پس از جنگ سرد، تحولات سیاسی و گسستهای اجتماعی منطقه، آنچه زیر عنوان «زن افغان [افغانستان]» در رسانههای جریان اصلی بازنمایی میشود، تصویری عمدتا یکسان و یکدست از زن در افغانستان است. در این سناریو، «زن افغان» همان «دیگری» بیذهن و زبان در تمدن مترقی و غربی است. خروجی این رویکرد دستکم تا این دم، نحلههای سیاسی غربی خاصه نحلهی منتسب به «فمینیسم سفید» را قادر ساخته که در روشنی نظارهگری به سرنوشت در ظاهر گریزناپذیر «زن افغان» به دستاوردها و داشتههای خود ببیند، ببالد، ادعای فرادستی خود را باز گوید و با تمام نیرو در مسیر تثبیت و تداوم آن بکوشد.
بازنمایی زن قربانی افغانستان چنانچه شماری از متفکران و پژوهشگران فمینیسم رهاییبخش در آرایشان تبیین میکنند، خاصه پس از وقایع ۱۱ سپتامبر، زمینهی توجیه سیاستهای جنگافروزانه و مداخلهجویانهی نظامی، سیاسی و اقتصادی غرب به منطقه و بهطور خاص بهافغانستان ذیل «نجات زن افغان» را تسهیل و تحکیم بخشید.
پس از واگذاری افغانستان به طالبان در سال ۲۰۲۱، بار دیگر روایت راویان بیرونی از روایتهای بومی در کانون توجه رسانههای جریاناصلی مرتبط با پوشش مسایل افغانستان قرار گرفته است. اینروزها که مسئلهی بازنمایی زنان افغانستان بهمثابهی «قربانی فراموششده» در نگاه جهان، در گوشهوکنار رویدادهای سیاسی و نشستهای فرهنگی بار دیگر رونق یافته، خلاء درک اهمیت و ضرورت روایتگری مستقلانه و مسئولانه بیش از همیشه حس میشود.
بام ضمن درک این کاستی، مصمم است که در گردآوری و روایتگری آن به رویکردی وفادار بماند که بتواند تکثر و تفاوت زندگی زنان در متن و مناسبات قدرت افغانستان را بهدقت و درستی بازتاب دهد و پیچیدگی واقعیتها و تجربههای زیستی زنان در رویکردها و روایتهایشان را بهبیان برساند.
در بخش روایتهای بومی، ما بهمدد هماندیشی و همراهی نویسندگان مستقل و در پرتو آرای متفکران و نظریهپردازان فمینیست جنوبجهانی ضمن نقد «وانهادگی» موجود از دو گانهی مطلوب و محبوب شبهاستعماری «قهرمان» و «قربانی» فاصله میگیریم. از روایتهای مبتنی بر انفعالپیشگی، نظارهگری و چشمانتظاری صرف سوژهی فرودست «زن افغان» که بهسوی ناجی بیرونی دوخته شده و منطق استعماری را در نقش «زن مظلوم افغان» در برابر «مرد ظالم افغان» بازتولید میکند و بسط میبخشد، اجتناب میکنیم.
ما در بام، زاویهی دید را بر موقعیت «راوی» و «روایت» را در متن پیچیدهی اجتماعی و تاریخی آن منطبق میسازیم. ما از بازخورد و برخوردهای سیاسیای که کلانروایتها در تولید و بازتولید اقتصاد سیاسی ذیل آن در دوگانهی زن «آزاد شده» و زن «پردهنشین» بهکار میبندند، واقفیم. ما متعهدیم که به فرایند تمام سیاسی بازنمایی «زن افغان» بهمثابهی ابژهای قربانی که همواره در انتظار نجات و نجاتدهندهی غربی نشسته است، پایان داده باشیم.
با این توضیح، از تمام نویسندگان در بیرون و درون مرزهای سیاسی افغانستان تقاضا میکنیم که در مسیر تحقق این ایده به بام بیایید و به بام بپیوندند. روایتهای بومی، فرصتی برای بیان و بسط دادن زوایای پیدا و پنهان تجربیات زیستهی متکثر و متقاطع زنان و دیگر گروههای اجتماعی سرکوبشده در گوشهگوشهی جهان است.