خشونت
خشونت واژهی عربی است که در لغت بهمعنای «خشن شدن» و «درشت شدن» آمده است و در اصطلاح به هرگونه رفتاری اطلاق میشود که به فرد-افراد دیگر آسیب و صدمه برساند. به تعبیر دیگر، خشونت، ضرر رساندن به دیگران است: خواه این ضرر مادى باشد يا معنوى، جسمى باشد يا روحی-روانى. از اینرو، خشونت مشمول انواع، اشکال و مصادیق متنوع است. تمرکز ما در این واژهنامه، معرفی ترمها و تعریف مصادیق خشونتهای جنسی و جنسیتی است که در مناسبات اجتماعی افغانستان در نسبت با هویت، جنسیت یا گرایش و ظرفیت جنسی افراد اعمال میشود.
خشونت جنسیتی
خشونت جنسیتی اعمال هرگونه تبعیض و تحمیل ارادهی یکسویه به «دیگری» در قالب زنان، مردان، کودکان و اعضای جامعهی کوئیر و به هدف کنترل، سلب صلاحیت و اختیار، استثمار، ارعاب و تحت تاثیر قرار دادن «دیگری» است. در تعاریف اساسی، خشونت جنسیتی در اشکال و موارد عمدهای چون خشونت فیزیکی، خشونت روانی، خشونت عاطفی و خشونتهای ساختاریای چون خشونت حقوقی، خشونت اقتصادی، خشونت سیاسی و خشونت خانگی … و در این اواخر مشمول خشونتهای سایبری دستهبندی شده است.
خشونت جنسی
خشونت جنسی هرگونه اراده یا رفتاری است که به نیت عمل و بهرهکشی جنسی، مالی، عاطفی و … بدون رضایت دیگری صورت میپذیرد. خشونت جنسی و جنسیتی، شامل مصادیق و جلوههایی از خشونت است که به آدرس جنس و هویت جنسیتی افراد اعمال میشود. در این نوع از خشونت، با شکل نابرابری در روابط قدرت نمادین میان «خشونتگر» و «خشونتدیده» مواجه هستیم. در خشونتهای جنسیتی، آزارگر/خشونتگر صرفنظر از تعلق به جنسیت و هویت جنسی خاص، به دلیل موقعیت برتر و پایگاه فراتر اجتماعی، جایگاه عرفی و بعضا موقعیت فرادست اقتصادی، سیاسی و منزلتی میتواند ارادهی خویش را با اعمال مستقیم یا غیرمستقیم فشار به دیگری تحمیل کند. بهنظر میرسد که آنچه مسئلهی مواجهه با مصادیق خشونت جنسی و جنسیتی در افغانستان را پیچیده و بغرنج میکند، افزون بر موانع ساختاری، عدم آگاهی عموم از تعاریف و مصادیق متکثر این پدیده است.
با اینحال و با وجود بحثهای فراوانی که در بارهی خشونت، آزار جنسی و فرهنگ تجاوز صورت میگیرد، توافق روشنی بر سر تعاریف و مصداقهای آزار جنسی وجود ندارد. در پوشش موارد مرتبط با خشونتهای جنسی و جنسیتی در جریانهای اصلی رسانهای تفاوت و تکثر میان شکلهای آزار جنسی و خشونت را در نظر نمیگیرند و از میان همهی این موارد، اغلب موارد تکاندهندهای چون «زنکشی»، «خشونت ناموسی [خشونت منتسب به ناموس]» و دیگر اشکال شنیع خشونت جنسی مطرح میشوند. همینسان سایر اصطلاحاتی که برای توضیح وضعیت در ارتباط با خشونت و آزارهای جنسی بهکار میرود، برای بسیاری شناخته شده نیست.
تعرض جنسی تسهیلشده با مواد مخدر و الکل
تعرض جنسی تسهیلشده بهمعنای استفادهی عامدانه از «الکل» یا دیگر «مواد مخدر» و روانگردانها بهمنظور ناتوان یا ضعیف ساختن ارادهی شخص مورد نظر با هدف تعرض و رابطهی جنسی است. این نوع رفتار همچنین شامل تعرض جنسی به کسی است که پیشاپیش تحت تاثیر مواد روانگردان، مخدر یا الکل قرار گرفته باشد.
تعرض جنسی آشنایان
تعرض جنسی آشنایان شکلی از تعرض جنسی است که در آن «خشونتدیده» رابطهای با «خشونتگر» داشته باشد. فرد ممکن است متعرض را دورادور بشناسد. مثلا دوست یک دوست باشد یا در نخستین قرار با فردی آشنا شده باشد. همچنین ممکن است قربانی او را بهخوبی بشناسد. مثلا شریک جنسی/عاطفی یا عضوی از حلقهی دوستان و اقارب نزدیک باشد.
اجبار
اجبار تاکتیکی است که در آن «خشونتدیده» با اکراه یا فریب و اغلب بدون توسل به زور (فیزیکی) وادار به رابطهی جنسی میشود. اکراه جنسی شامل موارد زیر است:
- اعمال فشار روانی، عاطفی یا جسمانی مداوم بر فرد و نپذیرفتن جواب رد از سوی وی؛
- اشارهی ضمنی به اینکه رابطهی جنسی، دَینی در مقابل خدمات مالی همچون خریدن غذا، نوشیدنی یا هدایا است؛
- ایجاد احساس گناه در فرد برای برقراری رابطهی جنسی با جملاتی چون: اگر مرا دوست داشتی و…؛
- تهیهی مداوم نوشیدنیهای الکلی و مواد مخدر برای تشویق به مستی و تسهیل بیارادگی در شخص یا اشخاص دیگر؛
- استفاده از حربهی فشارعاطفی، مثل گفتن: من بدون تو نمیتوانم زندگی کنم! اگر نباشی میمیرم و… .
خشونت مجازی و آزار سایبری
خشونت و آزار سایبری رویهای «آنلاین» است که منجر به آسیب فیزیکی، روانی یا عاطفی برای شخصی یا گروهی میشود. خشونت سایبری، شامل پاییدن و زیر نظر گرفتنِ رفتار و حضور آنلاین شخص توسط افراد غریبه یا شریک زندگیِ آزارگر، پیشروی ناخواسته، آزارها و تماسهای یکسویهی گاهوبیگاه آنلاین، به اشتراک گذاشتن تصاویر خصوصی بدون رضایت فرد، کندوکاو در هویت و به اشتراک گذاشتن اطلاعات خصوصی میشود.
خشونت سایبری میتواند در محیطهای متفاوت فضاهای سایبری و آنلاین مانند چترومها، برنامهها، فرومها، ایمیل، فضاهای گفتوگوی آنلاین، جستوجوهای گوگل و همچنین شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر، تامبلر، اینستاگرام، یوتیوب و غیره اتفاق بیفتد.
خشونت سایبری ممکن است به رفتارهایی همچون زورگویی، قُلدری، باجخواهی، هرزهنکوهی، همجنسگراهراسی و زنستیزی منجر شود. هرچند این رفتارها، مدتها است که در محیطهای غیرمجازی وجود دارند، اما آنچه ماهیت و پیامدهای آن را در فضای مجازی متفاوت میسازد، دسترسی و دیرپایی فناوری آنلاین و نیز امکان ناشناخته ماندن نسبی هویت و در نتیجه مصونیت و معافیت آزارگر در فضای سایبری است.
افشاگری از سوی متضرر
افشاگری از سوی متضرر به رفتاری از جانب آزاردیده اشاره دارد که در آن اطلاعات جدیدی با هدف دریافت حمایت یا اطلاعرسانی افشا میشوند.
خشونت مبتنی بر جنسیت
خشونت مبتنی بر جنسیت به استفاده و سوءاستفاده از قدرت و کنترل شخص اشاره میکند که بر اساس هویت جنسی، بیانگری بدن در بارهی جنسیت و هویت جنسیتی اعمال میشود. خشونت در برابر زنان یکی از اشکال خشونت مبتنی بر جنسیت است. همچنین این نوع خشونت، تاثیرات مخربی بر اعضای جامعهی +LGBTQI (لزبین، گِی، دوجنسگرا، تراجنسیتی، کوئیر/پرسشگر، دوجنسیتی و…) و افرادی با جنسیت نامنطبق میگذارد.
خشونت مبتنی بر جنسیت، شامل خشونت عاطفی، روانی و فیزیکی است. مثلا فردی، مغرضانه با جنسیتی به جز جنسیت خودش، مورد خطاب قرار بگیرد، در مواردی عامدانه هویت جنسی فرد، علیرغم خواستهی خودش، افشا شود و یا فرد با برچسبهای تهدید یا تحقیرآمیز، هدف خشونتهای فیزیکی، روانی و ساختاری قرار بگیرد.
خشونت خانگی
خشونت خانگی که بهعنوان «شریک-نزدیکآزاری» نیز شناخته میشود، بهمعنای سوءاستفاده از قدرت برای کنترل زندگی حال و گذشتهی فرد است که سلامت، امنیت، ثبات و بقای شخص را تهدید میکند. این نوع خشونت، میتواند در همهی روابط از جمله قرارهای عاشقانه، روابط طولانیمدت، روابط باز، ازدواج غیررسمی و ازدواج سنتی اتفاق بیفتد. خشونت خانگی ممکن است میان همخانهها و دوستان نزدیک نیز رخ دهد. معمولا تشخیص رفتارهای خشونتآمیز در این رابطه امری دشوار است، زیرا در لابلای پیچیدگیهای روابط عاطفی و وابستگیهای اقتصادی و روحی افراد صورت میگیرد. این رفتارها، اغلب در روابط نوپا بهعنوان نشانهی عشق و علاقه یا مراقبت و توجه تعبیر میشود. خشونت خانگی معمولا با «پرخاشگری» و «آزار عاطفی»، اشکال «انحصارطلبی» و «خشونت کلامی» همچون فحاشی، افترا و سایر اشکال «خشونت لفظی» آغاز و در مواردی منجر به «خشونت فیزیکی» میشود. شریک زندگی آزارگر از روشهای متفاوتی در خشونت با هدف حفظ کنترل و سلطهجویی بهره میجوید. از اینرو، از این الگو بهعنوان بقای چرخهی خشونت نیز استفاده میشود. خشونت خانگی از شایعترین اشکال خشونت جنسی و جنسیتی است. بهدلیل دسترسی کامل آزارگر به فرد در فضای خصوصی، میزان آسیبپذیری در خشونت خانگی بالا است. از اینرو، عمدهترین و عریانترین موارد خشونت خانگی از جمله زنکشی، قتلهای منتسب به قتل ناموسی، لتوکوب (ضربوشتم) و شکنجه در دستهی این خشونت قرار میگیرد. بر اساس دادههای معتبر پژوهشی، از هر سهزن در جهان، یک زن در معرض تجربهی خشونت خانگی قرار دارد.
درهمآمیختگی/میانبرشی خشونت
مفهوم درهمآمیختگی در دههی ۱۹۸۰ میلادی توسط کیمبرلی ویلیامز کرنشاو معرفی شد. مقولهی درهمآمیختگی یا میانبرشی، به همپوشانی امتیازات و امکاناتی میپردازد که جنبههای مختلف موقعیت و هویت فرد و ارتباط آن با اشکال و سیستمهای آزار، سلطه یا تبعیض را تعیین میکند. بر اساس این مفهوم، کمیت و کیفیت تجربهی تعرض و آزار جنسی بسته به سن، جنسیت، گرایش جنسی، طبقه، قومیت، وضعیت آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و تواناییهای جسمانی و فکری افراد، متغیر است. رویکرد درهمآمیختگی بر این امر تاکید میکند که افرادی که متعلق به گروههای در اقلیت، خردهفرهنگها و هویتهای اجتماعی آسیبپذیرهستند، در معرض بیشتر آزار و تعرض جنسی قرار دارند. در واقع، وجوه متفاوت موقعیت و هویت هر شخص، نوع تجربهاش از خشونت بر اساس جنس و جنسیت را شکل میدهد و موقعیت فرد متضرر در جامعه، امکانات او در دسترسی به منابع پشتیبانی و چگونگی تفسیر و واکنش دیگران نسبت به افشاگری یا رازداری از تجربهی خشونت را نیز تعیین میکند.
تدابیر حمایتی غیرمستقیم
تدابیر حمایتی غیرمستقیم نوعی پشیتبانیای است که فرد خشونتدیده را قادر میسازد که آزادانه و مستقلانه تصمیم بگیرد. فرد در این حالت، با آگاهی از تمام اطلاعات در مورد امکانها، گزینهها و منابع حمایتی و دادخواهی موجود، قادر به تصمیمگیری و استفاده از آن منابع میشود.
تجاوز
تجاوز به عمل جنسیای گفته میشود که در اشکالی همچون استفاده از ابزار ارعابآمیز، تهدید، استفاده از ناتوانی جسمی یا روانی، ناتوانی ابراز رضایت، خوراندن داروی بیهوشی، استفاده از سایر وسایل زایلکنندهی عقل و اراده، داخل بردن اعضای بدن یا اشیاء در اندامهای جنسی فرد را شامل میشود.
فرهنگ تجاوز
فرهنگ تجاوز در تعامل با فرهنگ مسلط و بستر اجتماعیای است که در آن ایدئولوژیهای غالب، کلیشهها و تصاویر ارایهشده در رسانهها و نهادهای اجتماعی ــ آشکارا یا ضمنی ــ عادیسازی خشونت جنسی (مردانه) و نکوهش متضرر را ترویج یا از آن چشمپوشی میکند. آزار جنسی، تجاوز و خشونت مبتنی بر جنسیت در رویکرد فرهنگ تجاوز همواره نادیده گرفته میشود، بیاهمیت پنداشته میشود و یا بهمثابهی اموری بدیهی، ذاتی و هنجاری، عادیسازی شده و دستمایهی شوخی و سرگرمی قرار میگیرد.
پورنوگرافی تلافیجویانه
پورنوگرافی تلافیجویانه به انتشار تصاویر برهنه و آشکار جنسی و پخش فیلمهای خصوصی بدون رضایت افراد، گفته میشود. در بسیاری از موارد، تصاویر یا فیلمها توسط شریک زندگی (همسر یا همخانه) و در طول رابطه تهیه شده و پس از جدایی به قصد انتقامگیری، انزوا و تلافی منتشر میشود. این اقدام، معمولا در همکاری شریک سابق، آشنایان و یا هکرهایی که به وسایل الکترونیکی فرد دسترسی یافتهاند، انجام میشود.
مکان امن و یا مرکز حمایتی
مکان امن به منطقه، انجمن یا حلقاتی اطلاق میشود که در آنجا نورمهای حامیانهای در برابر اشکال خاصی از محرومیت، تبعیض و ستم از آدرس جنس و جنسیت اجرا میشود. به تعبیر دیگر، مکان امن، اشکال متکثر ستم، نابرابری و تبعیض را به چالش میکشد و با آنها مقابله میکند.
تعرض جنسی
تعرض جنسی به هر نوع اقدام برای فعالیت جنسی اطلاق میشود که فرد بهطور ارادی و آزادانه با آن موافقت نکرده و به آن رضایت نداده است. تعرض جنسی، به تماس فیزیکی ناخواسته با ماهیت جنسی گفته میشود که مشمول بوسه، لمس ناخواسته تا آمیزش جنسی و سکس دهانی است.
رضایت جنسی
رضایت جنسی بهمعنای موافقت ارادی و بدون هرگونه اجبار و اکراه برای انجام یک فعالیت یا عمل جنسی است. هر زمان که عمل جنسی پیشنهاد میشود، رضایت به انجام آن، امری اساسی است. زمانیکه شخصی به انجام فعالیت جنسی رضایت میدهد، این رضایت دال بر توافق و رضایت در بارهی تکرار فعالیتهای جنسی در موقعیتها و موارد آینده نیست. همچنین رضایت در بارهی یک عمل خاص جنسی، مثل بوسیدن یا لمس بهمعنای موافقت با سایر اعمال جنسی نظیر دخول و غیره نیست. به بیان دیگر، موافقت میتواند در هر زمانی پس گرفته و اقدام بهعمل جنسی متوقف شود.
شخصی که تحت تاثیر الکل یا دیگر مواد روانگردان و مخدر هوشیاری خود را از دست داده، نمیتواند به رابطهی جنسی رضایت دهد. همچنین زمانیکه رابطهی جنسی بهمعنای سوءاستفاده از اعتماد، قدرت، موقعیت و نفوذ فرد است، مثلا در رابطهی استاد و شاگردی، یا میان کارفرما و کارمند و افراد بالغ و زیر سن، حصول «رضایت جنسی» عملی و امکانپذیر نیست.
آزار جنسی
آزار جنسی به هرگونه ارتباط یا توجه جنسی ناخواسته گفته میشود که اهانتآمیز، مرعوبکننده یا تحقیرآمیز است. ارتباط ناخواسته با بار جنسی چه بهصورت فیزیکی، کلامی، نوشتاری یا تصویری، ذیل آزار جنسی قرار میگیرد. این نوع آزار، شامل خشونت روانی، کلامی، انواع اخاذی و فریب دادن نیز میشود.
هرزهانگاری
هرزهانگاری اقدام به انتقاد از یک «زن» و هویتهای جنسی و جنسیتیِ در اقلیت به دلیل فعالیت جنسیِ واقعی یا فرضی و یا به دلیل تصویری که فعالیت، حرفه، روابط، ظاهر و رفتار او به ذهن دیگران متبارز میکند، هرزهانگاری نامیده میشود.
موقعیت اجتماعی
پایگاه اجتماعیای که خود شخص یا دیگران بر اساس منزلت و حیثیت فرد در جامعه به وی قایلاند، موقعیت اجتماعی نامیده میشود. موقعیت اجتماعی شامل سن، جنسیت، نژاد، ملیت، فرهنگ، قومیت، توانایی، مذهب، طبقهی اجتماعی، اقتصادی و آموزشی، جغرافیا، گرایش جنسی و وضعیت شهروندی است. موقعیت اجتماعی یک شخص، به چگونگی همپوشانی این ویژگیها و میزان دسترسی افراد به امکانات زندگی در بخش ساختاری (دیدگاههای اجتماعی و سیاستهای اجتماعی)، نهادی مشمول خدمات عمومی (صحی، بهداشتی، اجتماعی و آموزشی) و مشارکت اجتماعی (محله و مراکز اجتماعی) و خود شخص اطلاق میشود.
پاییدن
پاییدن بهمعنای تعقیب و پیگیری آگاهانه در دنبال کردن پیدرپی بههدف آزار شخص دیگر است. در قوانین برخی کشورها، این اقدام نوعی جرم پنداشته میشود. پاییدن، در قوانین بهمعنای دنبال کردن متناوب شخص، نظارت و زیرنظر گرفتن فعالیت، محل سکونت و خانهی فرد، ارتباط مکرر تحمیلی یا تهدید فرد و خانوادهاش است. پاییدن شامل موارد زیر است:
- برقراری ارتباط مستمر چه بهشکل مستقیم یا غیرمستقیم با شخص، مثلا: تماس تلفنی، پیام تلفنی، ارسال نامه و پیامهای مکرر در شبکههای اجتماعی؛
- دنبالکردن متناوب شخص مشمول نظارت، پیگیری مسیرهای رفتوآمد، حضور بدون دعوت در خانه، محل کار یا محل آموزش و دیگر محیطهای آمدوشد؛
- حضور در میهمانیها یا دیگر رویدادهایی که میداند فرد نیز آنجا اشتراک دارد. در این موارد ممکن است آشنایان فرد نیز مورد تعقیب و مزاحمت قرار بگیرند؛
- تلاش مداوم برای برقراری رابطه با فرستادن مکرر گل، هدیه و یا نامههای عاشقانه؛
- رفتار تخریب و تهدیدآمیز نظیر تخریب خانه یا موتر فرد، نشانهگذاری با هدف اینکه متضرر متوجه تعقیب شدن شود و نیز تهدید مستقیم یا غیرمستقیم فرد و نزدیکان وی.
رابطهی جنسی بدون مراقبت و پنهان چشم از شریک
رابطهی جنسی بدون مراقبت و پنهان از چشم شریک از سوی شریک جنسی در هنگام آمیزش جنسی بههدف بارداری ناخواستهی زن اشاره میکند. مثلا برداشتن کاندوم یا ممانعت دسترسی زن به لوزام پیشگیری از بارداری با برنامهریزی قبلی و پنهانی در طول رابطهی جنسی است. این موارد در حالی صورت میپذیرد که شریک زن، رابطهی جنسی را مشروط به استفاده از کاندوم یا استفاده از دیگر شیوههای جلوگیری از بارداری قبول کرده است.
قربانی و نجاتیافتهی خشونت
قربانی و نجاتیافتهی خشونت برای شخصی که مورد آزار جنسی قرار گرفته بهکار برده میشود. در دهههای ۷۰ و ۸۰ میلادی کنشگران و فعالان آمریکای شمالی در حوزهی حمایت از «قربانیان تجاوز»، و دیگر اشکال خشونتهای جنسی و جنسیتی، اصطلاح «نجاتیافته» را بهعنوان بدیل «قربانی» معرفی کردند. با توجه به بار منفی واژهی قربانی، اکنون در آمریکای شمالی و بسیاری از نقاط دیگر «نجاتیافته» بیشتر بر بازپروری و پویایی فرد متضرر پس از تجربهی خشونت تمرکز دارد. این اقدام با توجه به بار معنایی «قربانی» صورت میپذیرد که دستخوش عناصر خارج از اختیار و کنترل شخصی فرد است. معمولا از اصطلاح «قربانی» در نظام قضایی (دادگاه و پلیس) و روندهای دادخواهی و پوشش رسانهای استفاده میکنند. در بستر افغانستان نیز، استفاده از ترمهای «قربانی» و «نجاتیافته» بسته به موقعیت شخصی، فرهنگی و سیاسی افراد در بستر اجتماعی منعطف است. با اینحال در بسیاری از رویکردهای معاصر کاربست «قربانی» بهدلیل بار منفی توصیه نمیشود و – بسته بهمورد – بدیلهایی چون «نجاتیافته»، «متضرر»، «خشونتدیده» و… پیشنهاد میشود.
نجاتیافتهمحوری
نجاتیافتهمحوری آن دسته از رویکردها و واکنشها در قبال خشونت جنسی است که اولویت در آن، حمایت از «نجاتیافته» و حفاظت از عاملیت، حقوق و کرامت او است. هدف این رویکرد، کمک به آزاردیدگان است که تجربهی خود را در روندهای حقوقی، مستندسازی و دادخواهی روایت کرده و از آن عبور کنند.
سرزنش قربانی یا قربانینکوهی
سرزنش قربانی یا قربانینکوهی به رویکردی اطلاق میشود که «قربانی» بهجای «آزارگر» مورد سرزنش و نکوهش قرار میگیرد. سرزنش قربانی میتواند «ضمنی» باشد، مثلا توصیه به رعایت نورمهای اجتماعی در پوشش و ظاهر. از این منظر، همواره این «متضرر» است که «مقصر» قلمداد میشود. توصیههای متعارف در بارهی تنها سفر نرفتن، رعایت محدودیتها وممانعتهای تردد بیهنگام و مواردی از ایندست نوعی قربانینکوهی است، زیرا میتواند باعث توجیه خشونت و آزار جنسی و در فرجام توجیه و تبرئهی آزارگری شود. به همین سبب، پاسخ کنشگران حوزهی جنسیت و منتقدان این رویکرد این است که «تعرض و خشونت جنسی و جنسیتی» انتخاب و ارادهی فرد «آزارگر» است، نه «متضرر». بهعبارتی، عامل خشونت و فرد آزارگر و تنها «او»، مسئولیت پیامدهای این انتخاب را بر عهده دارد.
خشونت ساختاری
خشونت ساختاری به ساختار و نهاد تبعیض دلالت میکند. جایگاه افراد و اقشار مختلف در ساختارها بر اساس فکتورهایی چون جنسیت، سن، طبقه و … در سلسلهمراتب اجتماعی، حقوقی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی متغیر و متفاوت است. برای مثال، در ساختار هرمی قدرت، میزان مشارکت و در نتیجه حمایت حقوقی و ساختاری از زنان کمتر از مردان، سالمندان کمتر از جوانان و کارگران کمتر از کارمندان، در جوامعی، رنگینپوستان و مهاجران کمتر از شهروندان و… صورت میپذیرد. این نوع ذهنیت و عملکرد نابرابر نهادی، شکافهای اجتماعی و عمیق ساختاری را بهمیان میآورد که «تبعیض ساختاری» نامیده میشود. زنان، به دلیل جایگاه فرودستسازیشدهی جنسی و جنسیتی، طبقاتی و تاریخی عمدتا آدرس اصلی تقسیم و توزیع نابرابر حق، سهم و ارزش اجتماعی و در نتیجه آدرس عمدهی اعمال ستم سیستماتیک شناخته میشوند. تبعیض نهادینهشده در نظامهای فکری و عینی، ذیل فعالیت نهادهای اعمال و اجرای آن از جمله نهادهای آموزشی، نهادهای دینی، نهادهای سیاسی و اقتصادی بههدف عادیسازی نابرابری و خشونتهای ساختاری نمود مییابد. خشونت ساختاری ذیل واحدهای اجتماعی خانواده، اقتصاد، سیاست، فرهنگ، حقوق و قوانین، قابل رؤیت و رصد است. در این نوع از خشونت، افراد از برخی حقوق و حمایتهای اولیه و ساختاری محروم شناخته میشوند و میزان نابرابری از امکانات، امتیازات، منابع، فرصتها و در نتیجه امکان مشارکت فعال و سازندهی اجتماعی را در اختیار خواهند داشت.
خشونت اقتصادی
خشونت اقتصادی به طیف وسیعی از الگوهای رفتاری آشکار و پنهان آگاهانه گفته میشود که بههدف محدود کردن فرد از دسترسی به منابع مالی صورت میپذیرد. خشونت اقتصادی از موانع اصلی بر سر راه زنان و اقلیتهای جنسی و جنسیتی در مسیر کسب استقلال اقتصادی، آموزش و اشتغال است. نتیجهی اعمال خشونت اقتصادی، از بین بردن امنیت مالی، ایجاد وابستگی مالی و در یک کلام تسهیل اعمال کنترل، قدرت و خشونت بر فرد است. هرچند دامنه و مصادیق خشونت اقتصادی میتواند متکثر و متنوع باشد، با این حال، در این مجال، به مثالهای زیر بسنده میشود:
- ممانعت و محدودیت برای اشتغال و دیگر امکانهای کسب درآمد؛
- کنترل منابع مالی و درآمد؛
- سوءاستفاده آشکار یا پنهان از منابع مالی مشترک و ایجاد فشار و ناامنی اقتصادی؛
- کنارگذاشتهشدن از تصمیمگیریهای مالی؛
- ممانعت از پیشرفت شغلی؛
- مشروط یا محدودکردن دسترسی به منابع مالی ذیل تنبیه یا تدبیر؛
- تهدید به قطع منابع مالی؛
- اجبار و انحصار برای کار بازتولیدی (کار خانگی، کار عاطفی مشمول پرستاری و نگهداری از سالمندان…، زادآوری و انواع دیگر کار مبتنی بر نقشهای جنسیتی و کارکرد جنسی).
خشونت سیاسی
خشونت سیاسی استفاده از قدرت قهریه یا تهدید به استفاده از آن در تحمیل اراده بههدف تسلیم یا تمکین افراد، گروهها و نیروهای اجتماعی خاص است. خشونت سیاسی ممکن است در تمام نظامهای سیاسی غیردموکراتیک و استبدادی اعمال شود. مصداق بارز این خشونت را میتوان در وضعیت زنان و اعضای جامعهی کوئیر در سالهای سلطهی طالبان مشاهده کرد. زنان افغانستان بهصرف جنسیت در معرض مستقیم اعمال خشونت سیاسی قرار دارند. خشونت سیاسی مشمول محرومیت نظاممند و ساختاری افراد از دسترسی بهحقوق اصلی و اساسیشان از جمله حقوق شهروندی، مشارکت آزادانه در امور سیاسی ـ اجتماعی، عدم دسترسی به نهادهای عدالت اجتماعی، قضایی، آموزشی، درمانی و… است. هرچند دامنهی خشونت سیاسی اغلب بهدلیل ساختاریبودن گسترده است، ولی با توجه به تجربهی چند سال و چنددههی اخیر در منطقه میتوان از مصادیق ذیل بهعنوان بارزترین و بومیترین اشکال آن نام برد:
- حجاب اجباری؛
- محرومیت از آموزش (بهطور کل یا در مقاطع و رشتههای مشخص)؛
- محرومیت از اشتغال (بهطور کل یا در مشاغل مشخص)؛
- محدودیت در تردد و جابهجایی؛
- محرومیت از مشارکت اجتماعی و سیاسی (بهطور کل یا در بازه-زمانی مشخص)؛
- محرومیت از حقوق شهروندی،
- جرمانگاری آزادی بیان و عقیده و سلب عاملیت و آزادیهای فردی و گروهی.
خشونت عاطفی
خشونت عاطفی مشمول تمام اشکال خشونت است که در روابط و پیوندهای عاطفی از سوی شرکا یا نزدیکان وی به فرد تحمیل میشود. این سنخ از خشونت معمولا در روابط صمیمانه میان افراد تجربه میشود. در این نوع خشونت فرد آزارگر به نسبت دسترسی به ابزار و زمینهی اعمال تهدید، کنترل، توهین و در یک کلام اذیت و آزار کلامی، روانی و در مواردی فیزیکی بههدف ایجاد فشار عاطفی بر فرد را دارد. خشونت عاطفی با ایجاد تردید، ترس و ایجاد حس تقصیر، تسلیم و تمکین در فرد و یا با دستکاری روانی در بازتاب واقعیت انجام میشود. برای مثال: اگر این حرف را نمیزدی و من را عصبانی نمیکردی…، تقصیر خودت بود…، من که گفته بودم … .
خشونتهای منتسب به ناموس
خشونتهای ناموسی [خشونتهای منتسب به ناموس] از عمدهترین اشکال خشونت جنسی و جنسیتی در افغانستان و هنوز در بخشهایی از جهان است. این شکل از خشونت، ابعاد و قلمرو گستردهای از خشونتها در برابر زنان، کودکان و جامعهی کوئیر را شامل میشود. هدف خشونتهای منتسب به ناموس، اکثرا زنان هستند و در نسبت خویشاوندی خونی، سببی و نَسَبی با اعضای مرد عمدتا درجه یک و دوی خانواده یا حلقهی خویشاوندی دستهبندی میشوند. همسر، نامزد، فرزند دختر، خواهر، اقوام و دیگر خویشاوندان خونی و نسبتی مرد چون همسر برادر، خواهر همسر، دختر کاکا و عمه و ماما و … نیز در دایرهی آدرس اعمال خشونتهای منتسب به ناموس میگنجند. در این سنخ از خشونت، علیرغم گستردگی و درازدامنیاش، «مرتکب» خشونت پدر، همسر، برادر و… از نوع همدلی و همذاتپنداری ملموس عرفی و فرهنگی برخوردار است. زنان در ساختار بسته و جنسیتزدهی جوامعی چون افغانستان، جزو مایملک مادی/معنوی و حیثیتی مردان بهشمار میروند. «ناموس/زن» در نظم مردسالاری سنتی و عرفی، قلمرو تملک، شرف و آبروی مرد تعریف و پنداشته میشود. از اینرو به مردان، اختیار و صلاحیت تاموتمامِ اعمال سلطه و قدرت بر «ناموس/زن» سپرده میشود. قتلهای منتسب به ناموس، لتوکوب، شکنجه، مثلهکردن، کنترل و اعمال محدودیت بر حق تحصیل، ازدواج و کار زنان از متعارفترین انواع خشونتهای منتسب به ناموس است.
تجاوز و تعرض جنسی به محارم
تجاوز و تعرض جنسی به محارم در بارهی سوءاستفادهی جنسی از اقارب نزدیک در خانوادهی درجه اول فرد است. در تجاوز بر محارم، متعرض، خود ـ اغلب- از نزدیکترین افراد و قابل اعتمادترین اعضا (مردان خانواده چون پدرکلان، پدر، برادر، کاکا، ماما، شوهر خواهر و برادر شوهر یا زنان خانواده چون مادر، خواهر، خاله، عمه، زن برادر، خواهر زن و…) به متضرر شمرده میشود. به دلیل پیچیدگی روابط خونی، عاطفی و باورهای فرهنگی و عرفی، متضرران تجاوز بر محارم برای حفظ امنیت روانی و اجتماعی، تحت فشارهای مضاعف و چندبرابری قرار میگیرند. بدینسبب که تعرض جنسی بر محارم، در اغلب موارد در آسیبپذیرترین مقطع زندگی افراد، خردسالی تا نوجوانی رخ میدهد، سخن زدن و پرداختن به آن، موانع بیشمار و هزینههای هنگفت در قبال دارد. این سنخ خشونت، چنانچه تجربه نشان میدهد کماکان بهمثابهی یک تابوی سختجان و سنگی اجتماعی از پیچیدهترین و آسیبزاترین خشونتهای جنسیوجنسیتی در سراسر جهان برشمرده میشود.
تمکین
واژهی تمکین در تعاریف فقهی بهمعنای «سلطه» و «اختیار دادن به دیگری» بهکار رفته است. با کمی تأمل میتوان گفت که بر پایهی این دیدگاه، زن «ابژهی جنسی» فاقد عاملیت و اختیار است که هرگاه شوهر ـ صاحب اختیارش ـ اراده و میل کند، قادر به استفادهی یکسویه از بدن وی برای رفع نیازهای جنسی و کسب لذت شهوانی است. در فقه و حقوق اسلامی، تمکین از جمله حقوق مسلم شوهر بر زن است. زن، در حالات بسیار معدودی مثل دورهی «عادت ماهانه» میتواند از اجبار رفع نیاز جنسی شوهر، تمکین یا تبعیت نکند. معمولا این مفهوم در فقه به دو معنای خاص و عام بهکار میرود. در معنای خاص، تمکین یعنی اطاعت بیقیدوشرط از خواستههای جنسی شوهر برای ارضای میل جنسیاش. در معنای عام یعنی گردن نهادن زن به قیمومیت و ریاست شوهر، انجام وظایف خانه و اطاعت از وی در تمامی امور «مشروع».
تعدد زوجات
تعدد زوجات یا «چندهمسری شرعی» یکی از موارد عمدهی خشونت در برابر زنان در افغانستان و کشورهای اسلامی بهشمار میرود. حق ازدواج با چهار زن در قانون مدنی افغانستان بهطور مشروط پذیرفته شده است. قانونی کردن چندهمسری افزون بر صحه گذاشتن بر تبعیض جنسی و جنسیتی، مشروعیت بخشیدن به خشونت ساختاری در برابر زنان است. پدیدهی چندهمسری تبعات بسیار زیادی دارد که علاوه بر تحمیل انواع خشونت روانی بر زنانی که شوهرانشان بیش از یک همسر دارند، کودکان و اطرافیان زنان را نیز متأثر میکند.
ازدواج اجباری
ازدواج اجباری به ازدواجی گفته میشود که رضایت و توافق یک یا هر دو طرف ازدواج، در آن منتفی است. با اینکه گاه مردان هم در افغانستان مجبور به ازدواج اجباری میشوند، اما بیشتر زنان و اعضای جامعهی کوئیر در معرض این خشونت قرار دارند. آسیبشناسیها نشان میدهد که آثار و پیامدهای روانی، اقتصادی و اجتماعی ازدواج اجباری در صورت عدم وجود عنصر رضایت از جانب هر کدام از طرفین ازدواج، اغلب دامنگیر زنان و اعضای جامعهی کوئیرمیشود.
کودکهمسری
بر اساس قوانین ملی و بینالمللی، ازدواج با کودک یا کودکهمسری ازدواجی است که در آن زن، مرد و دیگر هویتهای جنسی و جنسیتی سن قانونی یعنی هجدهسالگی را تکمیل نکردهاند. این نوع ازدواج بهخاطر تبعات جبرانناپذیرش در قوانین اکثر کشورها جرمانگاری شده است. با این اوصاف، شوهر دادن زن قبل از سن هجدهسالگی یکی از رسوم متداول در جوامع سنتی است. قانون مدنی افغانستان قبل از قبضهی قدرت توسط طالبان در سال ۲۰۲۱، تکمیل سن شانزدهسالگی برای زنان و تکمیل سن هجدهسالگی برای مردان را شرط اهلیت ازدواج دانسته است. البته همین قانون نیز در مواردی دچار تناقض است. مثلا در مادهی ۷۱، عقد ازدواج دخترانی که بین سن پانزده تا شانزدهسالگی قرار دارند را نیز توسط پدر (صحیحالتصرفشان) بهرسمیت شناخته است. در واقع، قانون مدنی پیشین بهنحو محافظهکارانه با وجودی که سعی در محدود کردن سن ازدواج دختران قبل از سن پانزدهسالگی دارد، در مغایرت با اسناد بینالمللی بوده و کودکهمسری را منع نمیکند.
بد دادن
در تعریف مسلط و بومی، «بد دادن» به معاملهی پایاپای انسان در حل مناقشه گفته میشود. بددادن بهعملی گفته میشود که اعضا، متنفذان و ریشسفیدان یک خانواده، یک طایفه یا یک قبیله در ازای «جرم» و «جنایت»ی که مردان خانواده مرتکب شدهاند (مانند قتل، تجاوز و…) یک یا چند تن از زنان فامیل مجرم را به عوض «دیَت» – دیه با نیت صلح یا فرونشاندن خشم خانوادهی قربانی و منصرف کردن آنها از انتقامجویی یا عدالتخواهی به خانوادهی مقتول یا متضرر از جرم- پیشنهاد و پیشکش میکنند.
بدل دادن (سر بَدَلی)
بَدَل دادن به ازدواجی میگویند که دو خانواده توافق میکنند که به ازای مصارفی که در مناطق مختلف بهنامهایی چون طویانه، وَلْوَر، پیشکش، شیربها و… یاد میشود، دختران خود را با هم معامله و معاوضه کنند. در تعریفی روشنتر، خواهر و برادری از یک خانواده با خواهر و برادری از خانوادهی دیگر ناچار به ازدواجاند. در بخشهایی این مبادلهی دو زن/دختر میان دو فامیل را «سر بدلی» نیز میگویند. در این شکل از معاوضه، ازدواج مرد، مشروط و موکول به وصلت مردی از خانوادهی دختر با خانواده مقابل است. نقش خانوادهها در این توافق که مبنای اقتصادی دارد، امری حیاتی است. هرچند در این وصلت سنتی، در مواردی حق انتخاب همسر از مردان نیز بعضا نقض میشود، اما با توجه به تکثر و گستردگی پیامدهای ناگوارش برای زنان، کماکان در دستهی «خشونتهای عرفی» در برابر زنان جا میگیرد. لازم به تذکر است که این نوع از خشونت، در قوانین افغانستان جرمانگاری نشده است.
انزوای اجباری
در «قانون منع خشونت علیه [در برابر] زنان» در افغانستانان، انزوای اجباری در شمار «خشونت»ها درج شده است. در این سنخ از خشونت، منزوی کردن زنان توسط شماری از اعضای سرپرست خانواده: مردان، اعضای سالمند و حتا زنان فامیل، امری مروج است. در انزوای اجباری، زنان اجازه ندارند بدون موافقت همسران یا اقارب همسرانشان به دید و بازدید اقارب درجه یک و دو بپردازند. در قانون منع خشونت، انزوای اجباری عبارت است از «ممانعت از دیدوبازدید زن با محارم شرعیاش». در این ماده اگرچه کوشش شده که زن را از انزوا نجات دهد و ممانعت از روابط اجتماعی و دیدوبازدید را جرمانگاری کند، اما خود متضمن خشونت، سلطه و تبعیض در برابر زن است. چون بهصورت ضمنی، حیطهی ارتباطات زن را با محیط پیرامون و اطرافیاناش تعیین و محدود میکند. نص این ماده صرف ارتباط زن با محارم شرعیاش را بهرسمیت میشناسد. به این معنا که سایر تماسها و تعاملات اجتماعی زن، منوط به اجازهی شوهر و دیگر اعضای سرپرست در خانوادهاش است.
خرید و فروش زن
به عملی گفته میشود که زن در ازای وجوه مالی و دیگر اسناد بهادار یا هر نوع مال منقول یا غیرمنقول ـ بهبهانهی ازدواج ـ فروخته شود. خرید و فروش زن ممکن است بهمنظور زادآوری (تولید مثل)، بهرهبری جنسی، اجبار به فحشا، کار بازتولیدی و اجباری و یا مقاصد دیگر صورت گیرد.
فحشای اجباری
فحشای اجباری عبارت از مجبور کردن زن یا اعضای جامعهی کوئیر به تنفروشی، جهت کسب منفعت مادی و غیرمادی است.
اعتیاد اجباری
اعتیاد اجباری معتاد کردن کودکان و زنان به انواع دارو (قرصها، نوشیدنیها و مواد روانگردان)، مواد مخدر و مسکرات معمولاً بهمنظور تضعیف ارادهی فردی، سوءاستفادهی جنسی، بیگاری کشیدن، کنترل و تحت تسلط قرار دادن آنان صورت میگیرد. این رفتار در قانون منع خشونت، جرمانگاری شده است.
خیابانآزاری
خیابانآزاری به آن دسته از آزارهای کلامی، روانی یا فیزیکی با بار جنسی و جنسیتی اطلاق میشود که در محیطها و فضاهای باز شهری چون خیابانها و اماکن عمومی رخ میدهند. در این سنخ آزار که میتوان آن را مجموعهی درهمتنیدهای از خشونتهای روانی، فیزیکی و کلامی دستهبندی کرد، زنان، کودکان و دیگر اقشار آسیبپذیر چون اقلیتهای جنسی و جنسیتی هدف اصلی تعریف میشوند. این شکل از خشونت جنسی، زیرمجموعهی «فرهنگ تجاوز» است و مشمول نظریات عریان و علنی با بار جنسی ناخواسته، تعقیب، پُرزه/متلکپرانی، تهدید و تعرض کلامی، آلتنمایی، لمس اندام جنسی، چشمچرانی و نگاههای تحقیرآمیز یا جنسیتزده به آدرس افراد را شامل میشود. خیابانآزاری از بومیترین اشکال خشونت جنسی و از دلایل اصلی ناامنی اجتماعی و در نتیجه از دلایل عمدهی محدودیت آمد و شد و حضور زنان در محیطها، فضاهای عمومی و اجتماعی بهشمار میرود.
بچهبازی
بچهبازی به نوعی ابراز میل به کودکان وبهرهکشی جنسی افراد بالغ اغلب مرد، از کودکان و نوجوانان نابالغ، اغلب مذکر، دلالت دارد. در پدیدهی بچهبازی، شاخصهایی چون سن، طبقه، آموزش و جغرافیا نقش عمده دارد. متضرران این پدیده، اکثرا از میان کودکان و نوجوان نابالغ (پسر) و در بسیاری موارد از میان طبقات فرودست و محروم انتخاب میشوند. کودکان در این نوع از خشونت عریان جنسیتی، برای عرضهی خدمات جنسی تحمیلی به مردان بالغ از سنین بسیار پایین به بردگی گرفته میشوند. این خشونت یکی از حادترین وعلنیترین اشکال خشونت جنسی در برابر کودکان در افغانستان است. لازم بهذکر است که در کد جزای افغانستان، انواع کودکآزاری چون تجاوز جنسی، تعرض، مبادلهی کودک، رقصاندن کودک، نگهداری از کودک بهمنظور آموزش رقص، برگزاری محافل رقص و بچهبازی، انتشار و تهیهی ویدئو از این محافل، اشتراک در این محافل و اعتیاد اجباری کودکان جرمانگاری شده است.
تجاوز و خشونت جنسی مسلحانه در زمان جنگ
این نوع خشونت بعد از سال ۱۹۹۰ میلادی و پس از جنگهای بوسنی در قوانین بینالمللی کیفری زیرمجموعهی «جنایت علیه بشریت» و «جرایم جنگی» شمرده میشود. تجاوز و خشونت جنسی مسلحانه، معمولا در مناطق جنگی و مناطق مورد منازعهی بیرون از ادارهی حکومت مرکزی عمومیت دارد. در این شکل از خشونت، زنان، کودکان و در مواردی سالمندان قربانیان و متضرران اصلیاند. در موقعیت جنگی، از تجاوز و خشونتهای جنسی بهمثابهی ابزار و اهرم فشار با انگیزههایی چون تضعیف روحیهی «دشمن»، ابراز نفرت، تحقیر نیروهای رقیب و انتقامجویی استفاده میشود. از آنجا که بدن زنان در فرهنگ تجاوز بهمثابهی میدان نمادین تاختوتاز و بُرد و باخت طرفین درگیر تلقی میشود، تصرف بدن زنان از راه تجاوز و خشونت جنسی از شایعترین اشکال خشونت در مناطق جنگی بهشمار میرود. لازم بهیادآوری است که این سنخ خشونت بهدلیل میزان بالای خطر، تهدید و شرایط اضطراری و ویژهی حاکم در مناطق جنگی، امکان و آمادگی روایت و دسترسی به عدالت را گاهی تا مدتها و بعد از ختم منازعه نیز از متضرر/قربانی میگیرد.
نکته: «واژهنامهی خشونت جنسی و جنسیتی، ترمها و تعاریف» که به قلم زهرا موسوی، سردبیر بام و مسئول اوسا نوشته شده است، پیش از این در آکادمی مطالعات زنان افغانستان در قالب دستنامهی آموزشی بهصورت دیجیتال و رایگان منتشر شده است. بام ضمن نشر واژهنامه از همه خوانندگان خود صمیمانه دعوت میکند که افزون بر مطالعهی واژهنامه، در نشر و پخش آن با حلقات خود پیشقدم شوند.
لینک آکادمی مطالعات زنان افغانستان: https://awsa-academy.org/fa/