.2008)
ترجمه به فارسی:
«او [صحرا کریمی] در ۲۰ آوریل ۱۹۸۲ در کابل در یک خانوادهی ثروتمند و تحصیلکرده به دنیا آمد. پدرش که استاد ریاضیات و فیزیک بود، میخواست او زودتر به مدرسه برود، بنابراین در شناسنامهاش سال تولد وی را ۱۹۸۱میلادی ثبت کرد. وقتی سیزدهساله بود، طالبان به کابل آمد. او دیگر نمیتوانست به مدرسه برود، بنابراین پدرش در خانه به او آموزش میداد. در پانزدهسالگی، پدرش او را به ایران فرستاد که بتواند تحصیلات دبیرستان [لیسه] خود را به پایان برساند و به تحصیل ادامه دهد. او در تهران نزد کاکایش زندگی میکرد.»
صحرا کریمی در مصاحبهی دیگری که با رسانهی «Fairplanet» به تاریخ ۱۲ می ۲۰۲۰ انجام داده، مدعی میشود:
«My father was a professor and a very open-minded man who had also studied outside of Afghanistan. He never discriminated against me as it is common in Afghanistan when it comes to girls’ education. My father kept on teaching me at home for two years….»19 (Fairplanet, May 12, 2020)
ترجمه به فارسی:
«پدرم استاد دانشگاه و مردی بسیار روشنفکر بود که در خارج از افغانستان نیز تحصیل کرده بود. او هرگز برخلاف آنچه که در افغانستان در مورد آموزش دختران رایج است، با من تبعیضآمیز رفتار نکرد. پدرم بهمدت دو سال در خانه به من آموزش داد…»
صحرا کریمی در گفتوگویی با رسانهی داکا تریبون که با عنوان «صحرا کریمی: تکنیک روایتگری زنان تفاوت زیادی با مردان دارد» در سال ۲۰۱۴ منتشر شده، برخلاف آنچه در رسانههای اسلواکیزبان گفته است، مدعی میشود:
«…My parents are of Afghan origin and during the early years of their marriage, they moved to Iran, where I was born.»20 (Dhaka Tribune,11 Jan 2014)
ترجمه به فارسی:
«…والدین من اهل افغانستان هستند و در سالهای ابتدایی ازدواجشان به ایران مهاجرت کردند، جایی که من به دنیا آمدم.»
راستیآزمایی پیشینهی خانوادگی صحرا کریمی در منابع فارسیزبان
آنچه در بارهی پیشینهی خانوادگی صحرا کریمی در منابع فارسی از زبان وی نقل شده، با اصالت خانوادهی وی در منابع اسلواکی و انگلیسیزبان سراسر در تضاد است. در شماری از منابع فارسیزبان پدر از جمله فئودالهای راندهشده از قندهار به ارزگان است که بهدلیل خصومتهای طایفهای و شخصی بر سر زمین، به ایران مهاجرت کرده و صحرا کریمی نسل دوم این خانواده معرفی شده که در مهاجرت بهدنیا آمده است. در شماری دیگر وی از نسل دوم مهاجران مذهبی ساکن ایران و اصالتا از سنگ تختبندر دایکندی در مناطق مرکزی افغانستان و فرزند سوم از همسر دوم مردی کارگر از قوم هزاره و شیعه است که در زمان نوجوانی وی به دلیل کهولت سن فوت کرده است. در برخی از این منابع رسانهای از جمله برنامهی سراچهی تلویزیون طلوع (اینجا) صحرا کریمی با تأکید بر زندگی سخت و مشقتبار خانوادهاش، به چندهمسری پدرش اذعان میکند و مادرش را زن چهارم پدر معرفی میکند.
برای مثال میتوان به این اظهارات متضاد در بازه-زمانی یک دهه از جمله وبلاگ شخصی وی بهنام «و خدا زن را آفرید»21، صفحهی ویکیپیدیا و رسانههایی چون آزادی، خبرنامه، هشت صبح، ژورنال هفته، خبرگزاری بانوان افغانستان، کلیدگروپ و آیفیلم اشاره کرد.
برای نمونه در گفتوگویی که بهتاریخ ۲۸ ماه حوت سال ۱۳۹۵ با رسانهی خبرنامه زیر عنوان «سینماگر هستیگرا؛ صحرا کریمی، ریشهی ارزگانی–بدخشی و درخششی از تهران-پراگ تا کابل» منتشر شده است، میگوید:
«پدر من در واقع به ایران فرار کرد. چون کاکایم و بعضی فامیلهای دیگر ما را دستگیر کردند و به زندان انداختند و حتا بعضیها را هم کشتند…»22
در گفتوگوی دیگری که بهمناسبت روز مهاجرت با «ژورنال هفته» زیر عنوان «خدا ما را فراموش کرده است» توسط فرنگیس شکیبا انجام شده، به نقل از صحرا کریمی آمده است:
«پدر و مادر صحرا کریمی هنگام تجاوز روسها به کشورشان ناگزیر به فرار شدند و صحرا کودکیاش را در ایران گذراند و در همان کودکی با بازی در فیلمهای «دختران خورشید» و «خواب سفید»، پا به عرصهی سینما گذاشت. پس از آن تحصیلات آکادمیک خود را در خارج از ایران ادامه داد.»23
در گفتوگوی دیگری که در «خبرگزاری بانوان افغانستان» در ۲۶ فبروری سال ۲۰۱۹ به نقل از وی به نشر رسیده، گفته است:
«در زمان جنگ پدرم که از خانهای نامدار ارزگان – دایکندی فعلی- بود، مجبور شد تمام زمینها و جای و جایدادمان را رها کند و راه مهاجرت را در پیش گیرد. زندگی مهاجرت در ایران در آن سالهای نخست دههی شصت خورشیدی تا حدودی یکسان بود. یک تحصیل کردهای که دانشگاه کابل را تمام کرده بود و شخصی کاملاً باسواد بود، در ایران و در دنیای مهاجرت برای کسب روزی تن به انجام هر کاری می داد که خیاطی، کفاشی، کار در کارخانههای سنگتراشی و بنایی و نگهبانی از شغلهای رایج آن زمان بود. پدر من هم جز همین قشر بود.»24
در کنار ادعاهای رسانهای و مواضع عمومی، وی در بیشمار پستها و مطالب شبکههای اجتماعی نیز در بارهی پیشینهی طبقاتی و تباری خانوادگیاش اطلاعات متفاوت و متناقضی منتشر میکند. از جمله در پست توئیتریای که در تاریخ ۲۵ جون ۲۰۲۰ از آدرس حساب وی نشر شده است:
«من در سرزمین پدریام، قندهار کهن، حوالی غروب از دکان پیرمردی که لهجه فارسی قندهاری اش غربت تاریخی یک نسل را فریاد میزند، در میان انبوهی درختان ناجو، انارهای سرخ با نان داغ خواهم خرید و احساس آزادگی مرا پر از شوق خواهد کرد. زندگی فلسفی یک زن، صحرا کریمی».

یا در پست عمومی دیگری در ۱۹ فبروری ۲۰۲۲ در بارهی پیشینهی خانوادهاش نوشته است:
«… تصور می کردم: زیبا. با سواد. از خانواده «بیگ» و «خان». خوش سلیقه. خوش پوش. هنرمند … و خیلی از خود خوشیهای دیگر!…»

تناقضات عمده در زندگینامههای صحرا کریمی در جدول زیر خلاصه شده است:
ادعاهای صحرا کریمی در منابع زبان فارسی
- صغرا کریمی، متولد ۳۱ اردیبهشت ۱۳۶۲، متولد شهر ری- ایران.
- صحرا کریمی، متولد سال ۱۳۶۰، متولد تهران-ایران.
- صحرا کریمی، متولد ۳۱ ثور/اردیبهشت ۱۳۶۴، متولد تهران- ایران.
- فرزند سومِ همسر دوم مردی مهاجر از قوم هزاره و شیعه و اصالتا از تخت سنگبندر دایکندی است.
- فرزند زن بیوه و کارگر زمینهای کشاورزی در ایران و از قوم تاجیک است.
- فرزند زن چهارم مردی مهاجر و دانشآموختهی دانشگاه کابل است.
- فرزند پدری از خانهای ارزگان و مادری از بدخشان است.
- فرزند پدر زمینداری که بهدلیل ناامنی و اختلافات خانوادگی مجبور بهمهاجرت به ایران شده است.
- فرزند پدری که پس از اشغال افغانستان از سوی روسها به ایران مهاجرت کرده است.
- فرزند آخر زن سوم مرد کارگر مهاجر که در اثر کهولت سن فوت کرده است.
ادعاهای صحرا کریمی در منابع غیرفارسیزبان
- صحری کریمی، متولد ۲۰ اپریل ۱۹۸۰، شهر کابل، افغانستان.
- صحروا کریمی، متولد ۱۹۸۱، شهر کابل، افغانستان.
- صحرا کریمی، متولد ۲۰ اپریل ۱۹۸۳، کابل، افغانستان.
- صحرا کریمی، متولد افغانستان که در ایران بزرگ شده.
- صحرا کریمی، متولد ماه می ۱۹۸۵، کابل، افغانستان.
- فرزند پدری ثروتمند که استاد دانشگاه کابل بوده است.
- فرزند مادری کتابخوان که فارغالتحصیل رشتهی ادبیات از دانشگاه کابل است.
- ثمرهی ازدواجی عاشقانه از پدر و مادر آکادمیک و روشنفکر است.
- فرزند پدری است که بهسبب گرایشهای فکری چپ و مواضع سیاسی و فکری در دور اول سلطهی طالبان از سوی آنان کشته شده است.
- فرزند پدر کمونیست است که نخستین معلم وی در دور اول طالبان بوده که تحصیلاتش را در مسکو انجام داده است.
این تناقضات در زندگینامههای رسمی صحرا کریمی در حالی رونما میشوند که بر اساس قوانین پناهندگی در اتحادیهی اروپا (مراجعه شود به اینجا)، هرگونه دستکاری در واقعیت و عدم صداقت در بارهی اطلاعاتی چون هویت، سن، پیشینه، وضعیت مدنی و اسناد مرتبط با ادعای تهدید جانی در روند اخذ پناهندگی سیاسی در اسلواکی و دیگر کشورهای عضو اتحادیهی اروپا از مواردیاند که در صورت افشا و اثبات آن مورد پیگیری قانونی قرار خواهند گرفت. بهطور مشخص و بر اساس قانون تابعیت اسلواکی (Zákon č. 40/1993 Z. z. o štátnom občianstve)25 اگر درخواست پناهندگی سیاسی بر اساس ارائهی اسناد جعلی، اطلاعات ارائهشدهی دروغ یا دستکاری و کتمان عامدانهی اطلاعات پذیرفته شده باشد، شرایط اعطای پناهندگی نقض شده و حتا در مواردی که فرد (مانند مورد صحرا کریمی) شهروندی اسلواکی را بهدست آورده باشد نیز رئیس جمهور این کشور میتواند تابعیت فرد خاطی را لغو کند:
«Prezident Slovenskej republiky má právomoc odňať štátne občianstvo osobe, ktorá ho nadobudla na základe klamlivých, nepravdivých alebo zamlčaných údajov. Odňatie občianstva je možné najmä v prípadoch, keď žiadateľ poskytol falošné informácie alebo falšované dokumenty, čím porušil podmienky udelenia občianstva.»
ترجمه به فارسی:
«رئیس جمهوری اسلواکی این اختیار را دارد که تابعیت اسلواکی را از شخصی که آن را از طریق اطلاعات نادرست، گمراهکننده یا پنهانکاری بهدست آورده، سلب کند. این تصمیم معمولاً در مواردی گرفته میشود که متقاضی، اطلاعات دروغ یا مدارک جعلی ارائه داده و به این ترتیب شرایط اعطای تابعیت را نقض کرده باشد.»
راستیآزمایی پیشینهی تحصیلی صحرا کریمی در افغانستان و ایران
صحرا کریمی در رزومه و بیوگرافیهای متعدد در منابع اسلواکیزبان ادعا میکند که در «مکتب زینب در کابل از ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۹م درس خوانده است» (اینجا). در بررسیهای این تحقیق اما هیچ سندی در تأیید این ادعا -به چند دلیل- بهدست نیامده است. نخست اینکه مکتبی بهنام زینب در سالهای مورد نظر در رزومهی صحرا کریمی در کابل وجود خارجی نداشته است. دیگر اینکه به نقل از خود صحرا کریمی در منابع متعدد فارسیزبان، وی متولد، بزرگشده و تحصیلکردهی ایران است که تنها پس از پناهندگی سیاسی در اسلواکی در اواخر سال ۲۰۰۱، برای نخستینبار در سال ۲۰۰۷ به افغانستان سفر کرده است. با اینحال در این منابع به نقل از وی، صحرا کریمی پس از روی کارآمدن طالبان در دور نخست و در سن پانزدهسالگی از سوی پدر روشنفکرش برای تحصیل به ایران فرستاده میشود. در این سناریو، تنها مدت بیش از پنج سال در ایران زندگی کرده است. ضمن این روایت، وی در ایران از صنف دوازده فارغ شده و مدت دو و نیم سال در رشتهی مهندسی عمران در دانشگاه چمران اهواز (۱۹۹۹ــ ۲۰۰۱) تحصیل کرده است. در این منابع از جمله در بیوگرافی رسمی وی در دوران تحصیل(اینجا) و ویبسایت شماری از جشنوارههای فیلم(اینجا) همچنان آمده است که وی در خلال سالهای ۱۹۷۷ تا ۲۰۰۰ میلادی پیش از سفر به اسلواکی در دورههای فشردهی فیلمبرداری، نویسندگی و فیلمنامهنویسی در «مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس» (اینجا) تهران اشتراک کرده است. در منابع فارسیزبان همچنان به نقل از صحرا کریمی آمده است که پس از پایان دورهی لیسه (دبیرستان) در ایران، با اینکه در امتحان کانکور نمرهی عالی گرفته اما جای او را بهدلیل تبعیض ساختاری به یک فرزند سرباز جنگ دادهاند. ادعایی که در این تحقیق از سوی منابع آگاه و مرتبط کاملا رد شده است. در گفتوگویی که نویسنده با هماتاقی صحرا کریمی در خوابگاه دخترانهی دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین، داشت، وی تاکید میکند که صحرا کریمی در دورهی کوتاه چند ماهه26 در سال ۷۷ هجری شمسی، معادل ۱۹۹۸ میلادی در جمع شماری از فارغان صنف دوازده ساکن ایران شامل بوده که بورسیههای تحصیلی در ایران را بهدست آورده است. بر اساس شهادت همدورهای وی، صحرا کریمی، برخلاف ادعای تحصیل دو و نیم ساله در دانشگاه شهید چمران اهواز از آنجا که بهدلیل ورود به سینمای ایران در همان آوان تحصیل را نیمهکاره رها کرده، مدت دوسال در هیچ دانشگاهی حضور نداشته است.
صحرا کریمی در حالی در بیوگرافیهای رسمی در منابع اسلواکیزبان مدعی میشود که برای بیش از دوسال در دانشگاه شهید چمران اهواز ایران در رشتهی مهندسی عمران تحصیل کرده که در منابع فارسیزبان از جمله گفتوگو با برنامهی «بهعبارت دیگر» (اینجا) بیبیسی در پاسخ به عنایت فانی که میپرسد: شما پیش از رفتن به اسلواکی و تحصیل در رشتهی سینما در ایران هیچ تحصیلی در رشتهی سینما نداشتید؟! اذعان میکند:
«نه! نه! من قرار بود مهندسی عمران بخونم. تقریبا شروع کرده بودم، سمستر اولم رو در اهواز. در دانشکدهی مهندسی عمران در اهواز. بعد فیلم ما در جشنوارهی فیلم براتیسلاوا جایزهی اول رو برد و دقیقا سال ۲۰۰۱ بود و سقوط رژیم طالبان بود و افغانستان در رأس خبرهای دنیا بود..»
از این تناقض در حالی رونمایی میشود که ادعای فراغت از دورههای آموزشی باغفردوس نیز بر اساس شهادت منابع آگاه صحت ندارد. یکی از هنرجویان اشتراککننده در کارگاههای آموزشی و از شاعران و فعالان فرهنگی افغانستان ساکن ایران در آن دوره، تصریح میکند که صحرا کریمی تنها در چند جلسه بهعنوان «مستمع آزاد»27 در این کارگاهها اشتراک کرده است. این شاهد عینی ضمن رد ادعای فراغت صحرا کریمی از این کارگاههای آموزشی، میافزاید که وی در همکاری برای انجام شماری از پروژههای عملی هنرجویان، به این کارگاهها راه یافته است. به نقل از وی، برخلاف ادعای صحرا کریمی در بیوگرافیهای رسمیاش مبنی بر اشتراک و فراغت از دورههای آموزشی سینما در میان سالهای ۱۹۹۹ـ۲۰۰۱، وی سال برگزاری دورههای نویسندگی، فیلمنامهنویسی و فیلمبرداری را در خلال ۱۳۷۵ـ۱۳۷۶ هجری شمسی معادل ۱۹۹۷ـ۱۹۹۸ میلادی و برای مدت یکسال اذعان میکند. با اینحال طبق سناریوی صحرا کریمی، مسیر زندگی و تحصیلی وی پس از اینکه توسط یک فیلمساز مستقل زن ایرانی بهنام مریم شهریار بهصورت کاملا اتفاقی در مسیر راه کشف میشود و در فیلم سینمایی دختران خورشید که برندهی چند جشنوارهی بینالمللی (اینجا) بازی میکند، بهسوی دیگری میچرخد. طی گفتوگوها و راستیآزماییهای انجامشده در بارهی این دوره و بهگواه شمار دیگری از آشنایانِ وقت وی از جمله کارگردان فیلم، مریم شهریار و برخی از عوامل تولید فیلم دختران خورشید، ادعاهای صحرا کریمی در بارهی سن و پیشینهی تحصیلیاش در ایران صحت ندارد. بهگفتهی مریم شهریار، ادعاهای وی در بارهی مشارکت در دورههای فشرده فیلمبرداری، نویسندگی و فیلمنامهنویسی در مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس در بازه-زمانی ۱۹۹۹ـ۲۰۰۱ کذب است.
چنانچه در پیگیری و بررسیهای انجامشده از سوی نویسنده نیز روشن شد که مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس به نقل از یک تن از مسئولان وقت و یکی از اشتراککنندگان آن دوره، در خلال سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۰ تنها دورههای فنی از جمله عروسکسازی و مدیریت صحنه برای تئاتر را برگزار میکرده است.
همچنین به نقل از مریم شهریار که در جریان ساخت فیلم و تا یکسال پس از آن، وی اغلب ساکن خانهاش در تهران بوده است. خانم شهریار تأکید میکند وی در زمان بازی در فیلم دختران خورشید برعکس آنچه از سوی کریمی ادعا میشود، نه ۱۴ ساله که حداقل ۱۹ تا ۲۰ سال سن داشته است. بهنقل از سازندگان این فیلم بهرویت اسناد آرشیوی، آنان با بازیگران زیر سن قرارداد نبستهاند و بهطور خاص در اجرای نقشهای اصلی افراد زیر سن قانونی را استخدام نکردهاند.
پناهندگی سیاسی صحرا کریمی در اسلواکی
چنانچه در بالا بررسی شد، صحرا کریمی در خودزندگینامهاش در منابع اسلواکی، دختر پدر روشنفکر، چپ و مردی شناختهشده و متمول است که توسط طالبان در دور اول شناسایی و کشته میشود. پدر قبل از کشتهشدن، دخترش را برای تحصیل نزد کاکایش به ایران میفرستد. در ایران وی با کارگردان ایرانی مریم شهریار آشنا میشود و پس از بازی در فیلم «دختران خورشید» برای اشتراک در جشنوارهی فیلم براتیسلاوا به اسلواکی سفر میکند، اما به دلیل آنچه تهدیدات جانی و خطر امنیتی بهخاطر بازی در فیلمی با سوژهی حساس اجتماعی مینامد، در اسلواکی ماندگار میشود. طبق اظهارات خود صحرا کریمی در سال ۲۰۱۵ با رسانهی اسلواکی SME (اینجا) وی هشت ماه پس از تقاضای درخواست پناهندگی اول، جواب رد میگیرد. وی پس از رد درخواست پناهندگی در حالیکه در خطر اخراج به افغانستان است و در کمپ پناهندگی Gabčíkov منتقل شده28 باز هم به صورت اتفاقی با کارگردان شناختهشده و شاعر ایرانیالاصل ساکن براتیسلاوا آشنا شده و در فیلم مستندی بهنام «صحرا کیست؟» در بارهی شرایط پناهجوییاش بازی میکند و در فرجام پس از اکران این فیلم و افزایش فشارهای رسانهای برای بار دوم اسناد پناهندگی سیاسیاش را بر مبنای این سناریو از سوی دولت اسلواکی در سال ۲۰۰۲ بهدست میآورد.
آشنایی با کارگردان کانادایی/ایرانیتبار و ورود به عرصهی سینما در اسلواکی
به نقل از صحرا کریمی در مصاحبهای که زیر نام «صداهای جهان اکثریت» (Hlasy sveta (väčšinového با زوزانا لاباشووا (Zuzana Labašová) در سال ۲۰۱۶ و از سوی دانشگاه فنی زولن (Technická univerzita vo Zvolene) به چاپ رسیده29، وی از طریق مارتین حسین فاضلی، کارگردان و شاعر ایرانیالاصل کانادایی ساکن براتیسلاوا و کارگردان فیلم مستند صحرا کیست؟ با لوبومیرا سلوشنا فرانس (Ľubomíra Slušná Franz) فعال اجتماعی شناختهشدهی اسلواکی که از وی بارها در مصاحبهها بهعنوان «مادر» خود یاد میکند، آشنا میشود. صحرا کریمی در چند برنامهی «امید برای افغانستان» (Nádej pre Afghanistan) که به ابتکار فاضلی از سوی لوبومیرا سلوشنا فرانس در نهاد خیریهی وی زیر نام «acec»30 برگزار میشود، بهعنوان یک پناهندهی نیازمند حمایت اشتراک میکند. وی به مدد بازی فیلم صحرا کیست و حمایتهای مادرخواندهی مشهور و خیر، زمینهی آموزش زبان و امکان تجدیدنظر در بارهی رد درخواست پناهندگی در اسلواکی و دریافت اسناد اقامت را بهدست میآورد. وی برای مدت چند ماه از کمپ به خانهای که تهیهکنندهی فیلم در اختیارش قرار میدهد، نقل مکان میکند. در گزارش مفصلی که بر این اساس در ۱ نوامبر ۲۰۰۲ به زبان اسلواکی منتشر شده، صحرا کریمی در بارهی گذشتهی رنجبارش در افغانستان از جمله جنگ، ترس، خطر و گرسنگی صحبت میکند.31

آشنایی و آغاز زندگی مشترک صحرا کریمی با استانیسلاو پارنیتسکی، کارگردان نامآشنای اسلواکی و ورود به دانشگاه
صحرا کریمی پس از حضور در هیئت عوامل فیلم مستند صحرا کیست؟ در جشنوارهی براتیسلاوا در سال ۲۰۰۲ با حلقات جامعهی سینمایی براتیسلاوا از جمله استانیسلاو پارنیتسکی که در آن زمان تقریبا شصت سال داشت و از چهرهی صاحبنفوذ و شناختهشدهی دانشگاهی و سینمایی بهشمار میرود، باز هم بهصورت اتفاقی آشنا میشود. در این دوران، پارنیتسکی عضو آکادمی فیلم براتیسلاوا (اینجا) و رئیس دانشکدهی فیلم دانشگاه براتیسلاوا و همزمان استاد این دانشگاه بوده است. صحرا کریمی مدت کوتاهی پس از آغاز رابطه با وی که بارها به سوژهی داغ رسانههای داخلی اسلواکی بدل میشود، در سال ۲۰۰۳ بهصورت رسمی به خانهی استانیسلاو پارنیتسکی نقل مکان میکند که خبر آن در رسانههای براتیسلاوا (اینجا) پوشش داده شده است. 32

مسیر زندگی شخصی و حرفهای صحرا کریمی در اسلواکی از این مقطع به بعد بهعنوان مهاجری که پارتنر/شریک زندگی رئیس آکادمی فیلم براتیسلاوا و یکی از شناختهشدهترین کارگردانان و اساتید دانشگاه اروپای شرقی شده، عملا وارد مرحلهی دیگری میشود. بر اساس اظهارات خود صحرا کریمی، رابطه با استانیسلاو پارنیتسکی، امتیازات مادی و معنوی زیادی را طی بیش از دو دهه برای وی تسهیل و تأمین میکند. از جمله:
- پایان زندگی مشقتبار در اقامتگاههای پناهجویی در اسلواکی بهعنوان کشوری که سیاستهای ضدمهاجرتیاش در اروپا زبانزد است؛
- ارتقای موقعیت اجتماعی از یک «پناهجو» به یک «دانشجو» در فاصلهی زمانی چند ماهه؛
- دریافت حمایتهای ویژه از سوی جامعهی فرهنگی اسلواکی از جمله تقویت و توسعهی روابط با جامعهی میزبان؛
- ورود به دانشگاه فیلم در سال ۲۰۰۴ که در این سال، تحت ریاست و مسئولیت این کارگردان شناختهشده است؛33
- همکاری در نوشتن فیلمنامهها و ساختن فیلمهای تجربی-دانشجویی؛34
- تسهیل و تخصیص حمایتهای مالی، فنی و حرفهای… برای اجرای پروژههای سینمایی دوران تحصیل از جمله فیلمهای دانشجویی «زنان افغان پشت فرمان»، «نسیمه، خاطرات روزانهی دختری مهاجر» و «پرلیکا، پرترهی زنی در سرزمین مردان» که به عنوان رزومهی سینمایی وی درج شدهاند؛
- تسهیل مراسم معرفی و رونمایی از ساختههای دانشجویی وی، تثبیت فعالیت در حوزهی سینما، ارتباط با حلقات نقد سینمایی (اینجا) و معرفی به جشنوارههای فیلم در سطح اسلواکی، اروپا و جهان.
بر اساس آنچه در رزومهی کاری (اینجا) و تحصیلی صحرا کریمی در بخش انتشارات Mediawavefestival (اینجا) و نیز در ویبسایت اینستیتوت مستندسازی پراگ (اینجا) آمده، وی طی پنجسال (۲۰۰۹ــ۲۰۰۴) همزمان با دوران ریاست استانیسلاو پارنیتسکیدر آکادمی فیلم براتیسلاوا تا مقطع لیسانس در رشتهی کارگردانی فیلم در این مرکز تحصیل کرده است.
صحرا کریمی در ۲۰۰۷ میلادی بهمنظور ساختن فیلم پایاننامهی دانشجوییاش زیر نام «زنان افغان پشت فرمان» به همراهی عوامل تولید این فیلم مستند برای نخستینبار به افغانستان سفر میکند. این فیلم به تهیهکنندگی یان اوپرتی (Ján Oparty) و با استفاده از ارتباطات گستردهی پارتنر صحرا کریمی استانیسلاو پارنیتسکی در جلب حمایت وزارت فرهنگ اسلواکی ــ و نیز سرمایهگذاری مالی و تدارکاتی یک تاجر افغانستانی ساکن در براتیسلاوا بهنام عارف سجادی ساخته شده است. چنانچه در ویبسایت skcinema (اینجا) در اطلاعات فهرست فیلمهای ساختهشده توسط وی آمده، انگیزهی اصلی آمدن صحرا کریمی به افغانستان ساختن فیلمهای تجربی دوران تحصیل و بهره از منابع و موقعیتهای پیشآمده در افغانستان خوانده شده است.
در جریان ساختن فیلم، وی با حلقات فرهنگی افغانستان مشمول شماری از فیلمسازان، دانشگاهیان…، فعالان رسانه از جمله نویسنده که در آن زمان مدیر بخش برنامههای سیاسی یکی از رسانههای داخلی بود، آشنا شده و پس از ارزیابی فضا و فرصتهای اقتصادی و شغلی در افغانستان ماندگار میشود. بهشهادت نگارنده و شماری دیگر از فعالان فرهنگی آن دوره، برخلاف ادعاهای کذب صحرا کریمی در بارهی سال بازگشت به افغانستان در ۲۰۱۲، وی پس از ساخت موفقیتآمیز پروژهی فیلم دانشجوییاش «زنان افغان، پشت فرمان» ساکن افغانستان بوده است. افزون بر شهادت فعالان و فرهنگیان وقت، گواه این مدعا گزارشها و اخباری است که در ویبسایتهای اسلواکی دربارهی این فیلم آمده است. برای نمونه در گزارشی زیر عنوان «خوشحالم که اشتباه کردهام»35 در نشریهی پراودا به قلم یِنا اوپولدو سووا منتشر شده، بهنقل از وی آمده است:
«Prvý rok nakrúcania chodila do Afganistanu ilegálne. Po tom, čo získala slovenské občianstvo, cestuje ako turistka. Stretáva sa len s bratom, ktorý žije v Kábule.» (Pravda, 04.12.2008)
ترجمه به فارسی:
«در نخستین سالهای فیلمبرداری[فیلم زنان افغان پشت فرمان در سال ۲۰۰۷]، او بهطور غیرقانونی به افغانستان سفر میکرد. پس از دریافت تابعیت اسلواکی، بهعنوان توریست به این کشور سفر میکرد و تنها با برادرش که در کابل زندگی میکرد، دیدار میکرد.»
برای نمونه، طبق خبری دیگر صحرا کریمی حتا برای دریافت جوایز فیلمهای زنان افغان پشت فرمان36 و نسیمه، خاطرات یک دختر مهاجر37 در سال ۲۰۰۷ ـ ۲۰۰۹ نیز به اسلواکی بازنگشته و جوایز در غیاب وی، به سرمایهگذار هر دو فیلم یعنی عارف سجادی (که در برنامهی مهمانیار تلویزیون طلوع وی را همسر خود معرفی میکند) اعطا شده است. در گزارشی که برای پوشش این رویداد (اینجا) منتشر شده، در بخشی از این مطلب بهزبان اسلواکی آمده است:
«Režisérka je momentálne pracovne v Afganistane a tak si cenu v jej mene preberie Aref Sajadi, ktorý zabezpečoval produkciu filmu v Afganistane. “Porota festivalu Jeden svet sa rozhodovala medzi dvoma favoritmi»38 (noviny.sk 8.11.2009 ,Slovensko aktuality)
ترجمه به فارسی:
«هیئت داوران اعلام میکند، بهدلیل اینکه کارگردان در حال حاضر به دلیل مشغلهی کاری در افغانستان حضور دارد، بنابراین عارف سجادی، که مسئولیت تولید فیلم در افغانستان را بر عهده داشت، جایزه را به نمایندگی از او دریافت خواهد کرد.»
راستیآزمایی وضعیت مدنی صحرا کریمی: یک سر و چند همسر
صحرا کریمی در کنفرانس خبری اکران فیلم صحرا کیست؟ در جشنوارهی فیلم براتیسلاوا در سال ۲۰۰۲ اعلام میکند که در دورهی زندگی پنجسالهاش در ایران در یک رابطهی آزاد سه ساله (و نه زناشویی) بوده است. این مساله از زبان صحرا کریمی در گزارشی که (اینجا) در حاشیهی این جشنوارهی فیلم براتیسلاوا تهیه شده، آمده است. وی در حضور رسانهها مدعی میشود که پس از اقامت در اسلواکی در اواخر ۲۰۰۱ و تقاضای پناهندگی سیاسی به دلیل فشارهای اجتماعی پس از نقشآفرینی در فیلم دختران خورشید، رابطهی عاشقانهی سهسالهاش در ایران خاتمه مییابد.39

همچنان طی سالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳، چنانچه رسانههای جمعی در قالب مستند، مقاله، گفتوگو و مجموعه عکس در بارهی رابطهی عاشقانهی استاد – شاگردی صحرا کریمی با کارگردان مشهور و مسن اسلواکی، استانیسلاو پارنیتسکی گزارشهای زیادی بهنشر رسیده که با جزئیات به حواشی و چندوچون این رابطه پرداختهاند.40 یافتههای این گزارش نشان میدهد که صحرا کریمی تا پیش از نگارش این مطلب در ۲۰۲۳ میلادی که پارتنر اسلواکیاش بر اثر سکتهی قلبی در سن ۷۸ سالگی فوت میکند، در تمام اسناد و مصاحبههای اسلواکی خود را شریک زندگی استانیسلاو پارنیتسکی مینامد.41 بهطور مشخص در منابع اسلواکیزبان، از جمله پایانبندی شماری از فیلمهایش، صحرا کریمی بارها آثار سینماییاش را بهنشانهی قدردانی و مهر به استانیسلاو پارنیتسکی تقدیم کرده است.

با اینحال، برخلاف منابع اسلواکیزبان وضعیت مدنی صحرا کریمی در بیرون جغرافیای اسلواکی در خلال سالهای مذکور از قرار دیگری است. بر اساس مستندات، صحرا کریمی موازی با رابطهی رسمی و علنی با استانیسلاو پارنیتسکی از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۳، در نخستین سفرش به کابل در سال ۲۰۰۸ در برنامهی «مهمان یار»42 تلویزیون طلوع، عارف سجادی تهیهکننده و سرمایهگذار فیلم دانشجوییاش را بهعنوان همسر خود معرفی میکند.43 در بخشی از این برنامه، عارف سجادی در پاسخ به مجیبالرحمن عارض (مجری) که در بارهی نسبت صحرا کریمی با وی میپرسد، پاسخ میدهد:
« یکجا با هم تقریبا هفتسالی زندگی میکنیم. چون با هم عروسیای که در خود سلواک کردیم. او یکی و باد (بعد) از او چون هر دوی ما در رشتهای هستیم که چون او (صحرا کریمی) فیلم میخواند و من موسیقی خواندهام در کشور سلواک… تقریبا دهسالیست که رشتهی اصلیام [موسیقی] کار نمیکنم. در دگه کارها هستم. اما همکاری ما در قسمت فیلم در مابین افغانستان هروقت که هست همیشه همکاری میکنم.»

ادعای عارف سجادی در حضور صحرا کریمی مبنی بر ازدواج هفت ـ هشتساله با وی در حالی در یک برنامهی تلویزیونی در رسانههای افغانستان منتشر میشود که صحرا کریمی در برنامهی تلویزیونی دیگری (اینجا) که در برنامهی «پرترهای با کارگردان استانیسلاو پارنیتسکی» از شبکهی تلویزیون Televízia TA3 اسلواکی در ۱۰ اکتبر ۲۰۱۵ منتشر شده44، در دقیقهی ۳:۳۸ ثانیه اذعان میکند که عاشق استانیسلاو پارنیتسکی (Stanislav Párnicky) است و او را بهعنوان پارتنر و شریک زندگیاش از سال ۲۰۰۲ الی سال تهیهی برنامه ۲۰۱۵ معرفی میکند:
« من نیز همچون مادرم که عاشق استادش شده بود، عاشق استادم شدم(خنده)… پدرم استاد دانشگاه بود.. دوازده سال شد که با هم زندگی میکنیم.»

صحرا کریمی در این مستند، استانیسلاو پارنیتسکی را استاد، ناجی، حامی و یگانه عشق زندگی خود معرفی میکند. وی در بخشهای مختلفی از این مستند ۲۶ دقیقهای که در بارهی زندگی استانیسلاو پارنیتسکی است، بارها از عمق عشق و اعتماد در زندگی مشترک دوازدهسالهاش با وی سخن میگوید و برای آنچه امنبودن و پذیرفتهشدن از سوی پارتنرش مینامد، از وی قدردانی میکند. در بخشی از این مستند صحرا کریمی در تعریف رابطهاش آن را فرای تعاریفی چون دوستپسرـدوستدختر یا زن و شوهر نامیده و تأکید میکند میداند که او هرگز از زندگیاش بیرون نخواهد رفت. نکتهی جالب توجه در این برنامه این است که صحرا کریمی در جایجای این مصاحبه به سیاق چند مصاحبهی دیگر، دلیل تمام موفقیتهای حرفهای خودش در حوزهی سینما از جمله زمینهی سفرهایش برای تولید فیلم و دیگر آزادیهای اجتماعی مشمول اشتراک در جشنوارهها را مدیون حمایتهای استاد/پارتنرش میداند.
آنچه در این مصاحبهها بهصورت مستند اثبات و استنباط میشود این است که صحرا کریمی در سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۵ دستکم در دو برنامهی تلویزیونی و چندین مصاحبهی مکتوب و غیرمکتوب که در دو جغرافیای اسلواکی و افغانستان منتشر شده، به چند فرد مجزا در چند جغرافیا بهصورت همزمان و موازی بهعنوان پارتنر یا همسر استناد میکند.45
آنچه پس از مقایسهی منابع فارسی و انگلیسیزبان اما در بارهی وضعیت مدنی صحرا کریمی جلب نظر میکند، این است که کمترین ارجاع یا استنادی از سوی وی به رابطهی رسمیاش با استادش در براتیسلاوا به دست نمیدهد. صحرا کریمی در منابع فارسی تنها پس از مرگ پارتنرش در ماه مارچ سال ۲۰۲۳، در چند پست شبکههای اجتماعی بدون اشاره به ماهیت رابطهشان، از وی بهنام پدر، استاد و حامی یاد میکند که قطعا در تضاد با واقعیت بوده و سراسر گمراهکننده و تحریفکننده است. گواه این موضوع پوشش رسانههای جمعی اسلواکی در روز مراسم تدفین و نامبردن از صحرا کریمی بهعنوان پارتنر استانیسلاو پارنیتسکی (اینجا)، (اینجا) است. 46

مستندسازی و راستیآزمایی اعتبار ادعاهای صحرا کریمی در بارهی وضعیت مدنی و روابط زندگی خصوصیاش از این جهت در تهیهی این گزارش مهم است که وی بارها از آدرس یک زنِ گویا متأهل و متضرر و موجه بارها در مواضع تخاصمی با هتاکیهای علنی علیه زنان مستقل و فعال در عرصههای خصوصی، عمومی و رسانهای، خشونت زبانی و روانی مضاعفی را بر اساس ادعای کذب در بارهی زندگی زناشوییاش فرافکنی کرده است. برای نمونه در پیامی که در پاسخ به نقد یکی از فعالان زن مبنی بر تخریب زنان دیگر در فضای عمومی از سوی صحرا کریمی بهتاریخ بهوی وارد شده، در پیامی مکتوب و عمومی در توییتر میگوید:
« خوب باید با زهرا موسوی و… جنجال داشته باشم! زهرا نفری و لونده شوهرم بوده و… زن دوم شوهرم. با آنها جنجال نداشته باشم با تو داشته باشم؟!»

اگر از جنبههای اخلاقی و فمینیستی اتهامات و افتراهای جنسی صحرا کریمی در تخریب زنان فعال ذیل «نفری»، «زن دوم»، «شوهر/شویدزد»، «معشوقه»، «لونده»، «زناکار» و… بگذریم و بهمسالهی عاملیت و نقش مرد رابطه در آنچه وی «خیانت» در زندگی زناشویی مینامد نپردازیم، پرسش این است، زنانی که(مشمول نویسنده) بارها از سوی وی ذیل ترکیب نامتجانس «زن، علیه زن» متهم به «بربادی زندگی» زناشوییاش میشوند، دقیقا کدام پارتنر یا همسر ایشان را چه زمان و در کدام جغرافیا اغوا کرده یا بهقول خود وی دزدیدهاند؟
این تحقیق همچنین نشان میدهد که تمام افرادی که وی در فضای عمومی از آنان زیر نام شوهر، شریک زندگی و همسر نام برده است، دستبرقضا و به صورت تصادفی مردان دارای قدرت، ثروت یا موقعیت فرادست اجتماعی و سیاسیای هستند که مانند مورد عارف سجادی، نامشان در بازه-زمانی مشخصی در بخشهایی چون سرمایهگذار، تهیهکننده یا حامی مالی فیلمهای وی درج شده است. این گزارش تحقیقی همچنان نشان میدهد که صحرا کریمی در برهههای مختلف زمانی، خاصه پس از زمان اقامت در افغانستان و ساخت فیلمهایش به مردان متنفذ و صاحب قدرت و ثروت نزدیک شده و پس از برقراری رابطهی خصوصی، از امکانات و منابع آنان برای اجرای پروژههای سینماییاش زیر نام «سینمای مستقل» بهره جسته است. برای تثبیت این ادعا کافی است به فهرست سرمایهگذاران و حامیان مالی فیلمهای سینمایی وی طی سالهای فعالیتاش تا پیش از۱۵ آگوست، نظری اجمالی انداخته شود که در منابع مختلف از آنان بهعنوان «همسر/ پارتنر» نام برده است:
- استانیسلاو پارنیتسکی، مسئول آکادمی فیلم براتیسلاوا (۲۰۰۱ـ۲۰۰۹) استاد شناختهشدهی دانشگاه و کارگردان مشهور اسلواکی بهعنوان شریک زندگی، حامی و همکار ساختن فیلمهای تجربی و فارغالتحصیلی صحرا کریمی از سال ۲۰۰۳ تا سال ۲۰۲۳؛
- حاجی عارف سجادی، حامی، تهیهکننده و سرمایهگذار دو فیلم صحرا کریمی زنان افغان پشت فرمان و نسیمه، خاطرات دختر مهاجر طی سالهای ۲۰۰۷ تا ۲۰۰۱۰؛
- حاجی کمیل میرشاد بیگ، حامی و سرمایهگذار فیلم فارغالتحصیلی صحرا کریمی پرلیکا در خلال سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵؛
- حاجی احمد شاه سلطانی، سرمایهگذار فیلم داستانی صحرا کریمی حوا، مریم، عایشه طی سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰.
به گواه منابع آگاه و نزدیک به این افراد (مشمول دوستان و همسران)، دستکم سه تن از آنان: حاجی عارف سجادی، حاجی کمیل میرشاد بیگ و حاجی احمدشاه سلطانی در خلال سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۲۱ که صحرا کریمی در مصاحبههای رسانهای، برنامهها و مجامع فرهنگی، عکسهای شبکههای اجتماعی و پستهای عمومی از آنان بهعنوان «همسر/شوی» یاد کرده، متاهل بودهاند. مورد برجستهی دیگر اشتراک و تعلق این افراد به یک طبقه و استروتیپ اجتماعی (حاجی و تاجر) است. نکتهی قابل تامل دیگر این است که صحرا کریمی در حالی برای سالها ادعای فیلمساز «مستقلبودن» در افغانستان را یدک میکشد که براساس مستندات موجود، منابع مالی هیچیک از فیلمهای تجربی و غیرتجربی وی از محل منابع اقتصادی مستقل تامین نشده است. از روی همهی این شواهد بهنظر میرسد که صحرا کریمی به هدف بهرهمندی از منابع اقتصادی پس از ورود در فضای فرهنگی افغانستان با پنهان کردن تنها رابطهی رسمیاش با استانیسلاو پارنیتسکی، شریک زندگی و استاد اسلواکیاش، به افراد متفاوتی به عنوان همسر استناد میکرده است. برای نمونه در گفتوگویی که در ویبسایت بیبیسی فارسی (اینجا) بهمناسبت اکران فیلم نسیمه، خاطرات دختر مهاجر، در جشنوارهی تاجیکستان منتشر شده، وی در بارهی چالشهای مدیریت زندگی کاری در خانوادهی سنتی (؟) همسرش (؟) ادعا میکند «شش سالی از سال ۲۰۰۶ (سال ازدواجاش) گذشته تا از پدرشوهرش یک «شآباش، بچهام» بشنود». در بخشی از این گفتوگو آمده است:
«ولی برای درک اعضای دیگر خانواده، من به طریقی شروع کردم که ببینید، با آن سنتهایی آغاز کردم، مثلاً گفتم که در یک مسابقه شرکت کردم. و بعد مصاحبههای تلویزیونی که آغاز شد. یعنی آهسته آهسته، یعنی خُسُرم (پدرشوهرم) را که یک مرد ۸۰ سالهی افغانی است، آن را آماده کردم که من فیلمساز باشم…. حالا من میتوانم از تاجیکستان تلفن بزنم و [به] خُسُرم بگویم که فیلم من برنده شد و وی بگوید که “شاباش بچهام!” یعنی پنج ـ شش سال سپری شد که من بالاخره از خُسُرم “شاباش بچهام” را بشنوم.»47
همچنین صحرا کریمی در گفتوگوی دیگری که با عنوان «همیشه، خودم بودهام» در جولای سال ۲۰۱۸ در روزنامهی هشت صبح منتشر شده، با ارجاعاتی به زندگی خصوصیاش ضمن صدور یک مانیفست اخلاقی به آدرس فیلمسازان و فعالان زن در افغانستان میگوید:
«من برای فیلم ساختن… معشوقهی یک مرد زندار یا زن دوم کسی نشدهام. با همه کاستیها، اشتباهها، با همهی افتادنها و با هزارها بار برخاستنها، همیشه خودم بودهام و به هیچکسی باج فرهنگی، سیاسی، زنانگی و یا انسانی ندادهام. از آن نوع فیلمسازهایی هم نبودهام که به نرخ روز فیلم بسازم و دروغ بگویم، یا در محافل داخلی و بینالمللی، خود را یک زن بدبخت جلوه دهم. باید بگویم تنها کمکهایی که در طول این مدت دریافت کردهام، از سوی خانواده و همسرم بوده است… با صدای بلند اعتراض میکنم، وقتی میبینم کسی از درد و رنج زن افغان برای خود شهرت و اعتبار میسازد، خود را مدافع حقوق زن میگوید اما در خفا زن دوم است و خوشبختیاش را بر روی خرابههای زندگی یک زن دیگر ساخته است، سکوت نمیکنم…»48وی در گفتوگوی تصویری دیگری49 در پاسخ به پرسش مصاحبهکننده که بهزبان پشتو میپرسد: «آیا ازدواج کردهای یا خیر؟»، پاسخ میدهد:«ها…(خنده) عاروسی؟! ها. میشه گفت کردم. چون.. چون کلگی بهمه میگن، میگن.. بهتو هیچ نمیخوره که عاروسی کده باشی.. چون مه همی رفتارم، کردارم به زنای خانهدار نمی مانه. منتها عاروسی کدم.»در ادامهی این مصاحبه مجری میپرسد: «چگونه ازدواج کردی؟ ازدواجات سینمایی و عاشقانه بود یا نه؟» و صحرا کریمی پاسخ میدهد:
«نه نه… مه… د مورد ازدواج ای رقم بود.. مه بسیار اتفاقا بسیار جوان ازدواج کردم. یعنی .. مه.. بینید مه یکرقم آدم استم که .. اینی خصلتم ای ست که بسیار یک کارگر آدم استم. یعنی کار زیاد میکنم.. یعنی کارم بسیار برم مهم است و بسیارم اعتقاد دارم که وقتی یک کاره میکنی باید… بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار .. چی باشه… خوب… مسلکی باشه… خوب باشه. عالی باشه. بعد بری ازی شما نیاز دارین که فکرتان کاملا جمع باشه. بنابراین مه، وقتی ازدواج کردم چندان ازدواج عاطفی و… چی ووو و اینا نبود. منتها ازدواجی بود که مه خودم خواستم. بهخاطر اینکه همو بخش عاطفی زندگی مه میخواستم بسته کنم. بره… خلاص… بستهکنم. تمام شوه. بره… بیشتر روی …ا… امی… مسلکم فوکس میکنم که ای واقعا یک ذهن آرام میخوایه. زندگیام. زندگی آرامیست…»

چنانچه مشهود است، صحرا کریمی در چند جغرافیا چند وضعیت مدنی مجزا را دربارهی خودش بهعننوان یک شخصیت حقوقی و حقیقی مدیریت میکرده است. وی در حالی در منابع داخلی به اشخاصی غیر از استانیسلاو پارنیتسکی بهعنوان همسر استناد میکند و زنان دیگر را بهاتهام همخوابگی با همسراناش در فضای عمومی ترور شخصیت میکند که در منابع اسلواکی حتا پس از مرگ پارتنر اسلواکیاش در ماه مارچ سال ۲۰۲۳ (اینجا)، مرگ وی را فقدان و ضربهای بزرگتر از از دست دادن کشورش افغانستان میداند. برای نمونه در این مصاحبهی مفصل که پس از مرگ استانیسلاو پارنیتسکی انجام شده، صحرا کریمی وی را گرانبهاترین هدیهای مینامد که اسلواکی به او داده است.50
ادعاها و استنادهای صحرا کریمی در بارهی وضعیت مدنیاش در زیر درج شده است:
وضعیت مدنی صحرا کریمی در منابع فارسیزبان
- مدعی همسری حاجی عارف سجادی – شغل تاجر- که در براتیسلاوا در دانشگاه آشنا شدهاند و از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۸ ازدواج کردهاند.
- مدعی همسری حاجی کمیل میرشاد بیگ – شغل تاجر- که بهگواه مستندات پس از سفر مشترک با حاجی عارف سجادی به افغانستان در سال ۲۰۰۷ با حاجی کمیل آشنا شده و چند هفته بعد از بازگشت به براتیسلاوا مجدد به کابل نزد وی برمیگردد.
- مدعی همسری حاجی احمد شاه سلطانی – شغل تاجر- که بهگواه مستندات در زمان تصدی ریاست افغان فیلم تا پیش از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ با وی و در املاک وی در کابل زندگی میکرده است.
- نقلقول مستقیم از صحرا کریمی در برنامهی سراچهی تلویزیون طلوع: «مجرد و مردستیز و بیباور به ازدواج است».
- نقلقول مستقیم از صحرا کریمی در مصاحبهی تصویری وی با – رسانهی پشتوزبان در افغانستان – در سن بسیار جوانی ازدواج سنتی کرده است.
وضعیت مدنی صحرا کریمی در منابع اسلواکیزبان
- در ایران پیش از آمدن به اسلواکی در سال ۲۰۰۱ در رابطهی آزاد سهساله با دوستپسرش بوده که پس از مهاجرت و اقامت در اسلواکی پایان یافته است.
- همچون مادرش که در جوانی عاشق استادش شده بود، صحرا کریمی نیز در ۲۲ سالگی عاشق مسئول وقت آکادمی فیلم براتیسلاوا و استادش استانیسلاو پارنیتسکی میشود. بر اساس مستندات از سال ۲۰۰۳ تا هنگام وفات وی در مارچ سال ۲۰۲۳ نام وی در اسناد عمومی در کنار نام استانیسلاو پارنیتسکی بهعنوان پارتنر رسمی درج است.
راستیآزمایی ادعای صحرا کریمی مبنی بر داشتن سند تحصیلی PhD
با توجه به تناقضات تکاندهنده در ادعاهای صحرا کریمی در بارهی پیشینهی خانوادگی، وضعیت مدنی و زندگی زناشویی، در ادامه به راستیآزمایی ادعای داشتن سند PhD با زیر عنوان «تنها زن افغانستانی که دارای سند PhD در رشتهی کارگردانی است» پرداخته میشود.
طبق محاسبهی اولیه و بر اساس سالهای مندرج در بیوگرافیها و ویبسایتهای رسمی، در خلال سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ صحرا کریمی مشغول تحصیل در دورهی لیسانس در رشتهی کارگردانی بوده است. طبق متن ایمیل پروفسور مارتین سماتک (Prof.Dr.Martin Šmatlák)، رئیس کنونی آکادمی فیلم براتیسلاوا، صحرا کریمی در خلال سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ در مقطع ArtD تحصیلات خود را در این آکادمی به پایان رسانده است. طی مکاتبات و پیگیریهایی که نویسنده با همکاری مریم شهریار با مسئولان کنونی آکادمی فیلم (VŠMU) براتیسلاوا داشتهاند، در این مکاتبات روشن شده است که رسالهی مقطع ArtD صحرا کریمی در این دانشگاه، دو فیلم تجربی-دانشجویی ذیل نامهای «پرلیکا، پرترهی زنی در سرزمین مردان» و «زنان افغان پشت فرمان» ضمیمهی متنی با عنوان «اصالت و استعاره» در پروندی تحصیلی وی درج است.
برای تدقیق ادعای دریافت سند PhD طی گفتوگو و مکاتبات میدانی و مکرر در بازه-زمانی چند ماهه که زهرا موسوی با شماری از مسئولان نهادها و افراد آگاه در دوران کاری و زندگی صحرا کریمی از ایران، افغانستان و اسلواکی انجام داده، وی چه در زمان تصدی ریاست افغان فیلم در حکومت پیشین و چه پیش از آن، هیچ سند تحصیلیای باعنوان PhD را در ادارات مسئول و مربوطه در افغانستان معادلسازی، ثبت و درج نکرده است.
صحرا کریمی در حالی در تمام حسابها و آدرسهای فعالیتهای رسمیاش از جمله ایمیل، لینکدین، بیوگرافی، رزومه… و دیگر مواضع مکتوب و مستند تنها از عنوان سند علمی PhD در کنار نام خود استفاده کرده که وی دارندهی سند ArtD و نه PhD است. نام بردن از PhD بهجای ArtD مصداق بارز سوءاستفاده از عنوان آکادمیکی است که وی هیچگونه صلاحیت علمی و حقوقیای برای استفاده از آن را ندارد. مکاتبات انجامشده در این گزارش تحقیقی همچنان ثابت میکند که هیچ متن مکتوب علمیای بهعنوان تز PhD که مخفف دکترای فلسفهی فیلمسازی در رشتهی سینما است و بر تولید پژوهش علمی و تسلط بر دانش نظری مشروط است، زیر نام صحرا کریمی در بایگانیهای آکادمیک درج و ثبت نشده است.

چنانچه یاد شد، زیر نام صحرا کریمی تنها دو فیلم ساختهشده در افغانستان و با سوژهی زنان افغانستان «پرلیکا، پرترهی زنی در سرزمین مردان» و «زنان افغان پشت فرمان» در قالب دو کار دیداری-شنیداری (Audiovisual works) در کتابخانهی این آکادمی به عنوان پایاننامهی مقطع ArtD موجود است که بهدلیل مقررات داخلی این مرکز تنها بهصورت حضوری در بایگانی کتابخانهی این آکادمی قابل دسترس میباشد:
«… the subject of the doctoral thesis was two audiovisual works, the author of which is Sahraa Karimi. An audiovisual recording and a text annotation to the doctoral thesis subject (audiovisual works) were attached to the file…Given that the subject of the final thesis was the creation of an artistic work that does not have a literary form (2 audiovisual works), such a work is not subject to the obligation to make it available under Section 63 of Act No. 131/2002 Coll. on Higher Education.»
ترجمه به فارسی:
«… یک اثر ثبتوضبطشدهی دیداری-شنیداری همراه یک متن توضیحی مرتبط با موضوع پایاننامهی (آثار دیداری-شنیداری) به فایل پیوست شده است… با توجه به اینکه موضوع پایاننامه خلق یک اثر هنری بوده که قالب ادبی ندارد (دو اثر دیداری-شنیداری)، چنین اثری طبق مادهی ۶۳ قانون شمارهی ۱۳۱/۲۰۰۲ در مجموعهی قوانین آموزش عالی، مشمول الزام انتشار نمیباشد.»
با توجه به اینکه موضوع پایاننامه، خلق یک اثر هنری بوده که قالب ادبی ندارد (دو اثرصوتیـتصویری)، لازم است که برای روشن شدن اذهان عامه تأکید شود که مراد از داشتن PhD مخفف دکترای فلسفه در یک رشتهی علمی است و بهطور ضمنی تسلط بر دانش نظری در رشتههای مشخص دانشگاهی را میطلبد. در حالی که سند ArtD چنانچه از مخفف ناماش پیدا است، براساس تولید محتوا یا کار هنری و تجربی، تنها در رشتههای محدود و مرتبط با هنر اعطا میشود. لازم به یادآوری است که با توجه به حساسیت مساله و برای هرگونه سوءاستفاده از مناصب علمی در قوانین اتحادیهی اروپا از جمله در قانون آموزش عالی اسلواکی (Zákon č. 131/2002 Z. z.)، بند §108 به صورت صریح هرگونه جایگزینی عناوین علمی، تخلف بوده و جرمانگاری شده است. بهطور مشخص این بند به موضوع استفادهی نادرست یا فریبکارانه از عناوین علمی در قوانین آموزش عالی اسلواکی میپردازد. این بند مقرر میکند که استفاده از عنوان علمیای که به فرد تعلق ندارد، حتا اگر فرد دارای عنوان علمی دیگری باشد، ممنوع است.
به این اوصاف اقدام شخصی که دارندهی عنوان ArtD است و عمداً خود را با عنوان PhD معرفی کند، میتواند مصداق «použitie neoprávneného akademického titulu» (استفادهی غیرمجاز از عنوان علمی) تلقی شود. مطابق قوانین موجود، چنین تخلفی در صورت افشا و اثبات میتواند منجر به اقدام انضباطی یا حتا پیگرد اداری و قضایی علیه فرد خاطی شود.

شفافسازی در بارهی ادعای صحرا کریمی مبنی بر داشتن سند PhD در رشتهی کارگردانی سینما از این جهت در این گزارش مهم است که یدککشیدن این عنوان خودساخته طی بیش از یکدهه وی را بهعنوان «نخستین زن دارندهی سند PhD در کارگردانی سینما در افغانستان» از اعتبار و امتیاز ویژهای در حوزهی هنری-فرهنگی برخوردار کرده است. بهنظر میرسد که صحرا کریمی مانند مورد کتمان وضعیت مدنیاش، آگاهانه و عامدانه طی بیش از یک دهه با کذب و کتمان واقعیت از اعتبار و مزایای مادی و معنوی داشتن سند PhD بهره برده است. طی بررسیهای این تحقیق در اثبات اظهارات و مدعیات وی که در مصاحبههای رسانهای و مواضع عمومی و شبکههای اجتماعی و سایر منابع با ادعاهای مشابه، هیچ رد و سرنخی در اثبات کارنامهی فعالیتهای علمی، تولیدات فکری و فعالیتهای دانشگاهی در بایگانیهای آکادمیک چون https://www.researchgate.net/ و https://scholar.google.com مشمول آکادمی فیلم براتیسلاوا (VŠMU) جز دو فیلم تجربی- دانشجویی وی که در بایگانی (VŠMU) بهعنوان تز مقطع ArtD ثبت شده، در دسترس نیست. با اینحال، وی از سالها بدینسو در مصاحبههای عمومی بیشماری از جمله گفتوگویی که با ویبسایت نشریهی آزادی در سال ۲۰۱۲ داشته، مدعی شده است:
«دو مدرک لیسانس در رشتهی کارگردانی فیلم مستند و کارگردانی فیلم داستانی، فوق لیسانس در رشته کارگردانی فیلم داستانی و دکترا در رشتهی کارگردانی فیلم داستانی با گرایش نشانهشناسی و زیباییشناسی در سینما که با رتبهی ممتاز در هر مقطع از معتبرترین دانشگاه فیلم و تلویزیون اروپا فارغالتحصیل شدم. در حال حاضر علاوه بر ساخت فیلمهایم، همچنین در دانشگاه فیلم و تلویزیون اسلواکی بهعنوان استادیار تدریس میکنم. به امید خدا از سال آیندهی میلادی بهعنوان استاد اصلی دانشگاه فیلم و تلویزیون اسلواکی بهتدریس ادامه خواهم داد…»51
صحرا کریمی در بخشی دیگر از این گفتوگو در بارهی ادامهی تحصیل در مقطع «فوقدکترا» خبر میدهد. وی در این مصاحبه ادعا میکند که از میان هشت دانشجوی دورهی دکترا او تنها کسی بوده که این مقطع را با موفقیت بهپایان رسانده است. صحرا کریمی همچنان اذعان میکند که شاگرد ممتاز دانشگاه بوده و از اینرو در دوران تحصیل از امکانات و امتیازات ویژهی مالی برخوردار شده است:
«در تمام دوران تحصیلی شاگرد ممتاز دانشگاه بودم که باعث میشد بورسیههای تشویقی و تحصیلی بگیرم و از لحاظ مالی چندان در مرز سقوط نباشم و در سال سوم دانشگاه به عنوان استعداد نو در عرصه فیلم سازی جمهوری اسلواکی، شرکت گاز اسلواکیا یکسال تمام مخارج تحصیلی مرا تقبل کردند و امسال [۲۰۱۲] به خاطر کاندید شدن فیلم داستانی نیمه بلندم نسیمه، خاطرات روزانهی یک دختر مهاجر در بخش اسکار دانشجویی، یکی از بانکهای اسلواکی که هنرمندان را پشتیبانی میکند تمام مخارج تحصیلات دوره فوق دکترایم را از چاپ تز گرفته تا مسائل پژوهشی و ۴۰ درصد بودجه ساخت فیلم بعدیام را در خاک اسلواکیا تقبل کرده است. اما برای بدست آوردن همه اینها باید ده سال تمام جان میکندم و درس میخواندم و کار میکردم.»
در تازهترین مورد صحرا کریمی به تاریخ ۳۱ مارچ ۲۰۲۵، در اظهار نظری فیسبوکی در بارهی نوشتن تز دورهی ماستریاش باز هم ادعای جدیدی کرده است:
«من پایاننامهی دورهی فوق لیسانسام را در مورد موج نو فرانسه نوشتم با تمرکز بر فیلمهای روبرت برسون که هرچند موج نویی نبود اما تاثیر عمیق بر موج نو فرانسه داشت و همچنین فیلمهای جان لوک گدار، اگنس وردا و تروفو… به زبان اسلواکی نوشتم…»

افزون بر اینها، وی بارها ادعای کذب داشتن سند PhD را اسباب تحقیر، سرکوب و تخریب زنان و فعالان دیگر در فضای فرهنگی و هنری افغانستان کرده است. برای نمونه در موضع عمومی فیسبوکیای که در سال ۲۰۱۵ خطاب به یکی فعالان زن افغانستانی منتشر کرده بود، علاوه بر ابراز نفرت و خصماش نسبت به فمینیسم و فمینیست، با اشاره به مسالهی تحصیلاش مینویسد:
«حرف من به این خانم مدافع همهچیز… مدافع حقوق زن و سگ و گربه و مورچه… خانم جان! آن زمانی که تو هوس شوهرکردن به سرت زده بود و چند تا طفل بیگناه را پسانداختی، بنده سخت درس خواندم و زحمت کشیدم و پای روی تمام امیال عاطفی و احساسیام گذاشتم تا برای خودم کسی شوم. جایی که من بودم و درس خواندم و زندگی کردم یک شهر اروپایی با آزادیهای نامحدود بود… من مطمینم تو اگر جای من بودی… لاشهی تا انتها مستت را هر شب حتما از بارها و دسکوتکها جمع میکردند…»52

صحرا کریمی در بخش دیگری از این موضع زنستیز و تحقیرآمیز با ادعای دسترسی به امتیازات طبقاتی و مدنی ویژه از جمله خانزادگی و داشتن شهروندی اسلواکی، ادعا میکند که شغل دیپلماتیک دارد و از ادعای مصونیت دیپلماتیکاش بههدف مرعوب کردن مخاطب فمینیستاش مینویسد:
«من خان زاده ام و خان زادگی در رفتار و کردارم است… من کارمند رسمی وزارت خارجه ی کشور اسلواکی هستم بیش از دوازده سال. مصونیت دارم و اگر به پر و پایم زیاد بچسبی بعد خواهی دید که چه میکنم. تمام فایل ها و نوشته هایت را به پلیس بین الملل میدهم که بعد پدرت به دادت نمی رسد…»
لازم بهیاداوری است که نویسنده برای راستیآزمایی ادعای فعالیت دیپلماتیک صحرا کریمی بهعنوان کارمند رسمی وزارت خارجه در ختم این گزارش با این وزارت تماس خواهد گرفت و نتیجهی آن بهاطلاع عموم قرار داده خواهد شد.
چنانچه در بالا آمد، صحرا کریمی بهصورت مکرر در فضای عمومی با ادعای داشتن سند PhD، خود را در زمرهی نخبگان برشمرده و زنان دیگر را با القاب و ادبیاتی چون تنبلی، هرزگی، وابستگی، بیسوادی… مخاطب قرار داده که کمترین پیامد آن سلب مشروعیت، القای حس شرمساری، ارزشزدایی و در یککلام بهحاشیهراندن زنان از مشارکت فرهنگی و اجتماعیشان در حوزهی عمومی بوده است. برای نمونه وی در پست توئیتری در ماه نوامبر سال ۲۰۲۱ خطاب به فعالان زنی که طی یک نامهی سرگشاده پس از افشای پروندهی باز فساد مالی، زورگویی و ارسال پیام صوتی تهدید به تجاوز جنسی به یکی از کارمندان افغان فیلم، خواهان لغو دعوت وی در فستیوال فیلم سوئد شده بودند53، به آدرس رسانهی سوئدی که این دادخواست را پوشش داده بود، نوشته است:
«how a person can be reference to tell the truth who introduced girls to warlords for prostitution and money,who was addicted to drugs & sex, who slandered respected women; who never did anything good in life just pretending being activist for what?for prostitution? common !be wise!» (Sahraa Karimi Twitter Post,Novamber 2021)
ترجمه به فارسی:
«چگونه میتوان به [اظهارات] فردی بهعنوان منبع حقیقت استناد کرد که دختران [؟] را برای فحشا و پول به جنگسالاران معرفی کرده، به مواد مخدر و رابطههای جنسی معتاد بوده، زنان محترم [؟] را بدنام کرده و هرگز کار خوبی در زندگی انجام نداده است؟ [او] فقط تظاهر به فعال بودن میکند، برای چه؟ برای فحشا؟ عاقل باشید!»

ادبیات و مواضع تهدیدآمیز و هرزهنکوهانهی صحرا کریمی از آدرس یک متصدی در مسند قدرت به آدرس فعالان زن در داخل در حالی بارها عمومی شده است که وی از هیچ فرصتی برای اینکه در پلتفرمهای بیرونی و غربی خود را «فمینیست» و حوزهی فعالیتها و رویکرد خود را فمینیستی بنامد، دریغ نکرده است. برای نمونه وی در پاسخ به گزارشگر رادیو سوئد در قبال انتشار این نامهی سرگشاده میگوید:
«من در افغانستان فمینیست [؟] شناختهشدهای هستم.»54
صحرا کریمی در موردی دیگر در گفتوگو با داکا تریبیون که در سال ۲۰۱۴ در حاشیهی برگزاری سیزدهمین جشنوارهی بینالمللی فیلم داکا انجام شده، نیز ادعا میکند:
«Many critiques in Afghanistan says that my films are full of feminism.»55 (Dhaka Tribune,11 Jan 2014)
ترجمه به فارسی:
«بسیاری از منتقدان در افغانستان میگویند که فیلمهای من پر از فمینیسم است.»
ادعای وی مبنی بر «فمینیست شناختهشده» بودن و سازندهی فیلمهای «پر از فمنیسیم بودن» نیز در حالی صورت میپذیرد که تقریبا در تمام مواضع شفاهی و غیرشفاهی، همواره با حمله به فمینیسم و کاربست ترکیب نامتجانس «فمینیست وطنی و زدنی» تأکید کرده است که از دشمنان سوگندخوردهی گفتمان فمینیستی در هر نحله و شاخهی آن است و در برابر آنچه/آنکه وی را فمینیست مینامد و فمینیستی میپندارد، اعلام دشمنی و بیزاری علنی کرده است.
برای نمونه در مصاحبهی مفصلی که در هفتم ماه می ۲۰۱۲ با «نشریهی آزادی» انجام داده است، با لحنی قاطع میگوید:
«من اصلا سینمای سینماگرانِ زنِ زنستیز افغانستان را قبول ندارم.»56
این اظهارات ضد زن از سوی وی در سال ۲۰۱۲ در حالی ابراز میشود که یک دهه پس از طالبان، تنها چند زن معدود در سطح افغانستان در حوزهی سینما فعال بودند و بهعنوان فیلمساز شناخته میشدند. با توجه به این موارد بهنظر میرسد چنانچه یکی از انگیزههای اصلی خصومت علیه نگارنده نیز اعلام نفرت از فمینیسم بهمثابهی مکتب فکری و فلسفی نقد نابرابری ساختاری جنسیتی در تمام اشکال و سطوح و فعالیت وی در این حوزه است. برای نمونه در تازهترین مورد وی در برابر نقدهایی که در این اواخر بهخاطر رفتارهای پوپولیستی و عوامفریبانه از جمله پوشیدن حجاب نمایشی و اشتراک در نشستها و برنامههای گروهها و حلقات ایدئولوژیک متوجه وی بوده، به سیاق همیشه با لحنی قلدرمآبانه و کاربست ادبیات خصمانه، منتقدان خود را با القابی چون «فمینیستهای وطنی» و «زدنی» تحقیر کرده است.
پیرو موارد یاد شده، نفرت صحرا کریمی از فعالان مستقل گفتمان برابری در افغانستان معاصر در حدی است که پس از مطلعشدن از پیگیریهای نویسندهی این تحقیق در راستیآزمایی و گردآوری دادهها، افزون بر تشدید نفرتپراگنی، هرزهنکوهی و ترور شخصیتی ذیل اتهامات تکراریای چون «خانهخراب کن»، «شویدزد»، «معشوقهی همسر»، «لونده» و… در فضای عمومی و حلقات فعال و گروههای بستهی فعالان زن، در چند پست مستمر در شبکههای اجتماعی از تخریب و تحقیر تا تهدید فیزیکی و جانی به آدرس نویسنده نیز حذر نکرده است. برای نمونه در واکنش به فراخوان علنی و عمومیای که از سوی نویسنده بهمنظور راستیآزمایی و شفافسازی اتهامات اخلاقی مستمر وی منتشر شد، در شبکههای اجتماعی با فرافکنی و واژگونی واقعیت نوشته است:
«والا ۱۵ سال است تخریب این زن [زهرا موسوی] ادامه دارد و من صبر کردم. اینبار چنان بزنمش زمین که از جایش بلند نشود.»

وی پس از اطلاع از پیگیریهای نویسندهی این گزارش برای ارزیابی ادعای سند علمی PhD و ادعای استخدام دائمی در دانشگاه Yel در مواضع عمومیاش، طی چند پست عمومی و مجزا با این ادبیات و اینگونه واکنش نشان داده است:
«برای اطلاع تو فمینیست باید بگویم: … صد تا نامه به این و آن بنویس؛ طلایی که پاک است چه منتاش به خاک… تدریس من در دانشگاه نه بخاطر چشم و ابروی زیبایم است؛ بلکه بخاطر مهارت کاری، تخصص و علم و دانش ام است که طی یک پروسه کاملن آکادمیک و شفاف صورت گرفته و در هر سمستر کارکرد ما ارزیابی می شود… توی نوعی از فمنیسم و مطالعاتی که مدعی هستی داری تنها سورین و کمر برهنه کردن اش را به عاریت گرفتی و از کتاب خواندن تنها لاف زدن های پوپولیستی همراه با لغت پرانی را… تو هیچ چیزی نشدی: نه یک مادر خوب، نه یک همسر وفادار، نه حتی یک معشوقه متعهد، نه یک خبرنگار، نه یک انسان هدفمند… .»

در کنار ادبیات تهدیدآمیز و خشونتبار این پستها نکتهی جالب توجه دیگر این است که پس از مدت کوتاهی تمام پستهای مذکور از جمله پستی که ادعا کرده بود از سوی دانشگاه یل، قرارداد دایمی کار برای تدریس دریافت کرده را پس از اطلاع از مکاتبات نویسنده با مسئولان دانشگاه از حسابهای عمومیاش از جمله صفحهی توئیترش حذف کرده است.
البته ترور شخصیت زنان از سوی صحرا کریمی تنها به این موارد محدود نمیشود. وی بارها در فضای عمومی با ادبیات طالبانی به مادران و دیگر اعضای زن خانوادهی مخاطبان و منتقدان مواضع و رفتارهای زورگویانهاش حمله و هتاکی کرده است. برای نمونه وی بارها استفاده از ادبیات تحقیرآمیز و جنسیتزدهای چون «شیر ناپاک خورده»، «ولد زنا» و «مادر خطا» به این انتقادات واکنش نشان داده است. در مواردی دیگری صحرا کریمی ذیل اتهاماتی چون زن «زناکار» و غیره عملا امنیت فعالان را در بستر افغانستان با تهدید جانی و روانی مواجه کرده است.
راستیآزمایی مسند استادی صحرا کریمی در دانشگاهها پس از ورود به افغانستان
چنانچه اشاره شد، صحرا کریمی طی بیش از یک دهه و در منابع بیشمار بارها مدعی شده است که پس از دریافت سند PhD از آکادمی فیلم براتیسلاوا در سال ۲۰۱۲ در این مرکز بهعنوان استاد دانشگاه مشغول تدریس در این رشته بوده است. برای نمونه وی در سال ۲۰۱۱ در وبلاگ شخصیاش «و خدا زن را آفرید»57 مدعی شده است:
«… لیسانس کارگردانی فیلم مستند از دانشگاه فیلم و تلویزیون جمهوری اسلواکی و همزمان لیسانس کارگردانی فیلم داستانی از دانشگاه فیلم و تلویزیون جمهوری چک، فوق لیسانس کارگردانی فیلم داستانی از دانشگاه فیلم و تلویزیون جمهوری چک، دکترای کارگردانی فیلم داستانی از دانشگاه فیلم و تلویزیون جمهوری اسلواکی. در حال حاضر [سال ایجاد وبلاگ ۱۳۹۰ ه ش معادل ۲۰۱۱] در دانشگاه فیلم و تلویزیون اسلواکی تدریس میکنم.»
بدیهی است که این ادعا با توجه به فقدان نیروی تخصصی و دانشگاهی و کادر علمی زن خاصه در رشتهی سینما در کشوری چون افغانستان با استقبال جامعهی هنری و حمایت جامعهی فرهنگی در سطح داخلی و بینالمللی مواجه شود. حمایتی که در قالب گفتوگوها، نقدها و گزارشهای متعددی زمینهی شهرت وی در جامعهی فرهنگی را میسر ساخته و به فربهشدن سرمایهی اجتماعی وی انجامیده است. برای نمونه در مطلب دیگری که در ویبسایت فارسی «دویچهوله» در ۱۳ آپریل ۲۰۱۲ زیر عنوان «درخشش فلم «خاطرات روزانه دختری مهاجر» نوشته شده است، به نقلقول مستقیم از صحرا کریمی و بدون بررسی و راستیآزمایی از او بهعنوان استاد دانشگاه براتیسلاوا یاد میشود. در بخشی از این مطلب آمده است:
«خانم کریمی در حال حاضر مشغول تدریس در دانشکده فلم و تلویزیون سلواکیا میباشد و برعلاوه، مصروف تدوین فلم مستند «پرلیکا» است که در مورد خانم ثریا پرلیکا، مدافع حقوق زنان در افغانستان میباشد. او همچنین در مراحل پیشساخت فلم داستانی بلند “سیاهموی” است که امسال در افغانستان کلید خواهد خورد.»
در موردی دیگر، صحرا کریمی با انتشار عکسی که در یکی از پستهای توئیتری بهتاریخ ۸ جولای ۲۰۲۰ منتشر کرده، مدعی شده است:
«عکسی که ۲۰۱۰ بهنظر میرسد، که من هم جز یکی از همین شاگردان هستم؛ نه؛ من استاد بودم؛ یکی از جوانترین استادها. سال دوم مقطع دکترا بودم و با بورسیه تدریسی برای استادان جوان در آمریکا، دانشگاه گرین-بی؛ویسکانسین (Green bay university of Wisconsin) تدریس می کردم.»

در بررسی صحت و صدق این موضوع باز هم روشن شد که ادعای وی در بارهی دریافت «بورسیهی تدریسی و تدریس استادان جوان» در این دانشگاه از بنیاد کذب است. پس از مراجعه به ویبسایت دانشگاه (اینجا) (Green bay university of Wisconsin) نام صحرا کریمی تنها در دو خبر که برای پوشش رویداد نمایش فیلم «زنان افغان پشت فرمان رانندگی» در سال ۲۰۱۰ ثبت شده، آمده است. در عنوان گزارش در بارهی اکران فیلم در ویبسایت دانشگاه مذکور نوشته شده است:
«Afghan filmmaker to speak at UW-Green Bay
The University of Wisconsin-Green Bay will host Afghan filmmaker Sahraa Karimi as part of International Education Week. Karimi will share her award-winning film, Afghan Women Behind the Wheel, from 4 to 5:30 p.m. Monday, Nov. 15, in the Christie Theatre in the University Union, 2420 Nicolet Drive…. During her stay in Green Bay, Karimi will serve as a guest lecturer for several courses at UW-Green Bay….»58 (BY ROBERT HORNACEK · NOVEMBER 11, 2010)
ترجمه به فارسی:
«فیلمساز افغان در دانشگاه ویسکانسین گرینبی سخنرانی میکند
دانشگاه ویسکانسین گرینبی در چارچوب «هفتهی آموزش بینالمللی» میزبان صحرا کریمی، فیلمساز افغان خواهد بود. کریمی فیلم تحسینشدهی خود با عنوان «زنان افغان پشت فرمان» را در روز دوشنبه، ۱۵ نوامبر، از ساعت ۴ تا ۵:۳۰ عصر در سالن تئاتر کریستی واقع در University Union به نمایش خواهد گذاشت… در طول اقامت خود در گرینبی، صحرا کریمی به عنوان سخنران مهمان در چند کلاس دانشگاهی نیز حضور خواهد داشت…»
در تیتر دیگری، در بارهی خبر بازدید صحرا کریمی از کلاسهای درس این دانشگاه آمده است:
«Afghan filmmaker here for International Women’s Day, classroom visits!»
ترجمه به فارسی:
«فیلمساز افغان به مناسبت روز جهانی زن و برای بازدید از کلاسهای درس اینجا حضور دارد!»
چنانچه از متن عنوان و محتوای مکتوب منتشر شده بر میآید، وی هرگز استاد این دانشگاه نبوده است. در اطلاعات منتشر شده در بارهی دعوت وی بهصراحت آمده است:
«Sahraa Karimi, filmmaker from Kabul, Afghanistan, will be at UW-Green Bay, March 4-11, as a special guest marking International Women’s Day, March 8. The Office of International Education, Student Life, and Women’s and Gender Studies are sponsoring Karimi’s visit. Her latest film, Afghan Women Behind the Wheel, will be shown several different times on campus during that week. Faculty members who are interested in having her come to their classes can contact Prof. Sarah Meredith Livingston, who is planning the itinerary for her stay.»59
ترجمه به فارسی:
«صحرا کریمی، فیلمساز اهل کابل، افغانستان، از ۴ تا ۱۱ مارچ مهمان ویژهی دانشگاه UW-Green Bay خواهد بود تا به مناسبت روز جهانی زن در ۸ مارس حضور داشته باشد. این سفر بههمت دفتر آموزش بینالملل، دفتر زندگی دانشجویی و دپارتمان مطالعات زنان و جنسیت برنامهریزی شده است. جدیدترین فیلم او با عنوان «زنان افغان پشت فرمان» در طول این هفته چندینبار در محوطهی دانشگاه نمایش داده خواهد شد. اعضای هیئت علمیای که تمایل دارند او در کلاسهایشان حضور یابد، میتوانند با پروفسور سارا مردیث لیوینگستون تماس بگیرند که برنامه حضور او را هماهنگ میکند.»
اظهارات صحرا کریمی مبنی بر تدریس در دانشگاههای غربی در حالی به نقلقول از وی در منابع فارسیزبان بازتاب مییابند که چنانچه در بالا آمد، هیچ رد و سندی تا پیش از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ جز مواردی چون دیدار و دعوت در محیطهای دانشگاهی به خاطر اکران فیلمهایش مبنی بر تدریس یا اشتغال در مسند استادی وی در دست نیست. برخلاف اظهارات و افاضات مستمر صحرا کریمی، در بارهی کارنامهی تدریس در آکادمی فیلم براتیسلاوا VŠMU پس از اخذ سند PhD، نام وی در متن گزارشهای سالانه در میان کادر علمی و آکادمیک این مرکز بهچشم نمیخورد. این گزارشهای سالانه شامل تمام دادهها و فعالیتهای دانشگاه از جمله ساختار تشکیلاتی، اعضای هیئت علمی، پروژهها، دستآوردها و تولیدات آکادمیک در حوزهی سینما و دیگر فعالیتهای دانشگاه اختصاص دارد و بهعنوان منبع باز بهصورت عمومی در ویبسایت دانشگاه در پایان هر سال تحصیلی منتشر میشود.60 در بررسیهای مفصلی که نگترنده برای راستیآزمایی ادعاهای صحرا کریمی در بارهی تدریس و دیگر فعالیتهای آکادمیک در این دانشگاه انجام داده، بر اساس مستندات میدانی و بایگانی61 در این دانشگاه در خلال سالهای ۲۰۰۸ تا ۲۰۲۴ (تهیهی این گزارش) نام صحرا کریمی جز در گزارش سال ۲۰۱۲ با این توضیح: Národné filmové ceny Slnko v sieti 2012, 17.04.2012 Najlepší krátky hraný film: Ľahký vánok – Sahraa Karimi62 در هیچ سندی بهعنوان «استاد»، «استادیار» یا هیچ عنوان و عضو رسمی دیگر در کادر علمی VŠMU نیامده است. براین اساس، ادعاهای وی مبنی بر کرسی استادی رسمی و فعالیت دانشگاهی در آکادمی فیلم براتیسلاوا نیز از بنیاد کذب و دروغ است.
علاوه بر اینها صحرا کریمی بارها در حسابهای رسمی، برنامهها، جشنوارههای سینمایی ـ هنری و پستهای مکرر صفحات اجتماعی شغل خود را «استاد دانشگاه» نامیده و از خود بهعنوان استاد رسمی و دائمی دانشگاه و فارغالتحصیل از مقطع PhD نام میبرد. بهنظر میرسد انگیزههای این فریبکاری علنی اذهان عمومی را میتوان در متن تحولات سیاسی فاجعهبار پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱، درک و جستجو کرد. شواهد دال بر این است که صحرا کریمی با دستکاری واقعیت در بارهی پیشینهی تحصیلی و اسناد دانشگاهی در دل فاجعهی جمعی فرصتهای معدود و محدودی که پس از فاجعهی انسانی جاری برای حمایت از زنان در تبعید افغانستان معرفی شده را بهنفع خود قبضه و مصادره کرده است. برای مثال دانشگاه یل و شماری دیگر از نهادهای آکادمیک در اروپا و ایالات متحد از جمله دانشگاه در تبعید University in Exile پس از سقوط و فاجعهی انسانی در افغانستان و سرنوشت فاجعهبار زنان زیر سلطهی طالبان، با تسهیل امکاناتی نظیر Poynter Fellowship in Journalism زمینهی برگزاری درسگفتار، ورکشاپهای آموزشی63 و حضور فعالان و دانشگاهیان در تبعید افغانستان را در فضاهای آکادمیک اعطا کرده است که در محدودیت دسترسی بهاطلاعات آزاد و محدودیت دسترسی این مراکز بهزبان فارسی، وی نیز در این زمره از این فرصتها بهرهمند است. نکتهی قابل توجه در بارهی این مساله باز هم این است که صحرا کریمی پس از اطلاع از تماس و مکاتبات نویسنده با نهادهای دانشگاهی مذکور مبنی بر تصدیق این ادعاها، پستها و اظهارات مکتوباش از جمله ادعای دریافت قرارداد و درخواست استخدام رسمی بهعنوان استاد دائمی در دانشگاه یل را که در تاریخ ۷ ماه می ۲۰۲۴ در شبکههای اجتماعی از جمله توییتر منتشر کرده بود، پاک کرده است.64

صحرا کریمی و فرصتطلبی از آدرس قهرمان و قربانی
چنانچه در بالا اشاره شد، بررسی و راستیآزمایی تمام ابعاد کارنامهی صحرا کریمی در حوصلهی این گزارش نمیگنجد و چه بسا نیاز به تحقیق یا تحقیقهای مجزا دارد. از اینرو نگارنده تنها به راستیآزمایی فرازهایی از آن و اثبات تحریفها و تناقضاتی میپردازد که با موضوع این گزارش: مستندسازی الگوی مکرر سرکوب و تخریب فعالان مستقل از آدرس صحرا کریمی بهعنوان یک متصدی بهاصطلاح فرهنگی در پیوند است. آنچه در پی بررسیها و پس از مرور دهها منبع برای نویسنده روشن شده این واقعیت است که وی همزمان که در مجامع غربی خاصه منابع اسلواکیزبان از آدرس یک «قربانی» با دستکاری واقعیت به «سیاهنمایی» تجربهی حضورش در افغانستان میپردازد، در فضای فرهنگی داخلی ذیل ادعاهایی چون داشتن موقعیت ممتاز اجتماعی در غرب، تجربهی تدریس دانشگاهی و…از خود چهرهی یک «نماینده» و «قهرمان» را ساخته که بهخاطر«عشق بهوطن» با وجود داشتن امتیازاتی چون شهروندی اسلواکی و… ساختن و ماندن در کشورش را برگزیده است. برای نمونه در مصاحبهای پس از فرار از افغانستان در سال ۲۰۲۲ زیر نام «کارگردان، یک سال پس از سقوط افغانستان: میخواهم داستانهای کشورم را بازگو کنم»65 که از سوی یانا گومبیکووا (Jana Gombiková) در وبسایت fjúžn.sk منتشر شده، با تأکید بر اروپایی بودن خود، بدون اشاره بهکارنامهی کاری مشمول افشاگریها، اتهامات و شکایاتی که دربارهی فساد اداری و مالی بهوی نسبت داده شده، مدعی میشود:
«…Ale v Afganistane som nebola iba osamelá, bola som outsiderkou a bola som naozaj izolovaná. Ľuďom, s ktorými som sa stretávala a pracovala, som nemohla veriť. Navonok hovorili niečo iné, než si si mysleli. Nebola som na to zvyknutá a dotklo sa ma to.» (Jana Gombiková, 24.08.2022)
ترجمه به فارسی:
«…در افغانستان واقعاً منزوی بودم. نمیتوانستم به کسانی که ملاقات میکردم و با آنها کار میکردم اعتماد کنم. ظاهرشان چیزی میگفت و در باطن چیز دیگری بود. من به این وضعیت عادت نداشتم و برایم سخت بود.»
وی در بخشی دیگر از این مصاحبه با اشاره به دلخوری و ناراحتیاش از دوران کار و زندگی در افغانستان میافزاید:
«..ale moja osobná individuálna skúsenosť je tá, že 90 percent mojich spolupracovníkov ma ako ženu nebolo ochotných rešpektovať… Smutná som aj z toho, čo sa stalo predtým, ako sa ku mne v Afganistane správali. Myslela som si, že ma budú rešpektovať a budú hrdí na to, čo som ako žena dosiahla, a že reprezentujem Afghanistan.» (Jana Gombiková, 24.08.2022)
ترجمه به فارسی:
«…تجربه شخصی من این است که ۹۰ درصد همکارانم به عنوان زن، حاضر به احترام گذاشتن به من نبودند. ..از رفتارهایی که در افغانستان نسبت به من شد، ناراحتم. فکر میکردم به من احترام خواهند گذاشت و به آنچه من به عنوان یک زن به دست آوردم افتخار خواهند کرد و اینکه نمایندهی افغانستان هستم.»
صحرا کریمی در حالی در مجامع اسلواکی مدعی میشود که از تجربهی کار بهعنوان یک زن در افغانستان «ناراحت» است که دوران کوتاه تصدی ریاست افغانفیلم از سوی وی همواره با افشاگریهای تکاندهنده همچون پولشویی، فساد، سوء استفاده از صلاحیت، خشونت کلامی و روانی، زورگویی و تهدید به تجاوز جنسی و جانی اهالی فرهنگ همراه بود. برای نمونه پس از شکایت رسمی یکی از فیلمنامهنویسان بهنام حسیبالله نبیزاده در سال ۲۰۱۹ مبنی بر سرقت ادبی فیلمنامهی «حوا، مریم، عایشه» و مصادرهی امتیازات آن از سوی کریمی به ادارهی امور وقت، وی با ارسال پیام صوتی تهدیدآمیز66 مبنی بر تهدید جانی، تحقیر و تجاوز جنسی واکنشهای تند فرهنگیان و منتقدان را برانگیخت. وی در بخشهایی از این پیام که برای مرعوب کردن فرد شاکی ارسال کرده، میگوید:
«… تو احمق، تو دلال، تو بدبخت، تو دیوث67 … حالا ببین که مه چوب ده کو..ات میکنم یا نمیکنم خو… نهایت نامهات آمد به افغان فیلم، تمام شکایتی که به اداره امور کردی به افغان فیلم آمد، ما باید بهش پاسخ بتیم، حالا ببین که مه چه کارت میکنم. قسم به جان مادرم، به روح پدرم، کاری میکنم که اشکهایت دربیاد، تمام کیسات را در آمریکا خراب میکنم… مه گفته بودم همی ره پشتش ره نگیر… همی رفاقت را به گه نکشان… حالا ببین که مه چه میکنم؟ … ده ک..ن تو نکنم و زنته زیر برادرم نخوابانم… تو ره خو احمدشاه از گور هم که شده پیدا میکنه… خانته هم پیدا کد… مه هم امنیت ره، هم پولیس ره، همه ره سرت میارم…»
آنچه در این مورد جلب نظر میکند سوءاستفاده از جنسیت برای فرافکنی و دروغگویی در فضای عمومی از آدرس یک «متضرر» است. صحرا کریمی ادبیات هتاکانه و تبهکارانه و رفتارهای زورگویانهاش را همواره از آدرس یک «قربانی توطئه» نزد اذهان عمومی تحریف و توجیه کرده است. برای نمونه وی در پستی مفصل در حساب رسمی فیسبوکاش که پس از یک روز حذف میکند، دربارهی انتشار این پیام صوتی که در تاریخ ۱ جولای ۲۰۲۱ نوشته است:
«من دوست فیلمنامه نویسی دارم، مستقل است و ربطی به افغان فلم ندارد؛ از سال ۲۰۰۸، او نویسنده و فیلمنامه نویس خوبی است اما نیروی شر و بدی و حسادت و طمع و پول دوستی در او بسیار است… سه سال پیش این آقا رفیق ام سر شوتینگ فیلم من «حوا، مریم، عایشه» آمد و یک دختر خانمی که با برادرش سر شوتینگ آمده بود را هم آنجا دید؛ از آنجایی که من از اخلاق و رفتار رفیقم در مقابل زنها باخبر بودم؛ به دختر گفتم اگر رفیق ام به تو پیام داد لطفن جواب نده چون زن و اولاد دارد و زن اش انسان شریفی است و ماجرایی خلق نکنید. این رفیق فیلمنامه نویس من پشت این دختر را رها نکرد؛ برایش پیام های عاشقانه داد که دیوانه وار عاشق اش است؛ حتی به او وعده های بسیاری داد؛… من تا دو سال بی خبر بودم تا اینکه اتفاقی متوجه این رابطه شدم؛ به دختر گفتم هرگز زندگی زنی دیگر را خراب نکند؛ و این رفیق من زن دارد و این عادت را دارد که به هرکسی پیام دهد و ابراز علاقه کند؛ زنش زن شریفی است و بی خبر از این ماجراهای عاشقانه شوهرش است. تا امسال جشنواره سرباز همین رفیقم را دعوت کردم و آن دختر هم در بین مهمان ها بود؛ چون به رفیق من سلام نداد و بی محلی کرده بود؛ و آن دختر در مراسم افتتاحیه با همسر من دور یک میز نشسته بود؛ رفیقم عقده گرفت. فردایش پیام داد که یک راز است که باید به تو بگویم که همسرت با این دختر رابطه عاشقانه و جنسی دارد و من عکس ها دارم و غیره. من به رفیقم گفتم که نشان دهد؛ او گفت اگر قول دهی که از همسرت جدا شوی من شواهد را نشان می دهم. من به همسرم تمام ماجرا را گفتم؛ همسرم کاملن بی خبر بود گفت بگذار خودم با رفیق ات حرف بزنم. همسرم با این رفیق ام صحبت می کند و او کاملن کتمان می کند و بعد به همسرم می گوید که زن ات بخاطر این در دولت محبوب است و موفق و تمام پروژه ها و بودجه هایش اکی می شود چون با فلان مقام و فلان مقام ( نام چند نفر از مقام های بلند پایه دولتی را برده) خوابیده و آنها بودجه به او داده اند. همسرت از تو قرار است جدا شود و با یکی از مقام ها عروسی کند. همسر من مرد بسیار شریف، عاقل و انسان صبوری است و همچنین پسر خاله ام است؛ او مرا از کودکی می شناسد و با تمام خصوصیات من آشناست و می داند که من چه کسی هستم؛ همسرم به من گفت این رفیق ات این گپ ها را زده و گفته زن ات را طلاق بده چون به تو وفادار نیست. من به حدی عصبانی شدم که تلفن را گرفتم و هر چه از دهانم در آمد به این رفیق ام پیام دادم که چطور وجدان ات رضایت داد که بخاطر اینکه نگذاشتم با یک دختر رابطه برقرار کنی و نگذاشتم به زن ات خیانت کنی؛ به من چنین تهمتی زدی؟!»

صحرا کریمی سهروز پس از حذف موضع بالا، در پست توییتری دیگری از موضع عوامفریبانهی یک «خدمتگزار به خاک که قربانی توطئه شده» بهتاریخ ۴ جولای ۲۰۲۱ با انتشار عکسی مغموم از خودش مینویسد:
«…بهخاطر توانای ام، صداقتم، درستکاری و وفاداری ام؛ ایمانم به مسئولیت پذیری و امانت داری؛ تعهدم به مسلک و تخصص ام؛ جنون و عشق ام به خدمت به این خاک؛ عده ای توطئه چیدند؛ تهمت زدند؛ افترا بستند و مرا سنگسار کردند. هرگز نمی بخشم! آه من دامنگیرتان خواهد شد!»

فرافکنیهای قربانیمحور وی در بارهی افشای این رسواییها از آدرس یک متصدی فرهنگی و مسئول حکومتی، در مواضع عمومی مختلف از جمله برنامهی بهعبارت دیگر بیبیسی (اینجا) به تاریخ ۲ مارچ ۲۰۲۲ و چند مصاحبهی رسمی دیگر تکرار شده است. برای مثال صحرا کریمی در گفتگوگو با عنایت فانی، با تأیید پرسش مجری که میپرسد: شما دارید از رفتارتان دفاع میکنید؟ وی میگوید بلی و در ادامه میافزاید:
«زن بودن در افغانستان، خیلی سخته! در کلیتاش… ولی زنی که تحصیلکرده باشه، زنی که تخصص داشته باشه، زنی که اجرایی باشه و یک کار رو اجرا بکنه، بسیار در افغانستان، بسیار بهمراتب.. زندگی براش جهنمه! من… ببینید، من آدم خیلی بداخلاقیام؛ بداخلاق یعنی بدخوی هستم. من حتا اگه دعوا بشه، بد دهن هم هستم. اما در زندگیام، هیچوقت از زنانگیام، از بدنام برای اینکه به مقصدی برسم استفاده نکردم. هیچوقت!… وقتی پاکی و قداست و زنانگی شما مورد حمله قرار میگیرد، شما جای من باشید، دیوانه میشوید!
در بخشی دیگر از این مصاحبه وی با گویش تهرانی با ادعای دوستی چهارده ساله با فیلمنامهنویس تهدید شده در دقیقهی ۱۸:۱۵ میگوید:
«اولا، اون همکارم نبوده، دوست صمیمی چهاردهام سالهام بوده. مسئله کاملا خصوصی بود. و یک فایل صوتی کاملا خصوصی بین دو تا دوست رد و بدل شده… وقتی دوست صمیمی شما، شما رو وادار به فساد مالی بکنه، شما چه توقعی دارین؟! وقتی دوست صمیمی شما، شما را وادار بهاین بکنه که مالیات ندین، شما چه توقعی دارین؟! و وقتی شما گوش نمیکنین، خانوادهی شمارو خبر میکنه، کسی که بههر حال به شما خیلی نزدیکه، و به شما برچسب فساد اخلاقی میزنه و میگه دلیل اینکه صحرا کریمی بودجه میگیره از دولت بهخاطر اینه که با فلانی و فلانی و فلانی و فلانی رابطه داره… »

با اینحال آنچه در مواضع متناقض و مستند وی جلب نظر میکند، اجتناب از ارائهی کمترین سندی دال بر اثبات ادعاهایش تا زمان نوشتن این گزارش دربارهی انتشار این فایل است. با اینحال جلوگیری از فحشا، فساد مالی و پایبندی بهنظام از عمدهترین مورادیاند که صحرا کریمی در پستهای مجزا در شبکههای اجتماعی در برابر نقدهای جامعهی روزنامهنگاری و فرهنگی برای توجیه اقدام به «تهدید جانی» و «تجاوز جنسی» و «حذف فیزیکی» مکتوب کرده است. برای نمونه در روز انتشار فایل صوتی بهتاریخ ۱ جولای ۲۰۲۱ وی در پست کوتاه توئیتری مینویسد:
« ذکی دریابی [مدیرمسئول روزنامهی اطلاعات روز] با وقاحت تمام به من میگوید استعفا بده و آن هم با توجه به یک فایل دعوای ادیت شده خصوصی! جرم من این است که نگذاشتم پول بیت المال چپاول شود؛ فحشای اخلاقی و اداری را ریشه کن کردم در محل کارم؛ نگذاشتم فیلم بر علیه دولت ساخته شود! به نظام پا بندم! خیر این هم می گذرد!»

چنانچه گفته شد، مواضع علنی صحرا کریمی در بازتولید ادبیات مردسالارانه در برابر نقدهایی که به ترویج «فرهنگ تجاوز» از سوی وی صورت گرفته، بارها مستند شده است. با اینحال، در تازهترین مورد وی در حاشیهی بحثی دربارهی هتاکی و فحاشی در شبکههای اجتماعی با ارجاع به انتشار فایل صوتی تهدید بهتجاوزش با دامنزدن به حساسیتهای قومی در قبال مسئلهی «ناموس» به دفاع و توجیه این اقدام پرداخته است. برای نمونه در پاسخ در پای پست خادم کریمی یکی از روزنامهنگاران فعال در شبکهی توئیتر بهتاریخ ۱۳ آگوست سال ۲۰۲۴ از آدرس حساب عمومیاش نوشته است:
«…چرا وقتی به دوستم به دلیل خیلی مشخصی که گفته بود «دختران هزاره همه فاحشه اند» فحش داده بودم؛ و صدایم را ادیت کرده بود و پخش کرده بود؛ اخلاق مأب بازی درآوردی و مرا بسیار نقد کردی… و نمی دانم حکم هم دادی چند جایی… و گویا من مایه شرمندگی ام؟!

اگر از ادبیات مردسالارانه و عوامفریبانه، اتهامات بیبنیاد اخلاقی و حاشیهسازیهای تکاندهنده و تحقیر بار جنسی در این مواضع مکرر و مکتوب بگذریم، نکتهی دیگر قابل توجه ادعای تازهی و متضاد وی مبنی بر اشاره به هویت همسر و ارجاع به ازدواج با پسرخالهاش است. ادعایی که چون موارد دیگر از سوی منابع آگاه، شاهدان و نزدیکان وی در این گزارش رد شده است. در گفتوگویی که نویسنده با شماری از همکاران و کارمندان پیشین افغانفیلم داشته، آنان تأکید میکنند که کسی که صحرا کریمی در این متن «پسرخاله» و «همسر» خود معرفی میکند، کسی نیست جز سرمایهگذار فیلم «حوا مریم عایشه» حاجی احمد شاه سلطانی که جز رابطهی شخصی هیچ نسبت خویشاوندی و خانوادگیای با وی ندارد. در جریان این تحقیق و پس از تأمل بر حواشی و هیاهوی انتصاب و ادعاهای صحرا کریمی در پی احراز کرسی ریاست افغان فیلم نیز روشن شد که اظهارات وی در این باره نیز خالی از کذب نیست. صحرا کریمی در مصاحبههای رسمی بیشماری ذیل عنوان «نخستین زن دارای PhD در سینما» اظهار کرده است که از طریق اشتراک در رقابت آزاد در آزمون عمومی این پست را بهدست آورده است. برای نمونه وی در مصاحبهای که در رسانهی افغانستانرو (اینجا) به تاریخ ۲۲ جون ۲۰۱۹ چندی پس از اشغال این پست زیر نام «صحرا کریمی، رييس افغانفیلم: سینمای افغانستان را فعال میکنم» در پاسخ به این پرسش که چه چیزی پای شما را به افغانفلم کشانید؟ گفته است:
«وضعیت نابسامان افغانفیلم پای مرا به این نهاد کشانید… ریاست افغان فیلم به رقابت گذاشته شد و امتحان دادیم و از طریق رقابت ریاست افغان را به دست آوردم. بالاترین نمره را در رقابت بردم و گماشته شدم.»
در بررسیهای انجام شده و پس از گفتوگو با منابع آگاه از جمله شاهدان و اشتراککنندگان در آزمون، صحت این ادعای وی نیز رد شده است. بر بنیاد شهادت یکی از مسئولان پیشین ادارهی امور و دو اشتراککنندهی دیگر در آزمون رقابتی، صحرا کریمی در زمان احراز پست ریاست افغان فیلم، برخلاف ادعاهایش نه به دلیل احراز بالاترین نمره و برنده شدن در آزمون سراسری ادارهی امور، بل به دلیل برخورداری از تبعیض مثبت، مکانیزم حمایت از جذب و مشارکت زنان در بدنهی دولت، بهره جسته است. دو اشتراککنندهی دیگر که در این آزمون هر یک حزبالله سلطانی و محمد ناصر هاشمی بارها در بارهی مسالهی برخورداری صحرا کریمی از ده امتیاز جنسیتی در رسانهها افشاگری و اطلاعرسانی کردهاند.68
صحرا کریمی در دوران تصدی رسمیاش در واکنش به نقدها و افشاگریهایی که در برابر ادعاها و اظهاراتی از این دست از سوی فعالان سینمایی و فرهنگی منتشر میشد با حمله، هتاکی و تحریک نفرت قومی و جنسیتی ضمن انحراف اذهان عمومی از هرگونه پاسخگویی اجتناب میکرد. برای نمونه وی خبر تراژیک کشتهشدن دو کارمند جوان زن تازهاستخدامشده در سانحهی دردناک حملهی انتحاری به تاریخ ۱۲ جون ۲۰۲۱ مصادرهی مطلوب کرده و با جریجهدار کردن افکار عمومی، انگیزهی ثبت شکایت از خودش را تعصبات قومی بر ضد خودش برشمرده و در صفحهی فیسبوکاش نوشته بود:
«… آرزوی تان نابودی من است؟ خدا کند من هم در انفجاری تکه تکه شوم تا بلاخره شما دلتان یخ کند… طیبه و فاطمه از طریق رقابت آزاد وارد افغان فلم شدند. هر دو از یک قوم، هزاره بودند. اما چهار کارمند اسبق افغان فلم (قوم تاجیک) از من به اداره امور شکایت کرده بودند، که صحرا کریمی افغان فلم را تبدیل به خانه هزارهها کرده است… این دو هزارهای که جای شما را پر کرده بود در انفجار سوختند؛ جای شما را فراخ و باز کردهاند، حالا خوش باشید.»69

در واکنش به این ادعا، حکیم مختار معاون مطبوعات ادارهی امور وقت ضمن رد این اظهارات در پستی توییتری نوشته بود:
«تا این اندازه استفاده از احساسات، شرم است. هیچ شکایتی از استخدامها در افغان فلم نشده. فلمنامه نویسات بسیار با عزت از شما و دزدی فلمنامههایشان و نشر آن به امتیاز دیگران، شکایت کردهاند. تنها یک مورد شکایت از سوی نویسنده اصلی فلم «حوا، مریم و عایشه» شده..»

چنانچه در بالا امد، مواضع متعصبانه و شبهراسیستی صحرا کریمی تنها در حیطهی مناسبات داخل افغانستان محدود نمیشود. در موردی دیگر وی در مصاحبهای که (اینجا) به زبان اسلواکی در نشریهی ciernalabut توسط زوزانا لاباشووا، در تاریخ ۱۴ جنوری ۲۰۱۷ زیر عنوان: «او در اسلواکی زندگی میکرد اما به افغانستان بازگشت چون میخواهد در آنجا تغییراتی ایجاد کند»، انجام شده، بدون پردهپوشی از عقاید و اندیشههای شبهراسیستیاش در قبال مهاجران ساکن اروپا رونمایی میکند. برای مثال در بخشی از گفتوگو وی با مثال زدن خودش بهعنوان «مهاجر نمونه» و اشاره به مهاجران دیگر زیر نام «احمق» شروطی را برای مهاجرت بهاروپا تعیین میکند:
«…Keby každý emigrant ako ja prišiel do novej krajiny – integroval sa, rešpektoval, mal vzdelanie, vytvoril pre seba pozíciu, tak vitajte…bohužiaľ veľa „blbých“ prichádza do Európy. A tí robia ten zlý obraz. Islamofóbia a všetky tie negatívne postoje sú spôsobené tým, že mnohí migranti zaplatia tisíce dolárov, aby sa sem dostali a potom sedia v novej krajine, porodia 6 – 7 detí a využívajú sociálnu pomoc a pritom nadávajú na novú krajinu. To je neľudské. Teraz nehovorím o utečencoch zo Sýrie, to je úplne niečo iné. Tam je úplná katastrofa, oni utekajú pred vojnou…»70 (Zuzana Labašová 14. januára 2017)
ترجمه به فارسی:
«…اگر هر مهاجری مثل من وارد کشور جدیدی شود، خودش را با آن وفق دهد، احترام بگذارد، تحصیلکرده باشد و برای خودش جایگاهی بسازد، پس، خوش آمده است… متاسفانه تعداد زیادی از این «احمقها» به اروپا میآیند و همینها تصویر بدی ایجاد میکنند. اسلامهراسی و تمام این نگرشهای منفی به این خاطر است که بسیاری از مهاجران هزاران دلار خرج میکنند تا خودشان را به اینجا برسانند، بعد در کشور جدید شش یا هفت بچه به دنیا میآورند، از کمکهای اجتماعی استفاده میکنند و در عین حال از کشور جدید هم شکایت میکنند. این انسانی نیست.»
در بخش دیگری از این گفتوگو، وی بهصورت آشکار خود را اروپایی خوانده و از ترساش برای تبدیل یا تسخیر «اروپا» از سوی «اعراب» سخن میگوید:
«…Európa je Európou kvôli tomu, že sú tu Európania. Netreba, aby Európa bola arabská. Arabi majú svoju krajinu. Ja sa bojím, aby sa Európa nestala druhou Áziou či novým Blízkym východom. A potom Európa stratí svoje čaro. Európa je Európa, lebo sú tu Európania zo Sýrie, to je úplne niečo iné. Tam je úplná katastrofa, oni utekajú pred vojnou.»71 (Zuzana Labašová 14. januára 2017).
ترجمه به فارسی:
«…اروپا،[اگر] اروپا است به خاطر اروپاییهاست. نیازی نیست که اروپا عربی شود. عربها کشورهای خودشان را دارند. من میترسم که اروپا تبدیل به آسیای دوم یا خاورمیانهی جدید شود. و در آن صورت، اروپا جذابیت خود را از دست خواهد داد. اروپا، اروپا است چون اروپاییها اینجا هستند.»
صحرا کریمی و همسویی با گفتمانهای ایدئولوژیک و ارتجاعی
تدقیق مواضع عمومی فرصتطلبانه و محافظهکارانهی سیاسی و اجتماعی صحرا کریمی در قبال بحرانهایی چون بنیادگرایی، پناهجویی و… بیش از هرچیز میتواند مصداق روشنی بر همسویی وی با جریانهای مسلط قدرت باشد. برای نمونه پیش از اینکه وی خودش را در قالب چهرهی دوآتشهی ضدطالبان در شبکههای اجتماعی جا بزند، بهتاریخ ۱۶ آگوست ۲۰۲۱ تنها یکروز پس از واگذاری افغانستان بهطالبان و فرار اشرففغنی احمدزی بهعنوان رییس دولت وقت، از آدرس رییس افغان فیلم در دولت پیشین در پی نشر اطلاعیهای (که بیشتر به یک اماننامه میماند) در حساب توییترش، طالبان را «دولت و حکومت موقت» مینامد و مینویسد:
« از رهبری دولت موقت افغانستان و همچنین سازمان حقوق بشر وسازمان ملل متحد خواهانم …»

در بخش دیگری از این اعلامیه، صحرا کریمی علت غیبتاش در افغانفیلم را نگرانی و جلوگیری از منفی نشان دادن وجههی طالبان نزد جامعهی بینالملل خوانده و مینویسد:
«برای جلوگیری از بروز هرگونه سوء تفاهم های رفتاری و برخوردی که ممکن است در سطح بین الملل وجه حکومت موقتی را منفی نشان دهد و با توجه به قانون کمیسیون اصلاحات اداری با منظوری معین فرهنگ و هنر برای چند روز رخصتی گرفته ام تا اوضاع کمی به حالت عادی برگردد.»
این سند و اسناد دیگری از ایندست بهروشنی اثبات میکند برخلاف ادعاهای متأخر صحرا کریمی درفضای مجازی مبنی بر مخالفت با طالبان و داشتن زاویهی سیاسی و فکری با آنان و دیگر جریانهای ارتجاعی، مادام که پای منافع شخصی و ابقای قدرت سیاسی وی در کار باشد، از هیچ همسوییای با دشمنان قسمخوردهی آزادی، برابری و و دموکراسی فروگذار نکرده و نمیکند. چنانچه طی دوران حضورش در فضای فرهنگی همسو با جریان اصلی قدرت، با اشتراک در کارزارهای عمومی چون «طالب، تو را میبخشم» و پوشیدن برقع/چادری (پوشش مطلوب طالبان) ، از کارگزاران و پیشکسوتان استراتژیهای حکومت فاسد پیشین در سفیدشویی و مشروعیتبخشی به طالبان (اینجا) بوده است.

آنچه با مرور و مستندسازی مواضع به اصطلاح نقادانهی وی در برابر طالبان نیز روشن میشود، این واقعیت است که این مواضع چیزی جز بازتولید ادبیات طالبانی و ارتجاعی نیست. برای نمونه وی در پستی که خبر صدور فرمان ممنوعیت کار زنان را بازنشر کرده، «لواط» را معادل «بچهبازی» مینامد و رابطهی غیر هتروسکشوال و همجنسخواهانه را با تجاوز، پیدوفیلی و بچهبازی برابر میپندارد. البته پست مذکور پس از اعتراض فعالان کویئر از حساب توئینر وی حذف شد:
«از یک گروه پیدوفیل و اکثریت لواط و بچه باز چون طالبان چه توقعی میرود؟ زنها عجیب خار چشم شماها شدند.حضور زنان مانع لواط گری و بچه بازی شما ملعون ها می شود.»

در کنار این موارد، صحرا کریمی در دوران تصدی رسمی پست حکومتی، از تلاش برای نزدیکی به مراجع و مراکز ایدئولوژیک فرهنگی-هنری از جمله جمهوری اسلامی ایران نیز دریغ نکرده است. با وجود اینکه رویکرد مغرضانه و مداخلهجویانهی جمهوری اسلامی ایران بهمثابهی نسخهی منطقهای حکومت تمامیتخواه و استبدادی دینی در قبال افغانستان و کشورهای منطقه بر کمتر کسی پوشیده است، وی بارها از آدرس متصدی فرهنگی، به جشنوارهها و برنامههای حکومتی از جمله جشنوارهی دولتی فجر72 اشتراک کرده و با مسئولان نهادهای سینمایی حکومتی جمهوری اسلامی چون صدا و سیما، سازمان تبلیغات اسلامی و بنیاد سینمایی فارابی تعامل رسمی داشته است.73 وی بر خلاف اعتراضات، هشدارها و مخالفتهای جامعهی مدنی و فرهنگی افغانستان مبنی بر ایدئولوژیک بودن نهادهای حکومتی جمهوری اسلامی ایران، ذیل تبادل فرهنگی و اقداماتی چون دریافت بستههای کتاب74 امضای چند سند همکاری رسمی از آدرس متصدی فرهنگی حکومت پیشین در نظام جمهوریت با این نهادها عملا زمینه را برای نفوذ سیاستهای ایدئولوژیک حکومت ایران در بدنهی فرهنگی افغانستان مهیا ساخت.75 آنچه بهزعم بسیاری از ناظران و متصدیان مستقل فرهنگی در این مورد بیپیشینه و تکاندهنده بود، اشارات و مواضع رسمی ایدئولوژیک وی از جمله استناد به فعالیت لشکر فاطمیون است. برای نمونه صحرا کریمی در سخنرانیای که در شمارهی ۳۴ مجلهی سورهی سینما منتشر شده، در توجیه درخواستاش مبنی بر حمایت حکومت ایران از نهادهای فرهنگی افغانستان مشمول افغانفیلم چنین گفته است:
«ما سبزیپاککن و پنبهزن نیستیم، ما هگل و نیچه خواندهایم، شعرخواندهایم، مینویسیم، ملت افغانستان در کنار شما در عراق و سوریه جنگیده است. آیا ما حق نداریم با سینمای شما گفتمان داشته باشیم؟»
با بررسی اجمالی مصاحبههایی که از صحرا کریمی در رسانههای نزدیک به حکومت جمهوری اسلامی ایران بهنشر رسیده (اینجا) میتوان به صراحت از همسویی او با سیاستهای ج.ا در افغانستان و منطقه سخن گفت. با اینحال آنچه جلب توجه میکند انکار یا توجیه این تعاملات و تماسها با جمهوری اسلامی نزد افکار عمومی است. برای مثال در پست جنجالی توئیتری که به تاریخ ۴ آگوست ۲۰۲۴ منتشر شده بود، صحرا کریمی ادعا میکند:
«شخصی که در سفارت ایران مسئول صدور ویزا بود، بعد از پرسیدن از اینکه در دفتر یونیسف چکاره هستم؛ با لحنی مودبانه اما آمرانه به من گفت که شما بهعنوان کسی که در ایران بدنیا آمدهاید؛ دینی به گردن دارید… گفت: ما میدانیم عدهی زیادی از هموطنان ما به افغانستان آمدهاند و از طریق دفتر پناهندگان سازمان ملل (UNHCR) تقاضای پناهندگی سیاسی کردهاند؛ از شما میخواهیم چون کارمند سازمان ملل هستید، اگر لیست این تقاضاکنندگان ایرانی را پیدا کرده و در دسترس ما قرار دهید. »76
و
ی در بخشی دیگر از این پست عمومی مدعی میشود:
«…همسر آقای رییس جمهور رئیسی، خانم علم الهدی، برای زنان موفق منطقه مراسمی را برگزار کرده بودند… با من تماس گرفتند و مرا به این مراسم به عنوان یکی از زنان موفق افغانستان در عرصه هنر و سینما دعوت کردند، تا هدیه ای را که برایم در نظر گرفته بودند، حضوری دریافت کنم. فکر میکنم هدیه مبلغ نقدی بالایی بود؛… جواب منفی به این دعوت دادم. چرا که برای من همسویی و همصدایی با جنبش زنان ایران، مهمتر از هر محفل مجلل حتی از سوی ریاست جمهوری بود…»

صحرا کریمی و فساد در قرار و فرار
بررسی اخبار مرتبط با خروج دراماتیک صحرا کریمی پس از انتشار ویدئوی زنده از صحنهی فرار وی و نامهی درخواست کمک از هنرمندان در سراسر جهان77، پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ دال براین واقعیت است که وی حتا در شرایط بحران انسانی پیشآمده نیز بهنفع شخصی استفاده کرده است. بهطورمشخص در شماری از تیترها و خبرهای مرتبط (اینجا) به نقل از وی، از نجاتِ او ذیل عنوان رئیس افغان فیلم و پانزده تن از کارمندان افغان فیلم یاد شده است. در عکسهای بهنشر رسیده از جریان خروج صحرا کریمی بهگواه آگاهان، دیده میشود که وی اعضای خانوادهی خود را زیر نام سینماگران در خطر افغانستان از کشور بیرون کرده است.
برای نمونه در گزارشی (اینجا) که در نشریهی اسلواکی بهنام «netky» زیر عنوان «نخستوزیر هگر در کییف، فیلمساز نجاتیافتهی افغان، صحرا کریمی را در آغوش گرفت!» منتشر شده، آمده است:
«Na neistý osud filmárky ako prvá upozornila slovenská producentka Wanda Adamík Hrycová, ktorá na Facebooku zdieľala jej prosbu o pomoc. Následne rozbehla úspešnú záchrannú akciu, aby Karimi a jej 15 kolegov dostala čo najrýchlejšie preč z Afganistanu.»78 (NETKY.SK • 24 August 2021)
ترجمه به فارسی:
«نخستین کسی که به سرنوشت نامعلوم این فیلمساز توجه کرد، تهیهکنندهی اسلواک، وندا آدامیک هریتسوا بود که درخواست کمک او [صحرا کریمی] را در فیسبوک به اشتراک گذاشت. سپس او یک عملیات نجات موفق را آغاز کرد تا صحرا کریمی و ۱۵ همکارش را هرچه سریعتر از افغانستان خارج کند.»
همچنین در بخش دیگری از این گزارش به زبان اسلواکی آمده است:
«BRATISLAVA – Afganskú filmársku Sahrau Karimi sa podarilo evakuovať z Kábulu na slovenskú ambasádu v Iráne. Spolu s kolegami tak unikla istej smrti!»79(NETKY.SK • 24 August 2021)
ترجمه به فارسی:
«فیلمساز افغان، صحرا کریمی، با موفقیت از کابل به سفارت اسلواکی در ایران تخلیه شد. او همراه با ۱۵ تن از همکارانش از مرگ حتمی گریخت!»

شماری از رسانههای اسلواکی ضمن پوشش اخبار مرتبط با خروج صحرا کریمی، نامهی خداحافظی80 وی را که از سوی وندا آدامیک هریکوا81، مدیر کنونی آکادمی فیلم و تلویزیون اسلواکی و تهیهکنندهی فیلم جدید صحرا کریمی بهنام «پرواز از کابل» به این شرح منتشر شده، بازتاب دادهاند:
«Sahraa Karimi je naša spolužiačka. Po tom, ako jej Taliban zavraždil otca, utiekla zo svojho domova, aby na Slovensku požiadala o azyl, ktorý aj dostala. Napriek tomu, že tu mohla žiť pokojný a bezpečný život, rozhodla sa vrátiť naspäť do svojej vlasti, aby tam spoločne s inými vybudovala normálnu krajinu,“ píše riaditeľka Slovenskej filmovej a televíznej akadémie, Wanda Adamík Hricová, ako reakciu na list od Karimi adresovaný Angeline Jolie, v ktorom ju žiada o podporu a medializáciu problému.82(Rebeka Jakubová,18. augusta 2021)
ترجمه به فارسی:
صحرا کریمی همصنفی ما بود. پس از آنکه طالبان [در دور اول] پدرش را به قتل رساند، از خانهاش [در افغانستان] گریخت تا در اسلواکی درخواست پناهندگی بدهد، که آن را نیز دریافت کرد. [وی] با وجود اینکه میتوانست در اینجا زندگی آرام و امنی داشته باشد، تصمیم گرفت به کشورش بازگردد تا همراه با دیگران کشوری عادی بسازد» اینها را وندا آدامیک هریتسوا، مدیر آکادمی فیلم و تلویزیون اسلواکی، در واکنش به نامهای از کریمی خطاب به آنجلینا جولی نوشته است؛ نامهای که در آن از جولی خواهان حمایت و رسانهای کردن تهدید جانی علیه صحرا کریمی از سویطالبان شده است. (ربکا یاکوباوا، ۱۸ اوت ۲۰۲۱)
برای نمونه در گزارشی که (اینجا) ربکا یاکوباوا، در روز ۱۸ آگوست سال ۲۰۲۱ پس از فرار وی از افغانستان در پایگاه خبری اسلواکی بهنام «startitu» منتشر شده، به سناریویی که صحرا کریمی در دوران پناهندگی سیاسی در اسلواکی دربارهی خود ارائه کرده، آمده است:
«Slovensko pomohlo zachrániť známu režisérku pred Talibanom, ktorý v minulosti zavraždil jej otca.»83 (Rebeka Jakubová,18. augusta 2021)
ترجمه به فارسی:
«فیلمسازی که پدرش را طالبان در دور اول حاکمیتشان کشتهاند، در معرض کشتهشدن است.»
یافتههای تحقیق
صرفنظر از هرگونه ارزشگذاری یا قضاوت اخلاقی، یافتههای این گزارش نشان میدهد که آنچه صحرا کریمی بهعنوان یک زن متصدی فرهنگ در بارهی زندگینامهی خود در حوزهی عمومی و فضای فرهنگی نسبت میدهد، واقعیت ندارد:
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که اتهامات اخلاقی، حاشیهسازیهای جنسی و هرزهنکوهی به آدرس نگارنده و دیگر زنان در فضای عمومی از سوی صحرا کریمی ذیل ادبیاتی چون «فمینیست افغانی»، «روسپی»، «زناکار»، «هرزه»، «لونده»، «خطرناک»، «ضدزن» و… بههدف تخریب وجهه و ترور حیثیت و شخصیت افراد بهکار برده میشود. یافتههای این تحقیق حاکی از این است که برای بیش از یک دهه، صحرا کریمی آگاهانه و عامدانه از هرزهنکوهی بهعنوان ابزار و حربهای برای سرکوب با انگیزهی ارتقای موقعیت شخصی و اعتبارزدایی از فعالان مستقل در جایگاه رقبای احتمالی بهره برده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که اظهارات صحرا کریمی در فضای عمومی مبنی بر داشتن شخصیت موجه و زندگی شخصی متعارف زناشویی جز مورد استانیسلاو پارنیتسکی که در بیوگرافی رسمی نام صحرا کریمی بهعنوان پارتنر وی درج شده، در هیچ سند عرفی، مدنی یا حقوقیای در افغانستان و بیرون از آن قابل تصدیق نیست و نام وی بهعنوان «همسر» رسمی در هیچ سند حقوقیای ثبت و درج نیست. آنچه وی ذیل القابی چون زن «پاکدامن»، «اخلاقگرا» و … در بارهی خود بهکار میبنند در روشنی مستندات موجود در تقابل با ادعای وی است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی با بهره از «توکنیزم»84 رایج، ذیل نام «نخستین زن در ریاست افغانفیلم» و «تنها زن دارای مدرک PhD در کارگردانی»… عامدانه با تحریف واقعیت و سوء استفاده از سیاست هویت (زن هزارهی شیعی، زن تاجیک سُنی، زن هنرمند معناگرا، زن قربانی مردسالاری و چندهمسری و…) با ادعای تعلق به گروههای اقلیت و تجربهی تبعیض و خشونت در مناسبات فرهنگی افغانستان، خود عامل سرکوب، خشونت و نفرتپراکنی علنی علیه آسیبپذیرترین گروههای اجتماعی از جمله زنان و دگرباشان85 بوده و با استفاده از موقعیت و قدرت در عادیسازی خشونت، نفرت و ترویج فرهنگ معافیت بهطور مستمر نقش داشته است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی با اعمال زورگویی و قلدری در عرصهی عمومی، فضای فرهنگی را به میدان نمایش انحطاط، انتقامگیری، دروغگویی، هتاکی، حذف و… در برابر منتقدان و فعالان مستقل از جمله نگارنده بدل کرده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی پیش و پس از ۱۵ آگوست و خروج از کابل، طی نشر اعلامیهای بهآدرس طالبان، آنان را دولت و حکومت موقت نامیده و بابت تخریب وجههی آنان در مجامع بینالمللی بهصورت علنی ابراز نگرانی کرده است. همچنان تثبیت شد که وی همسو با جریان اصلی قدرت در دورهی جمهوریت از کارگزاران اصلی کارزارهای عمومی سفیدشویی و بخشایش طالبان بوده است و تنها پس از خروج و تغییر جهت منافع شخصی، خود را بهعنوان چهرهی دوآتشهی ضد طالبان جا زده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی بارها منافع جمعی زنان و اولیای مردم افغانستان در برابر یک نظام فاسد و غیر دموکراتیک را نقض کرده و با فحاشی و هتاکی به آدرس مردم در صدد ترویج زورگویی و تحقیر جامعهای بوده که خود را متخصص! و متصدی فرهنگی و سرمایهی جامعهی هنری آن معرفی میکند. صحرا کریمی بارها با سوءاستفاده از سرمایهی اجتماعی منصب رئیس افغان فیلم در رسانههای جمعی مردم را با دشنامهای رکیک جنسی چون «ولد زنا» (ک…نی) نامیده و با الفاظ تحقیرآمیز (موش، گوسفند، وحشی، بدوی، بیسواد و…) نام گرفته است. وی ضمن هتاکی و حملههای لفظی مکرر، اعضای جامعهی صنفی از جمله روزنامهنگاران، سینماگران و دیگر منتقدان رفتارهای فرهنگستیزانهاش را در فضای عمومی مرعوب و مسکوت کرده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی برای بیش از یکدهه با ادعای داشتن عنوان آکادمیک و علمی PhD افکار عمومی را فریب داده است. وی با کتمان درجهی تحصیلی ArtD و استفادهی عامدانه از عنوان PhD ضمن نقض ضوابط و مقررات پذیرفتهشدهی حقوقی و دانشگاهی سبب گمراهی افکار عمومی، جامعهی فرهنگی و دیگر نهادهای رسمی در سطح داخلی و بینالمللی شده است. صحرا کریمی بهواسطهی آگاهی از انزوای زبان اسلواکی و بیگانگی عمومی با این زبان، بیش از یکدهه با یدککشیدن عنوان PhD از تمام مزایای معنوی و مادی از جمله ارتقای شغلی، فرصتهای تحصیلی و اعتبار اجتماعی این درجه برخوردار شده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی در حکومت قبلی و بهرغم مکاتبات متعدد از سوی ادارات ذیصلاح، تا ۱۵ آگوست هیچ سند تحصیلیای در مقطع PhD به مراجع مربوط اداری ارائه نداده است.
- یافتهها و مستندات تحقیق نشان میدهد که پس از بررسی منابع موثق، برخلاف ادعاهای صحرا کریمی، وی در بازهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۱ در هیچ دانشگاه از جمله آکادمی فیلم اسلواکی بهعنوان استادیار و استاد رسمی استخدام نشده و ادعای تدریس رسمی وی واقعیت ندارد. در تماس و تعامل با دانشگاههای مزبور و پس از بررسی اسناد و بیوگرافی وی روشن شده است که صحرا کریمی پس از سقوط و با استفاده از فرصت و فضای اندک پیشآمده، در دورههای فلوشیپ این مراکز اشتراک کرده است. وی سهمیههای که بهعنوان سخنران مهمان، نمایش فیلم، اشتراک در ورکشاپها و کارگاههای آموزشی مقطعی آموزشی بهدست آورده را بهنام اخذ کرسی استادی رسمی تحریف کرده که از مصادیق بارز فریب افکار عمومی بهشمار میرود. در تصدیق ادعاهای یادشده، صحرا کریمی پس از آگاهی از تماس و مکاتبات نویسنده با نهادهای دانشگاهی مذکور، پستها و ادعاهای مکتوباش از جمله در بارهی دریافت قرارداد دائمی و درخواست استخدام رسمی بهعنوان استاد دائمی در دانشگاه یل را که در شبکههای اجتماعی منتشر کرده بود، حذف کرده است.86
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادعاهای صحرا کریمی در بیوگرافیهای رسمی دربارهی پیشینهی تحصیلیاش در ایران از جمله اشتراک و فراغت از کارگاههای فیلمبرداری، نویسندگی و فیلمنامهنویسی در «مرکز آموزش فیلمسازی باغ فردوس» صحت ندارد.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادعاهای صحرا کریمی مبنی بر اتمام تحصیلات ابتدایی و متوسطه در مکتب زینب در کابل از بنیاد کذب است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادعاهای صحرا کریمی در مورد بیوگرافی و پیشینهی خانوادگی در چند روایت (روایت اول، تعلق بهخانوادهای دانشگاه: پدر استاد دانشگاه با گرایش چپ و مادر دانشآموختهی زبان و ادبیات؛ روایت دوم، پدر فئودال و کوچاندهشده از قندهار به ارزگان/دایکندی…) و دیگر اطلاعات شخصی وی مشمول نام، سن و… در سه جغرافیای ایران، افغانستان و اسلواکی، متناقض و متضاد است.
- یافتههای این تحقیق نشان میدهد صحرا کریمی با دستکاری، کتمان و جعل واقعیت در بارهی عنوان علمی، اسناد و اطلاعات شخصی در روند تقاضای پناهندگی سیاسی و فریب عامدانهی اذهان عمومی مرتکب تخلف حقوقی و قانونشکنی در هر دو جغرافیای اسلواکی و افغانستان شده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی با دستکاری وضعیت مدنی و پنهان کردن تنها رابطهی رسمیاش در اسلواکی با استانیسلاو پارنیتسکی، در چند جغرافیای سیاسی روابط همزمان و موازی با مردان متنفذِ متأهلِ صاحب ثروت، قدرت و موقعیت فرادست طبقاتی (تاجر) را با انگیزههای اقتصادی برقرار کرده است. این یافتهها نشان میدهند که برعکس ادعاهای مکرر و مستمر در عرصهی عمومی مبنی بر قدیسگی، پاکدامنی و داشتن زندگی شخصی موجه و متعارف خصوصی، زندگی خصوصی صحرا کریمی کمترین سنخیتی با نسخهی نمایشی فضای عمومی دارد.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که صحرا کریمی پس از ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ با از آدرس سینماگر در تبعید، ذیل عنوان «نخستین زن افغان در ریاست نهاد حکومتی افغان فیلم در افغانستان»، بحران جاری و جمعی را برای انباشت شهرت و فرصتاندوزی شخصی مصادره کرده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادعاهای صحرا کریمی مبنی بر تصاحب کرسی ریاست افغان فیلم از آدرس «رقابت آزاد» با اخذ «بالاترین نمره» کذب است. منابع آگاه مشمول دو اشتراککنندهی دیگر در این آزمون تصدیق میکنند که وی نه بهدلیل شایستگی حرفهای که بهواسطهی مکانیزم «تبعیض مثبت بر اساس جنسیت» که طبق آن میباید ۳۰ درصد استخدامشوندگان در ادارات دولتی ذیل نظام جمهوریت زنان میبودند، با اخذ ده نمرهی اهدایی به کرسی ریاست افغان فیلم رسیده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که به رغم ادعاهای مستمر صحرا کریمی و استفاده از اعتبار و کارت هویت و جنسیت ذیل «تنها سینماگر مستقل زن در افغانستان»، در واقعیت همواره از محل منابع افراد متمول و متنفذ خارج از حلقات فعال و اصناف فرهنگی و هنری زیر نام سرمایهگذار، حامی و … برخوردار بوده است.
- یافتههای تحقیق نشان میدهد که ادعاهای پرهیاهوی صحرا کریمی مبنی بر خدمت به هنر افغانستان از راه تولید آثار سینمایی و هنری برای جامعهی افغانستان نادرست است. مستندات نشان میدهد که تمام امتیازات معنوی و مادی آثار وی نه به سینمای افغانستان که بهعنوان یک شهروند اسلواکی به سینمای کشور مطبوع وی، اسلواکی برمیگردد: تمام امتیازات فیلمهای وی – به استثنای فیلم «حوا، مریم، عایشه»- که ساختهی ایران و افغانستان است، بهنام کشور اسلواکی ثبت شده است و ساختههای وی زیر نام اسلواکی به جشنوارههای جهانی راه یافته است.
- این تحقیق نشان میدهد صحرا کریمی با جعل واقعیت دربارهی خود ذیل ادعای کذب کشتهشدن پدرش از سوی طالبان به دلیل فعالیتهای سیاسی، خود را بهعنوان قربانی سیاستهای طالبان جا زده و با خدشهدارکردن عواطف و افکار عمومی در غرب را بههدف بهرهجویی از این موقعیت تحریف کرده است. یافتهها تثبیت میکنند که صحرا کریمی در روند خروج، با صحهگذاشتن به این روایت کذب، خود و خویشاوندان خود را زیر نام کارمندان تحت خطر افغان فیلم در لیست خروج اضطراری از افغانستان گنجانده و بیرون کرده است.
نتیجهگیری
بدیهی است که در عصر احیای فاشیسم و پوپولیسم، سازوکار چرخهی قدرت و روایت در جهان امروز منطق درونی خود را دارد؛ منطقی که عوامفریبی، سیاستهای پوپولیستی و در یک کلام تزویر را در فضای عمومی عادیسازی کرده و دروغ را در عرصهی عمومی تولید و بازتولید میکند. با اینحال افکار عمومی ایجاب میکند فردی که موقعیت اجتماعی و پرستیژ فرهنگی خود را از طریق پیوند با یکی از بحرانزدهترین جوامع جهان بهدست آورده، در برابر گفتار و رفتار خویش پاسخگو باشد. در غیاب نهادهای مستقل و جریانهای مردمی ناظر بر بررسی نهاد قدرت و صحت عملکرد مسئولان سیاسی و فرهنگی، این گزارش را میتوان تلاشی در جهت اعادهی حیثیت از واقعیت برشمرد و نشر آن را گامی در راستای راستیآزمایی، پاسخگویی و تقویت فرهنگ مسئولیتپذیری در حیطهی منافع جمعی دانست.
با توجه به ظرفیت این نوشته و محدودیت نویسنده در دسترسی و بررسی تمام منابع، در نسخهی حاضر تنها موارد برجسته و عمدهی مرتبط با راستیآزمایی شماری از ادعاهای عمومی صحرا کریمی گردآوری شده که به منافع جمعی یا گروهی زنان در معرض تخریب و ترور وی مرتبط است. با اینوجود این گزارش ثابت میکند که صحرا کریمی در مقاطع مختلف با ادعای تعلق به جامعهی فرهنگی، روشنفکری و هنری و سپس بهعنوان یک متصدی حکومتی، با بازتولید فرهنگ منحط خشونت و معافیت، بحران اعتماد عمومی را نسبت به نخبگان و فرهنگیان در جامعهی افغانستان بهطور کل و جامعهی زنان بهطور خاص دامن زده است.
نکته: در پایان لازم به یادآوری است که این تحقیق اقدامی برای مواجههی شخصی با صحرا کریمی یا هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی دیگر بهعنوان «فرد» نیست. بل اقدامی برای بازگردان صداقت و سلامت از دسترفته به فضای عمومی و ایستادگی در برابر فرهنگ و فکر منحط ترور از سوی مسئولان و متصدیان دارای سرمایهی اجتماعی است. بدیهی است که نویسنده بهمنظور پایبندی به حفظ اصول حرفهای و حریم خصوصی از هیچیک از منابع و اطلاعات حساس و حیاتیای که در مکاتبات و تعاملات شخصی با صحرا کریمی در خلال سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ در اختیار داشته، استفاده نکرده و نخواهد کرد. بر اساس اصول اخلاقی شخصی و رویکردهای حرفهای روزنامهنگاری، پیامها، عکسها، مکاتبات و دیگر اطلاعات خصوصیای که وی در طول سالهای تعاملاش با نویسنده به اشتراک گذاشته، چنانچه در تهیهی این گزارش نیز ثابت شده، همچنان محرمانه و مصون از دسترسی عمومی باقی خواهند ماند. همینطور لازم به یادآوری مکرر است که نویسنده هیچ قضاوت اخلاقیای در بارهی گرایش و رفتار جنسی از جمله پولیگامی و مونوگامی کسی ندارد. تعدد روابط جنسی و عاطفی پنهان و آشکار همزمان صحرا کریمی در چند جغرافیا، موضوع این گزارش تحقیقی نیست. مسالهی اصلی این است که صحرا کریمی با بازتولید استاندارد دوگانهی اخلاقی در فضای عمومی ذیل ادعای قدیسگی و اصرار بر داشتن روابط متعارف زناشویی در متن محافظهکار و مردسالار افغانستان، خود را مبرا و زنان دیگر را با اتهامهای هرزگی و بیاخلاقی در معرض اشکال متکثر خشونت روانی، تهدید جانی و ترور شخصیتی قرار داده است. در پایان نویسنده از هر گونه بازخورد مسئولانه و نقد حرفهای در پیوند یا پاسخ به این تحقیق و محتوای آن بهمنظور گفتوگو و کنش مسئولانه بههدف پایانبخشیدن به بیاعتنایی و عافیتطلبی جمعی در برابر فرهنگ خشونت و ترور در فضای عمومی استقبال میکند.
عدالت در تعریف وسیع آن با مسئولیتپذیری، پاسخگویی و اعتباربخشی در قبال پندار، کردار و رفتار صاحبان قدرت و مخاطبان آن متحقق میشود. این گزارش تحقیقی نیز بههدف تحقق «عدالت ترمیمی»: التیام و اعتباربخشی به رنج آزاردیدگان در وحلهی نخست و تأمل بر مصداقها و اشکال هنجارمند خشونت روانی و فرهنگی در بستر اجتماعی افغانستان در برابر زنان و دیگر گروههای در معرض سرکوب جنسیتی در جامعهی فرهنگی فارسیزبان نوشته شده است.
ضمایم عکسها
عکس ۱: https://fr.m.wikipedia.org/wiki/Fichier:Sahraa_KARIMI.jpg
عکس ۲: https://namnamak.com/فرهنگ-و-هنر/چهره-ها/بازیگر-نقش-معصومه-در-خواب-سفید
عکس ۳: https://www.acec.sk/projekty/den-afganistanu-nadej-pre-afganistan-2/
عکس ۴: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۵: https://www.goodreads.com/book/show/16100142-gathering-strength
عکس ۶: گرفتهشده از صفحهی فیسبوک صحرا کریمی که در حال حاضر غیرفعال شده است.
عکس ۷: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۸: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۹: گرفتهشده از پشت صحنهی فیلم
عکس ۱۰: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۱۱: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۱۲: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۱۳: https://www.imvbox.com/en/movies/dokhtarane-khorshid-daughters-of-the-sun
عکس ۱۴: https://www.acec.sk/projekty/den-afganistanu-nadej-pre-afganistan-2/
عکس ۱۵: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۱۶: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۱۷: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۱۸: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۱۹: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۲۰: روبرداشت از برنامهی مهمان یار تلویزیون طلوع
عکس ۲۱: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۲۲: گرفتهشده از صفحهی فیسبوک صحرا کریمی که در حال حاضر غیرفعال شده است.
عکس ۲۳: روبرداشت از برنامهی مهمان یار تلویزیون طلوع
عکس ۲۴: روبرداشت از برنامهی مهمان یار تلویزیون طلوع
عکس ۲۵: https://youtu.be/2TOL8r5VJXE?si=Hno8sqp0jx98HeDz
عکس ۲۶: https://youtu.be/2TOL8r5VJXE?si=Hno8sqp0jx98HeDz
عکس ۲۸: https://shorturl.at/J3Noi
عکس ۲۹: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۰: https://www.youtube.com/watch?v=xaKrVr_Dbho
عکس ۳۱: اسکرینشات از Linked in صحرا کریمی
عکس ۳۲: اسکرینشات از ویبسایت GIVE و پوستر رسمی ارسالشده از ایمیل رسمی صحرا کریمی
عکس ۳۳: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۴: گرفتهشده از صفحهی فیسبوک صحرا کریمی که در حال حاضر غیرفعال شده است.
عکس ۳۵: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۶: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۷: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۸: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۳۹: https://x.com/sahraakarimi/ و https://x.com/muzganferaji/
عکس ۴۰: گرفتهشده از صفحهی فیسبوک صحرا کریمی که در حال حاضر غیرفعال شده است.
عکس ۴۱: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۴۲: گرفتهشده از صفحهی فیسبوک صحرا کریمی که در حال حاضر غیرفعال شده است.
عکس ۴۳: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۴۴: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۴۵: https://shorturl.at/8pL6X
عکس ۴۶: https://x.com/hakimmukhtar/
عکس ۴۷: https://x.com/artemisakbary/
عکس ۴۸: https://x.com/sahraakarimi/
عکس ۴۹: https://x.com/sahraakarimi/
صغرا کریمی نام اصلی صحرا کریمی است که در سالهای زندگی در ایران از جمله اسناد تحصیلی، تیتراژ فیلمهایی چون خواب سفید، دختران خورشید و… به این نام و مشخصات شناسایی میشد. وی پس از مهاجرت به اسلواکی هویت خود را از صغرا به صحرا تغییر داد. برای مشاهده مراجعه شود به:
در منابع اسلواکی نام وی به سه صورت Sahray Karimi ،Sahrau Karimi ،Sahraa Karimi قابل جستوجو است. این برای راستیآزمایی پیشینهی یکی از کارگزاران حوزهی فرهنگ در افغانستان تولید شده است. زیرا بهنظر میرسد علیرغم ضرورت، بهسبب انزوای زبان اسلواکی از سویی و فضای غیرحرفهای و پوپولیستی رسانهای از دیگرسو، هرگونه اقدام برای راستیآزمایی در بارهی اظهارات و ادعاهای صحرا کریمی بهعنوان یک فیگور اجتماعی، استروتیپ فرهنگی و نمایندهی حکومتی تا کنون بهتعویق انداخته شده است. برای مطالعهی این اسناد مراجعه شود به:
و:
https://www.miradasdoc.com/ing/prima.php
همچنان به:
https://kultura.pravda.sk/film-a-televizia/clanok/31501-sahraa-karimi-som-rada-ze-som-robila-chyby/
و نیز:
https://www.sme.sk/c/2494140/v-kuchyni-so-studentkou-dokumentaristiky-sahrou-karimi.html
همچنان:
https://svet.sme.sk/c/4108397/v-afganistane-nehrozi-revolucia-feminizmu.html ↩
- https://www.sme.sk/c/2494140/v-kuchyni-so-studentkou-dokumentaristiky-sahrou-karimi.html↩
- https://www.sme.sk/c/2494140/v-kuchyni-so-studentkou-dokumentaristiky-sahrou-karimi.html ↩
- https://spectator.sme.sk/culture-and-lifestyle/c/who-on-earth-is-sahraa ↩
- Sahraa Karimi: Som rada, že som robila chyby↩
- https://kultura.pravda.sk/film-a-televizia/clanok/31501-sahraa-karimi-som-rada-ze-som-robila-chyby/ ↩
- https://riff.it/en/apriamo-gli-occhi-allesistenza-incontro-con-sahara-karimi-presentazione-vincitori-video-contest-io-posso/ ↩
- shorturl.at/K4jAz↩
- https://shorturl.at/h3fqV↩
- shorturl.at/usmxc↩
- shorturl.at/5Jg74↩
- There is no threat of a feminist revolution in Afghanistan↩
- https://svet.sme.sk/c/4108397/v-afganistane-nehrozi-revolucia-feminizmu.html ↩
- Sahraa Karimi: Mám za sebou ťažký život↩
- https://www.sme.sk/c/714331/sahraa-karimi-mam-za-sebou-tazky-zivot.html ↩
- Sahraa Karimi: Som rada, že som robila chyby↩
- https://kultura.pravda.sk/film-a-televizia/clanok/31501-sahraa-karimi-som-rada-ze-som-robila-chyby/ ↩
- https://shorturl.at/PYIFv ↩
- https://www.dhakatribune.com/bangladesh/bangladesh-others/49921/sahraa-karimi-woman%E2%80%99s-storytelling-technique ↩
- https://toranjterme.blogfa.com/1390/06↩
- https://khabarnama.net/1395/12/profile-of-sahraa-karimi/↩
- https://shorturl.at/A7YDS↩
- https://www.awna.af/?p=18555↩
- https://www.zakonypreludi.sk/zz/1993-40#google_vignette↩
توضیح نویسنده: بر اساس شهادت نادیه حسینی، هماتاقی صحرا کریمی، وی برای اشتراک در یک دورهی شش ماههی پیشدانشگاهی که بهمنظور آشنایی دانشجویان خارجی در دانشگاه قزوین تسهیل شده بود، برای مدت کوتاهی هماتاقی خانم حسینی بوده است. بر اساس اظهارات این شاهد، صحرا کریمی این دوره را بهپایان نرسانده و وارد دانشگاه نشده است.
این واژه برگردانی از معادل (Auditor) در زبان انگلیسی است. مستمع آزاد در زبان فارسی به کسی گفته میشود که به میل شخصی نه طبق ضوابط تحصیلی در کلاس درس شرکت کند. برای نمونه در فرهنگ معین در اینباره آورده شده: کسی که بدون آنکه شاگرد رسمی باشد، در کلاس درس یا خطابه حاضر شود و به درس و نطق گوش دهد.
در این لینک اظهارات زن اسلواکی بهنام آنجلیکا که در مرز اسلواکی و آلمان بهوی کمک کرده درج شده است. مراجعه شود به:
https://www.csfd.sk/film/251141-afganske-zeny-za-volantom/prehlad/
برای مطالعهی نسخهی کامل مصاحبهی صحراکریمی از صفحهی ۱۳۰ در این مجموعه به لینک زیر مراجعه کنید:
برای اطلاعات بیشتر در بارهی فعالیتهای این نهاد و مراسم «روز افغانستان» که به همکاری مارتین حسینفاضلی و لوبومیرا سلوشنا با حضور صحرا کریمی در سال ۲۰۰۲ برگزار شده بود، مراجعه شود به این ویبسایت:
https://www.acec.sk/projekty/den-afganistanu-nadej-pre-afganistan-2/
https://www.facebook.com/acec1999/photos/deň-afganistanu-na-slovenskus-podtitulom-nádej-pre-afganistanprojekt-sa-uskutočn/3024142741040519/ ↩
- https://kultura.sme.sk/c/747011/mlada-afganska-herecka-sahraa-karimi-zije-uz-rok-v-azyle-na-slovensku.html ↩
- https://www1.pluska.sk/gal/soubiznis/domaci-soubiznis/foto-rozlucka-parnickym-77-skole-prisla-aj-jeho-dlhorocna-laska-sahraa-karimi/10↩
برای مطالعهی بیوگرافی رسمی استانیسلاو پارنیتسکی به ویبسایت رسمی اینستیتوت فیلم اسلواکی در لینک زیر مراجعه شود:
برای نمونه در توضیحات فیلم «زنان افغان پشت فرمان» که در دانشگاه یل اکران شده، آمده است که صحرا کریمی در همکاری با استانیسلاو پارنیتسکی فیلمنامه را نوشته است. برای مطالعهی این موضوع مراجعه شود به:
- Sahraa Karimi: Som rada, že som robila chyby↩
توضیح نویسنده: فیلم دانشجویی «زنان افغان پشت فرمان» در ژانر مستند به کارگردانی صحرا کریمی و با سرمایهگذاری حاجی عارف سجادی محصول کشور اسلواکی (۲۰۰۹) است. این مستند، در بارهی چند زن است که برای دریافت مجوز رانندگی در کورس آموزش رانندگی مموزی کابل ثبتنام کردهاند. چنانچه در توضیح فشردهی معرفی آن نیز آمده، (اینجا) از صحرا کریمی بهعنوان کسی که زاده و بزرگشدهی کابل است، یاد شده است. صحرا کریمی اذعان میکند که ایدهی ساخت این فیلم را طی سالهای نوجوانی زندگی در کابل و از رویاهای زنان این شهر گرفته است. این فیلم بر محور این پرسش میچرخد که آیا جامعهی افغانستان آمادهی پذیرفتن زنان پشت فرمان هست؟ این فیلم در آکادمی فیلم براتیسلاوا و با حضور استانیسلاو پارنیتسکی اکران و به چند جشنوارهی داخلی معرفی میشود که از آنجمله جایزهی فستیوال یک جهان در براتیسلاوا (اینجا) را کسب میکند. در برنامهی اعطای جوایز و در غیاب صحرا کریمی که گفته شده در آن زمان به دلیل ساخت فیلم در افغانستان سکونت دارد، سرمایهگذار مالی فیلم، عارف سجادی بهنمایندگی از وی جایزه را دریافت میکند. از این فیلم در جشنوارههای مختلف (اینجا) بهعنوان نخستین اثر سینمایی صحرا کریمی یاد شده است.
توضیح نویسنده: فیلم دانشجویی «نسیمه، خاطرات دختر مهاجر» به کارگردانی صحرا کریمی محصول کشور اسلواکی (۲۰۰۹) و در ژانر مستند-داستانی است. این فیلم اقتباسی ۵۰ دقیقهای از تجربیات صحرا کریمی در سال نخست مهاجرت به اسلواکی است. این فیلم مسیر ادغام و انطباق نسیمه با بازی کارگردان در جامعهی اسلواکی را بازتاب میدهد. نسیمه که برندهی جایزهی جشنوارهی دانشجویی اسلواکی در سال ۲۰۱۰ میشود، سیر تحول شخصیت وی را در جامعهی جدید دنبال میکند. شخصیت اصلی در فرجام با تصویر صحرا کریمی در حالی که کشف حجاب کرده و پوششاش را با ظاهر یک زن آزاد و غربی انطباق داده، پایان مییابد. در این فیلم حاجی عارف سجادی (همسر صحرا کریمی) علاوه بر حمایت مالی در صحنههایی از فیلم نیز در نقش مقابل وی بازی کرده است. در پایانبندی این فیلم، صحرا کریمی از عشق زندگیاش استانیسلاو پارنیتسکی، قدردانی کرده است.
- https://www.noviny.sk/slovensko/68148-sahraa-karimi-ziskala-cenu-pre-slovensky-dokument ↩
در گزارشی که (اینجا) از اکران فیلم مستند «صحرا کیست؟» در سال ۲۰۰۲ به زبان اسلواکی منتشر شده، صحرا کریمی در حضور خبرنگاران دلیل کوتاه کردن موهایش را ختم رابطهی سهساله با دوستپسرش در ایران یاد میکند.
مراجعه شود به ویبسایت دانشگاه:
برای مطالعهی نسخهی کامل مصاحبهی صحرا کریمی مراجعه شود به:
نسخهی کامل این برنامه در دسترس نیست، اما بخشهایی که با حضور صحرا کریمی مسالهی ازدواج عاشقانهی وی با عارف سجادی مطرح میشود در جریان تحقیق این گزارش در اختیار زهرا موسوی قرار گرفته است که در پیوست این مطلب قابل دسترس میباشد.
- ↩
- https://www.youtube.com/watch?v=2TOL8r5VJXE&t=10s↩
توضیح نویسنده: با توجه به تناقضات ادعاهای صحرا کریمی بهنظر میرسد که وی درک درستی از بار معنایی و حقوقی کلمهی همسر ندارد. خاصه در بستر کشورهای مسلمان، همسر ارجاع به کسی است که فرد بهصورت علنی و با رضایت دو سویه با او در یک قرارداد مدنی، رسمی، عرفی، حقوقی، شرعی و اقتصادی ثبتشده بهسر میبرد. در ازدواج طرفین حقوق و مکلفیتهای مشخصی در قبال هم دارند و از اینرو با دیگر اشکال روابط عاطفی و جنسی و خصوصی که طرفین مسئولیت و مکلفیت مدنی و حقوقیای در قبال یکدیگر ندارند یا نمیپذیرند، هیچ سنخیتی ندارد.
برای روشنی بیشتر مراجعه شود به عکس پروفایل فیسبوک و توییتر صحرا کریمی. پس از این مراسم، عکس سنگ قبر استانیسلاو پارنیتسکی، پارتنر متوفی صحرا کریمی در حین نوشتن این گزارش عکس پروفایل فیسبوک وی و عکسی از دوران زندگی با وی در اسلواکیاش در دیوار حساب کاربری توییتر وی نقش بسته است.
- https://www.bbc.com↩
- https://8am.media/fa/sahara-karimi-ive-always-been-myself/↩
- https://www.youtube.com/watch?v=xaKrVr_Dbho ↩
برای مشاهدهی عکسهای مراسم یادبود از کارگردان مفقود استانیسلاو پارنیتسکی با حضور صحرا کریمی بهعنوان پارتنر وی مراجعه شود به:
و همچنان برای تماشای ویدئوی مرتبط به این مراسم مراجعه شود به:
- https://web.archive.org↩
توضیح نویسنده: نقلقولهای مستقیمی که از زبان صحرا کریمی در این گزارش میخوانید، به شکل اصلی و بدون هیچ ویرایش دستوری آمده است.
برای مطالعهی این موضوع مراجعه شود به:
و همچنان به:
- https://www.sverigesradio.se/avsnitt/kulturnytt–14↩
- https://shorturl.at/RPX9i ↩
- https://shorturl.at/5BfsK↩
برای مطالعهی خودزندگینامهی صحرا کریمی در وبلاگ شخصی وی به (اینجا) مراجعه شود.
- https://news.uwgb.edu/phlash/releases/11/11/afghan-filmmaker-international-education-week-1015/ ↩
- https://news.uwgb.edu/phlash/news/02/18/afghan-filmmaker-visit/ ↩
برای مطالعهی گزارش سالانهی آکادمی فیلم براتیسلاوا مراجعه شود به:
https://www.vsmu.sk/wp-content/uploads/2022/01/Výročná-správa-2012.pdf ↩
آرشیو گزارشهای سالانه را میتوانید در این لیک مطالعه کنید:
ترجمه: جایزهی ملی فیلم «خورشید در شبکه» ۲۰۱۲، مورخ ۱۷ آوریل ۲۰۱۲بهترین فیلم کوتاه داستانی: نسیم ملایم – ساختهی صحرا کریمی.
صحرا کریمی در تازهترین مورد مسئول برگزاری چند ورکشاپ آموزشی در دانشگاه یل است که از جمله میتوان به مستندسازی و مبانی فیلمسازی اشاره کرد. برای جزئیات بیشتر این ورکشاپها مراجعه شود به: https://www.coursicle.com/yale/professors/Sahraa+Karimi/
اسناد مرتبط با مواضع و مدعیات حذفشده در بارهی دریافت قرارداد کاری دائمی به عنوان استاد دانشگاه، از شبکهی اجتماعی x در پیوست این مطلب قابل دسترسی است.
- Režisérka rok po páde Afganistanu: Chcem rozprávať príbehy svojej krajiny↩
البته لازم بهیادآوری است که پیش از انتشار این پیام صوتی، پیامهای توهینوتهدیدآمیز دیگری نیز به ادرس فیلمسازان و همکاراناش ارسال کرده بود برای شنیدن این فایلهای انتشاریافتهی صوتی به این لینکها مراجعه شود:
به نقل از لغتنامهی دهخدا، دیوث به مردی گفته میشود که همسرش زنای محصنه کند و او در اینباره غیرت و حسادتی نداشته باشد. دیوث همچنین به معنی کسی که زن خود را برای رابطه جنسی به دیگران بدهد نیز اطلاق میشود. این کلمه در اصل متعلق به زبان سریانی است که از آن طریق به عربی و زبان فارسی وارد شده است.
برای معلومات بیشتر، به لینکهای زیر مراجعه شود:
- https://www.facebook.com↩
- https://ciernalabut.sk/3236/zila-slovensku-no-vratila-sa-do-afganistanu-chce-tam-priniest-zmeny/ ↩
- https://ciernalabut.sk/3236/zila-slovensku-no-vratila-sa-do-afganistanu-chce-tam-priniest-zmeny/ ↩
برای مطالعهی مصاحبهی صحرا کریمی در جشنوارهی فجر به لینکهای زیر مراجعه شود:
https://www.khanehcinema.ir/fa/news/641/
و :
برای مطالعهی بیشتر در این باره مراجعه شود به :
برای مطالعهی بیشتر در اینباره مراجعه شود به:
مراجعه شود به یادداشتی که حسین دانش از فیلمسازان و منتقدان سینمای افغانستان در ویبسایت بیبیسی فارسی در این باره نوشته است:
https://www.bbc.com/persian/afghanistan-51141389
همچنین مراجعه شود به گفتوگوی صحرا کریمی با جامعهی اصناف ایران بهمناسبت داوری در جشنوارهی فجر:
- https://www.pririb.ir/portal/NewsView/44717↩
برای مطالعهی این نامه مراجعه شود به:
https://www.netky.sk/clanok/wanda-adamik-hrycova-a-jej-srdcervuci-odkaz ↩
- https://www.netky.sk/clanok/slovakom-sa-podarilo-zachranit-afgansku-filmarku-pred-talibanom ↩
- https://www.netky.sk/clanok/slovakom-sa-podarilo-zachranit-afgansku-filmarku-pred-talibanom ↩
- https://x.com/sahraakarimi/status/1426161540818997250/photo/1↩
وندا هریکوا Vanda Hrycová تهیهکنندهی شناختهی اسلواکی و از همصنفیهای صحرا کریمی در دورهی لیسانس است. وی در حال حاضر در پروژهی سینمایی زیر نام پرواز از کابل که اقتباسی از تجربهی فرار دراماتیک صحرا کریمی از افغانستان است، با او همکاری میکند.
- WANDA ADAMIK HRYCOVA
همچنین برای مطالعهی کامل گزارش مراجعه شود به:
- https://www.startitup.skhttps://www.startitup.sk ↩
در مطالعات اجتماعی، توکنیزم به رویکرد سیاسی تقلیلگرایانهای اشاره دارد که افراد یا گروههای اجتماعی در اقلیت بهصورت نمایشی و نمادین در مناسبات قدرت به نمایندگی از گروههای در اقلیت مشارکت میکنند. توکنها غالبا با همدستی با وضعیت مسلط سد راه طرح و پیگیری مطالبات و تغییرات بنیادین قرار میگیرند و در گمراهی افکار عمومی دربارهی ریشههای تبعیضهای ساختاری نقش دارند.
برای نمونه، آرتمیس اکبری از فعالان کوئیر افغانستان، بارها در معرض خشونتهای لفظی و جنسیتی مستقیم صحرا کریمی در فضای عمومی قرار گرفته است. برای مشاهدهی مواضع وی به لینک زیر مراجعه شود https://x.com/artemis_akbary/status/1438098109695991808?s=46&t=iVvY8T_17-1_VvnRLidABw
اسناد مرتبط با مواضع و مدعیات حذفشده در بارهی دریافت قرارداد کاری دائمی به عنوان استاد دانشگاه، از شبکهی اجتماعی x در پیوست این مطلب قابل دسترسی است.